تب و لرز/ علیرضا میراسداله

تب و لرز/ علیرضا میراسدالله
مجموعه شعر
ناشر:نشر زده در الکترونیک (سه پنج)به سال 1393 فروردین ماه
طراح جلد :سحر جعفری
شماره کیوسک:پنجاه و چهار
آماده سازی و نظم صفحات:تکنو گراف سه پنج

حافظه

اینجا کنار توبودم من
و اینجا کنار من بودی تو
حالا هردو نیستیم

تقلیل یک زاویه

نفوذ می کند آلتی به بیرون میان لب هایی که با بی میلی خود را بازمی کند
تو انسانی را روی کاغذ رسم می کنی
تو موهای کسی را نوازش می کنی

خلاء

دوتاپیراهن دارم
یقه اش ولنگ و باز
مثل فاحشه ای
تنم را به شادمانی می فروشم

قبل از آنکه اشیا اوج بگیرند

خستگی ناپذیر در راه و امیدوار به پیشرفت های بیشتری بوده ای.
تا آن حد که پایه های حقوقی را یکی پس از دیگری درنوردیده ای.
بی آنکه دچار نفس تنگی شوی؛ بی آنکه وجدانت تاول بزند.

آسمان یک ژنراتور است

چرا که فکر کردیم این شبیه همان راهی است
که قلب ما را به روی دیگری باز می کند
تا همه فصل ها حتی بهار تجربه ای نو شود

امید ها زیر ناخن مخفی اند

علف مایل به سیاه یا سفید ؛ تویی
باد تویی ؛ زمان ؛ سرعت تو هستی
تو یک دایره هستی ؛ خطی ؛ نقطه تو هستی
تو هستی آنچه سرازیر سوی پایین کشیده می شود طللوعی

پیغامی از منطقه ی سیل زده

ما در عمق اینها متولد شدیم.
پاهای ما در این ها فرومی رود؛ ما اینان را با هر نفس
در ریه هایمان فرومی دهیم.
همه ی چیزهایی که از مردگان و زندگان برمی خیزد؛