شعرهایی از سه دوره ی دیروزین

کتاب را از اینجا دانلود کنید

شعرهایی از سه دوره ی

دیروزین

بیژن الهی

در « دوره ی سیاه در سرایش پارسی »، واژه ی «سیاه»- به تذکر شاعر- ربطی به معنی معمولش در زبان فارسی ندارد و در واقع ترجمه یی ست از واژه ی فرانسوی Noir ، به همان معنی که فرانسویها در «roman Noir » باب کرده اند.به این ترتیب،این دوره بناست،به یک معنا،درحد ادبیات « نوع » (Genre) شمرده شود، که از طرفی نیز ناظر است به سنت ایرانی شعر روایتی در حد «نوع» دیگری.«نحو محو» (به زعم شاعر،فرا می خواند،جرقه هایی آنی ست از جهانی «بدوی».نحوه ی تسلسل این ترانه ها در دفتر اصلی حاکی از سفری ست- ظاهراً با رنگهای بومی چند خطه ی مختلف- در جغرافیایی باطنی،این جنبه ی خاص شعر ها در گزینش حاضر، متاسفانه از دست رفته است.«علف دیمی» شامل شعرهای مطلقاً غنایی ست که برای « مجموعه» شدن نوشته نشده اند.وچند اشاره برای درست خواندن: ۱-تقطیع مصرعها حساب دقیقی دارد و موسیقی شعر را تنظیم می کند.پس هر شعری درست همان گونه که تقطیع شده باید خوانده شود و مصرعها نباید در ترنم به هم چسبانده شوند. ۲-«و» ، اگر در آغاز جمله باشد یا قبلش ویرگول یا تیره یی آمده باشد،با فتحه خوانده می شود؛ و، اگر در میان جمله باشد،یا در ته یک مصرع ، وقبل از آن هیچ نشانه یی نیامده باشد،با ضمه خوانده می شود. ۳-«می» گاهی به فعل چسبیده آمده است و گاه جدا.به این ترتیب،مثلاً ،«می آید» با تکیه روی «آ» ادا می شود و «میاید» بدون تکیه. ۴– ویرگولها ونقطه ها وتیره های میانی مصرعها،جز شاید چند جای خاص که خواننده ی آشنا به آهنگهای مضمر در زبان فارسی عادتاً در خواهد یافت،مکث و سکته در آهنگ مصرع نمی اندازند. ۵– در « عقاقیر »،خط سوم، « بچه » و « خط » بی تشدید خوانده می شوند.

فیروز ناجی

کتاب بیژن الهی

6 دیدگاه در “شعرهایی از سه دوره ی دیروزین

  1. هم گویی با بیژن الهی nدر شعر “‌ تعطیلات جاودانی استاد ” ————————————- مسعود فرح

    پیش می آید

    چیزی که انگار گفته شده در پسینی دور

    دست و پا پیدا کند و راه بیافتد که گشتی بزند

    و انگار وگفته شدن

    انگارکه آسوده شده باشند

    پاهاشان را درازکنند وکش بیآیند و برسینه بکوبند

    و پسین دست پاچه کلید چراغ را بزند

    و روشنی بتابد بر گفته شدن

    و گفته روشن شود و راه بیافتد

    و انگار بماند و آسودن

    و پسین گم شود .

    ——————————- خرداد ۱۳۸۸

  2. الهی و معاصرانش را باید شناساند… ممنون از کتاب… باید کتاب های دیگرانشان را هم جست و دست به دست چرخاند… مگر آرام گیرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *