دستهباجه ی شعر

میانجی/پدرام یگانه مافی

اما کزاز با آن قاشق های نقره چطور وقتی خوابم دستت را میچرخاند سمتم؟ من بزاقم زیبا ،اما دهانی ندارم که بازش کنم وسراغت را بگیرم امروز وفردا چشم میگذارم روی هم وفردا دوباره چشمهایم بسته اند ودیروز که میدیدمت باز بسته بودند [...]