سنگ بیژن

“….هرگز نیندیشیدم که می مانم و روری “سنگ بیژن”  می خوانم …”

ازنامه به شاپور جورکش

۱۳ آذر۱۳۸۹

در وقتِ مرگ  برای مرگ

لایق تر از من

هیچکس نبود

عقربه در چشم، طرح و تراش ِ بالای سنگ است.

و در پائین، درخت کوچکی در رقص، شاید تاک در

چرخ ِ شمس.

درون مقبره : جعبۀ ابزار، قلم، دوات، و قاب خالی ِ

بیژن که گفت : در زیر خاک، انسان تأسفی ست .

“هفتاد سنگ قبر”

۱۳۶٠

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *