تمرین مدارا

برای اولین بار روی وب

تمرین مدارا
بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ و …
محمد مختاری
http://www.mediafire.com/?r3g849ntjx2bv34

کتاب “تمرین مدارا” که حاوی بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ مدارا در ایران است، توسط مرحوم محمد مختاری شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد ادبی که از قربانیان قتل های موسوم به “قتل های زنجیره ای” است گردآوری شده است. مقاله های این کتاب که بیشتر در مجله های آدینه، تکاپو، فرهنگ، توسعه، گردون و دیگر مجلات دهه هفتاد شمسی منتشر شده به گفته خود وی تلاشی است در بسط تفکر انتقادی و تمرین مدارا در ایران.

از دیگر آثار محمد مختاری می توان به “حماسه زال”، “رستم و سهراب”، “انسان در شعر معاصر” و “هفتاد سال عاشقانه “اشاره کرد. آثاری در بررسی شاعران معاصر ایران از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی به همراه مجموعه اشعار وی مانند “در وهم سند باد”، “قصیده های هاویه”، “بر شانه فلات”، “شعر ۵۷″، “منظومه ایرانی”، “وزن دنیا”، “آرایش درونی” و “سحابی خاکستری” از دیگر آثار وی می باشد.

محمد مختاری در قسمتی از کتاب “تمرین مدارا” چنین آورده است “«نزدیک به صد و پنجاه سال است که جامعه‌ی ما، از یک سو درگیر با سنت و نو مانده است، و از سوی دیگر، به تقابل فرهنگ‌های خودی و غیر خودی گرفتار است؛ و دوران ِ بحرانی ِ گذار ِ خود را می‌گذراند. پس ناگزیر است برخورد آگاهانه و سنجیده‌ای با این درگیری و گرفتاری، و علل و عوامل آن داشته باشد. یعنی باید به بازخوانی همه‌جانبه‌ی فرهنگ، در کلاف به‌هم‌‌پیچیده‌ی روابط فرهنگی جهانی، و نقد سنت و معرفت تاریخی خود بپردازد. چیستی ِ خود را بشناسد. مبانی ”هویت“ یا ”بی‌هویتی“ خود را درک کند.» 

محمد مختاری در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ در تهران بدست مامورین جمهوری اسلامی ترور شد.


در پانزده سال اخیر چقدر اقشار مختلف و جناح های سیاسی/اجتماعی متفاوت در ایران سعی کردند گفتمان مدارا و جنبش جامعه مدنی را به راه بیاندازند، و در این راستا میزان معتنابهی نوشتار به صورت مقاله و کتاب و گفتار به صورت سخنرانی و مصاحبه تولید کردند. با این وجود، ایدئولوژی بنیادی جمهوری اسلامی که اصولا در راستای بحران-سازی و در تضاد با اصل مدارا شکل گرفته، نه تنها اجازه رشد چنین گفتمانی در ایران را نداد، بلکه در پانزده سال اخیر قدم به قدم به سرکوب خشونت آمیز آن هم پرداخت. نمونه اش قتل همین جناب مختاری در جریان معروف «قتل های زنجیره ای» بود.

شاید امروز بسیاری که از اوضاع و احوال حاضر دل خوشی ندارند به خاطر نیاورند، ولی وضع ایران پس از انقلاب همیشه یکسان نبوده، و فراز و نشیبهای بسیاری داشته. این دوره مذکور هم یکی از فرازهای مهم – گرچه به طور عمده عقیم – آن در گفتمان سازی دموکراتیک بود. با این وجود، دستاوردهای این دوره، گرچه هنوز به نتیجه عملی نیانجامیده، امروز در دسترس ماست تا از آنها بهره ببریم و برای ساختن آینده از آنها استفاده کنیم. این کتاب که در عمق شناخت و در گستره دانش در میان آثار فارسی-نبشت در نقد فرهنگ و سیاست – با توجه به زمان نگارش آن که حدود دو دهه پیش می باشد – تقریبا کم نظیر است، یکی از همان دستاوردهای گرانبهاست.

به عنوان نمونه تیزبینی مختاری، نقدی را می آورم که بر پست-مدرنیته وطنی وارد می کند، و اصرار بر پیاده کردن آن در حیطه جامعه در حال گذار ایران را امری منفی می داند: «در جامعه ای که از دو اصل اساسی روشنگری، یعنی آزادی و خرد، بهره سازمان یافته نبرده است، و هنوز وجوهی از بینش اساطیری، انسان-طبیعت را در رازوارگی ارگانیک دیرینه به هم مربوط می کند؛ و حتی بسیاری از چیزها را با مناسبت و بی مناسبت در هاله ای از تقدس می پوشاند، و بیش از هر زمان دیگر نیازمند خرافه زدایی و اسطوره زدایی و تقدس زدایی است، نفی خردورزی (و نه نقد مطلق اندیشی های خرد)، و فراخوان بازگشت به بینشهای رازآمیز سنتی یک ستم فرهنگی است. بازگشت به چنین سنتی چگونه می تواند عامل رفع «سلطه» و نفی «اقتدار» و سرانجام تغییر روش زندگی امروز ما شود؟» (۳۲) امروز که نفی خردگرایی تقریبا به طور کامل جامعه ایرانی را به قهقرا برده، صحت نظر مختاری در بیست سال بیش بسیار آسان تر به چشم می آید. اما این معمولا – اگر نه همیشه – درد جوامع بشری بوده که حقیقت را دیرتر از برخی افرادشان کشف کرده اند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *