دستهباجه ی شعر

میانجی/پدرام یگانه مافی

اما کزاز با آن قاشق های نقره چطور وقتی خوابم دستت را میچرخاند سمتم؟ من بزاقم زیبا ،اما دهانی ندارم که بازش کنم وسراغت را بگیرم امروز وفردا چشم میگذارم روی هم وفردا دوباره چشمهایم بسته اند ودیروز که میدیدمت باز بسته بودند [...]

جریان کلبی‌مسلکی‌ و گسترش اختگی

آرش اله وردی:هیئت اجرایی جایزه‌ی شعر نیما پانزده تن را به عنوان شاخص جریان‌ های شعر دهه هشتاد معرفی کرده است.پرسش اینجاست:کدام جریان؟به واقع جریان چیست؟نصرت‌الهی و روجا و صفاری و بقیه چه جریانی را در شعر معاصر رقم زده‌اند؟این هیئت پنج نفره دارد چه چیزی را می‌بیند و می‌فهمد که بقیه نمی‌بینند و نمی‌فهمند؟ [...]

تکه های یک اسب

باجه ی شعر/ ناما جعفری:گلوله شلیک که می شود کارگران ِ نیشکر هفت تپه با درختان یکی می شوند/بادهای مقدس/حنای مادران کُرد را به جنوب می رساند/جنوب اسبی می شود/گم شده در یکی از خیابان های فرعی تهران که از خون رد شده بود/هنوز رد می شود/شبانه رد می شود/ بند نمی آید رد شدنش/بندهایش را بند نمی کند [...]