شعرهاي درخشان

هوشيار انصاري‌فر، نويسنده با اشاره به اينكه اشعار زيادي بيژن الهي سروده و فقط تعداد اندكي از آنها در اختيار ديگران قرار گرفته است، مي‌گويد: «بي‌شك شعرهاي منتشر شده او از درخشان‌ترين شعرهايي است كه در اين سال‌ها خوانده‌ايم. متاسف هستيم كه چرا شعر بيشتري از او در دسترس نبوده است چون خودش تمايلي به اين كار نداشت.»

وي مي‌افزايد: «به همين دليل هم الهي در شعرهاي نوشته و چاپ نشده‌اش تاثير مستقيم محدودي گذاشته اما تاثير غيرمستقيمش توسط مجموعه شعرديگر بر كل شعر فارسي بسيار بوده است. به اين خاطر كه او مغز متفكر و يكي از استراتژيست‌هاي جريان «شعر ديگر» هست و نقش اساسي در ترسيم خطوط و حدود و ثغور و جمال‌شناختي اين جريان شعري داشته است.»

اين مترجم در ادامه يكي از مهم‌ترين ابعاد ميراث الهي را ترجمه‌هايش دانست كه به هر صورت جزو معدود مترجماني است كه بر بنيادهاي ترجمه در ايران اثرگذار بوده است و در اين باره مي‌گويد: «الهي در زمينه ترجمه اجتهادهايي كرده كه من شخصا ترجمه‌اش از اشراق‌هاي آرتور رمبو و آنچه در زمينه ترجمه آثار لوركا سرپرستي كرده است، مي‌پسندم چون نظرگاه‌هايش در اين ترجمه‌ها جواب داده است. اما ترجمه‌اش از چهارشنبه خاكستر اليوت را نمي‌پسندم با آنكه زحمت طاقت فرسايي هم در اين مورد كشيده اما خروجي‌اش جواب نداده است. تاكيد الهي در ترجمه بر واژه بوده است و آن را اتم ترجمه در نظر مي‌گرفته است. اما ساختارهاي نحوي را بازسازي كرده و آنچه روي كاغذ آورده است، مي‌شود درباره‌اش چون و چرا كرد. انتخاب اين نظرگاه در ترجمه بستگي به رويكرد روان‌شناختي يا تحليل گفتماني دارد. در عين حال نحوه ترجمه بستگي به نوع شعر دارد كه چقدر بر پايه واژه شكل گرفته باشد.»انصاري فر معتقد است كه آدم جانشين‌ناپذيري را از دست داده‌ايم چراكه او راهي را پيش روي آيندگان قرار نمي‌دهد بلكه راهي را مي‌پيمايد كه از خودش شروع و به خودش خاتمه يافته است. بنابراين دريغ و حسرت از مرگ الهي قابل مقايسه با حوادث و سوانح مشابه نيست.

او «شعر حجم» را جرياني راديكال و متاثر از «شعر ديگر» مي‌داند كه بيژن الهي سرچشمه اصلي آن بوده است. با آنكه يدالله رويايي خود بيانيه شعر حجم را نوشته و آن را به امضاي ديگران رسانيده است در صورتي‌که بيژن و هم‌کیشانش بدنه اصلي اين جريان بوده‌اند. نسبت شعر حجم با شعر ديگر از منظر انصاري‌فر، برشي است كه جناح چپ و راديكال از شعر ديگر توسط رويايي زده است. شعر حجم از جريان ماقبل خود كه شعر ديگر است گسسته مي‌شود و در اينجا نوعي شريعت‌سازي از جنبش شعر ديگر به وقوع پيوسته است. شايد به همين خاطر هم هست كه بيژن الهي سكوت مي‌كند و ديگر حاضر به چاپ و نشر اشعارش نمي‌شود. اما انصاري‌فر فقط در اين باره حدس و گمانه مي‌زند چون حشر و نشري با الهي و دوستانش نداشته است. انصاري‌فر به لحاظ ژورناليستي كار بيژن الهي را در بيرون دادن شعرهايشان خيلي متفاوت با جٌنگ‌هاي ادبي تلقي مي‌كند كه در اين مجموعه‌ها نگاه بارز و پيچيده الهي در گزينش اشعار مشهود است. چنانچه اشعاري از منوچهر آتشي را در كنار اشعار هوشنگ ايراني قرار مي‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *