در آغوش تو خوابیدن

 

 

Henrik norbrandt

هنریک نوربرانت

ترجمه : آزیتا قهرمان 

هنریک نوربرانت متولد ۱۹۴۵ در دانمارک است و بیشتر عمر خود را به دور از وطن در ترکیه سپری کرده است و تاکنون سی و هفت کتاب شعر منتشر کرده که همگی جوایز مهم شعری ی دانمارک ؛ سوئد و اسکاندیناوی را به خود اختصاص داده اند. او همچنین مهمترین شاعران ترکیه را به دانمارکی ترجمه کرده است.

 

جایی دیگر خوابیدن

 

 

عاشق آنم که جای دوری بخوابم

در اتاقی غریبه

با زنی بیگانه

و چک چک باران روی سقف را بشنوم

جدال درخت موز و قطره ها را بشنوم

قل قل آبی که در لوله ها می جوشد

صدای رادیویی روشن دراتاق کناری

عاشق آنم که بشنوم

صدای بریده زنی را وقتی به زبانی ناآشنا ناله می کند

 

عاشق غریبه گی هایم

در اتاقی پرت ترازهمه اتاق ها

با زنی بیگانه تر از تمام زن ها

ببری خرامان در باغ ؛ زیرنور ماه

عاشق آنم که عاشق کسی باشم

که خوب می شناسم

و تمام صداها را در او می شنوم

تنها میان تاریکی

 

 

اسفند ماه

 

روزهای اواخر اسفند

روزها همه باهم از بک سو می روند

صورت ها برمی گردند به سمت دیگر

تا مدام روشنایی یکدیگر را قرض کنند

 

سال ها بعدمشکل می توان گفت

آن روزها کجا رفتند

این چهر ه ها کدامند

 

فاصله بین چیزها از همیشه بیشتر

دور است و دست نیافتنی

روز به روز

چهره به چهره

این است آن چه در چهره تو می بینم

حالا دراین روزهای آخر اسفند

 

در آغوش تو خوابیدن

 

در آغوش تو خوابیدن چه پرشکوه و زیبا ست

انگار امپراتوری باشم

یک شکارچی در قصه ی پریان

جایی که همه ی چیزها بال و پر دارند

پروازمی کنند هرجایی بخواهند اینجا و آنجا

بازی خوشایندی است پرکشیدن و پرواز

اسیرو دربند شوی

تا دوباره آزاد

چه شیوه دلپذیری برای بال زدن وپرواز

برق نقره فام ارغوانی بال ها

سبز زمردین پرهای طلایی

در یک هوای بنفش سحر آلود

حالا که تو کنار منی در آغوشم

مثل ساری که ناگاه روی زمین افتاده باشد

با پرهای مچاله و نمناک

با پلک ها ی چفت ِ رو ی هم بسته

در خواب چسبناک و سفید گل های کوکنار

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *