ملحفه‌های خیلی سفید|میریام ون هی

 

ملحفه‌های خیلی سفید|میریام ون هی|شهلا اسماعیل‌زاده

و شاید روزی مثل امروز
در حالیکه سالیان خارج از شهر به حساب نمی‌آیند
با صورتهای زخمی
و شوق ناکام بمیریم
و شاید یکی،یکی از کسانی که ما دوست داشتیم
با ما بیدار شود و دستان‌مان را نوازش کند
کمی از نخستین سالها بگوید،کمی گریه کند
شاید هم هیچ کس نباشد
و تنها ملحفه‌های خیلی سفید
آخرین رویاهایمان را در خود نگه دارند و هرگز
هرگز به کسی نگویند .

*

MIRIAM VAN HEE

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *