جنگ جهانی دومِ کیرِ زورو|الخلیدی

urix

 

 

جنگ جهانی دومِ کیرِ زورو|الخلیدی|ترجمه م.م

قلبم هیروشیماست
کیرم ناکازاکی ست
و من برلینی از خاکسترم
جایی
میان قلبم و کیرم
زن به جستجوی من بود.
نمی دانست که بیرون از این دو وجود ندارم
گفت:” می توانم وارد قلب ات شوم
بی انکه کیرت وارد من شود”
موهایش دو استالین
پستان هایش دو روزولت
لب هایش دو هیتلر
ران هایش دو چرچیل
پاهایش دو دوگل
و من استالینگرادم
زنی از آتشِ مسموم
پیش از آن که به اتاقش وارد شوم
پالتو و کیر و قلبم را
به جا لباسی اویزان می کنم
نمی خواست
کفش هایی برای پاهایش باشم
یا شن هایی
برای ساحل آبی چشم هایش
هنوز
متنفرم از عشقم به او

زورو به کتابخانه می رود و به کتاب ها نگاه می کند
اگر کتاب‌های غم انگیز بگریند
اشک هایشان چه هستند؟
عنوان شان
آغازشان
پایان شان
یا نام نویسند گانشان؟
اگر کتاب‌های خشمگین می توانستند
چه چیزی را به اتش می کشیدند؟
خودشان،
کتابخانه ها،
سرها
یا جهان را؟
اگر کتاب های باردار زهدان داشتند
چه چیزی را حمل می کردند؟
خاکستر
باغچه ها
یا کتاب ها را؟
اگر کتاب های من دهان داشتند
چه می کردند؟
مرا می بوسیدند
یا به صورتم تف می انداختند؟
داستان غم انگیز پادشاهی زورو
قلبم، کیری تپنده است
کیرم، قلبی ایستاده
و من غم غربت ام.
پادشاهی من آغاز نشده است.
به خاطر جنگ های طولانی میان
قلب و کیرم
اگر قلبم قدرت را در دست بگیرد
کیرم به بیضه هایم پناهنده می شود
اگر کیرم به قدرت برسد
قلبم از سینه ام گرما می گیرد
هرگز توازنی میان
کیرم و قلبم،
واژه و خنجر نیست.
ترانه ای هستم
اگر قلبم پیروز شود.
اما اگر کیرم بیاستد
و آن ژل زنده بر سرش اویزان شود
قلبم به دلتنگی هایش پناه می برد
و تختخوابم از ران ها پر می شود
هرگز زنی را ملاقات نکردم
که مثل خط مرزی امن
میان کیر و قلبم قرار گیرد
گاه زنی را ملاقات می کنم
که در قلبم پنهان می شود
گاه زنی را ملاقات می کنم
که در کیرم پنهان می شود
خیلی از زن ها کیرم را از قلبم بیرون می کنند
باقی زن ها از راه کیرم، قلبم را تعقیب می کنند
گاهی فکر می کنم
که دیواری از زن ها نیاز دارم
برای مرزبندیِ
میان کیر و قلبما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *