هيچ زنی فاحشه نيست|جمانة حداد

 

جمانة حداد|ترجمه بابك شاكر

هيچ زني فاحشه نيست
كه تن خودرا به آغوشي مي سپارد
كه لقمه اي نان مي گيرد
كه إيدز مي گيرد
وشهيد مي شود
فاحشه تاريخ است كه هم آغوش زمان مي شود
فاحشه مرداني هستند با تن هاي خاردار
آلت هايي كه پرچم پيروزي دارد
فاحشه آن مرد سيگار به دست است
كه شعرهاي عاشقانه مي گويد
ومعشوقه هايش را مي نويسد
ونامش را حك مي كند روي تعفن وكثافت
فاحشه آن كشيشي ست كه جلق مي زند
و قديسان را برهنه مي بيند
فاحشه آن حاكم سياه جامه است
با چكامه هاي آهنين
كه مردانش تناسلي ِحكومتش هستند
ودرون هم فرو مي كنند
فاحشه نام ديگر دنياست
برهنه مي شود
مي دهد و
عبور مي كند

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *