مردهای غمگین هیچ همرقصی ندارند|پیِداد بونِت

 

مردهای غمگین هیچ همرقصی ندارند|پیِداد بونِت|کامیار محسنین

 

درباره شاعر: تولد در سال 1951 در کلمبیا. تحصیل ادبیات و فلسفه در دانشگاه آند در بوگوتا. مدرس همان دانشگاه از سال 1981. آثار منتشر شده اش عبارت است از شش دفتر شعر، دو رمان، یک کتاب گفتگو با پنج شاعر کلمبیایی و چهار نمایشنامه.

 

 

مردهای غمگین پرنده ها را فراری می دهند.

بر پیشانی های محزونشان نازل می شوند

ابرها

و در نم نم مات باران محو می گردند.

گل ها پژمرده می شوند

در باغ های مردهای غمگین.

خطرگاه هایشان مرگ را وسوسه می کند.

چون

زنانی که درون یک زن هستند

همه در یک زمان به دنیا می آیند

روبروی چشم های غمگینِ مردهای غمگین.

رگِ زن باز شکمش را باز می کند

و شیرِ رهایی بخش اش را به مرد غمگین تعارف می کند.

نوزادِ زن با حرارت بوسه می زند

بر دست های پدرانه و بینوای بیوه مردِ او.

و زن که در خانه، خاموش قدم می زند

ساعت های سیاه مرد را نور می بخشد و مرمت می کند

تمام حفره های سینۀ او را.

زنی دیگر هست که به مرد غمگین عاریه می دهد

دو دستش را انگار که دو بال اَند.

اما مردان غمگین در برابر موسیقی آنان کر اَند.

آن وقت هیچ زنی تنهاتر نیست،

غمگنانه تنهاتر،

از زنی که می خواهد عاشق مردی غمگین باشد.

2004

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *