نویسندهadmin

این خیلی بد است

پوریا سوری:این خیلی بد است كه شاعری بمیرد و تمام اهالی فرهنگ و هنر و رسانه یك قطعه عكس از شاعرشان نداشته باشند. این خیلی بد است كه وقتی كه شاعری درگذشت بخواهیم در خبرهای‌مان از او بگوییم غافل از اینكه سال‌هاست یادی از او نكرده ایم! فقط می‌خواهیم شلوغش كنیم كه ‌ای وای! یكی از ما رفت. آن وقت در همه آرشیوهای ریز و درشت‌مان كه می‌گردیم تنها چند قطعه عكس سیاه و سفید مربوط به دوران جوانی شاعری پیدا می‌كنیم كه هنگام مرگ ۶۵ سال داشته است! [...]

شعرهاي درخشان

هوشيار انصاري‌فر: اشعار زيادي بيژن الهي سروده و فقط تعداد اندكي از آنها در اختيار ديگران قرار گرفته است، مي‌گويد: «بي‌شك شعرهاي منتشر شده او از درخشان‌ترين شعرهايي است كه در اين سال‌ها خوانده‌ايم. متاسف هستيم كه چرا شعر بيشتري از او در دسترس نبوده است چون خودش تمايلي به اين كار نداشت.» [...]

شاعري كه با كلمه، عرفان مي‌كرد

علي مسعودي نيا: «بيژن الهي در يكي، دو دهه اخير، چنان كمرنگ و كم خبر و كم پيدا بود كه شايد برخي اهالي غريب‌تر وادي شعر گمان مي‌كردند خيلي پيش از اينها از دنيا رفته است. شايد اگر جهد و كوشش چند تن از شاعران جوان امروز و ديروز نبود، نام او نيز چون بسياري از شاعران نحله «موج نو» و «شعر ديگر»- مثل فيروز ناجي، هوشنگ آزادي ور، ايرج كياني، هوتن نجات و… – يا از خاطر رفته بود [...]

آنقدر بيژن الهي خاموش بود

رضا آشفته:آنقدر بيژن الهي خاموش بود كه در اين 30 سال اثري از او چاپ و منتشر نشد با آنكه شواهد و قرائن دال بر فعاليت گسترده ادبي‌اش در اين سال‌ها بوده است و علاوه بر شعر در زمينه ترجمه نيز همچنان فعاليت مي‌كرده است. يكي از اين ترجمه‌ها، زمان از دست رفته مارسل پروست است كه ادعا مي‌شده از ترجمه شادروان سحابي بهتر است [...]

جنازه‌ی الاهی را باید دید

آرش الله وردي:وخیم‌تر از مرگ بیژن الاهی، نوشتن از او در این برهه‌ی پس از مرگِ اوست. این حرکت وقیح فارسی‌ـ‌اپورتونیستی را به کثرت میت‌وان در همین یک روز دو روزِ در پس و پیش، روی وب و کاغذ دید و استفراغ کرد. اما این نُت کوتاه، حرکت وقیح فارسی – اپورتونیستی نیست و همین؛ بدون هیچ توجیهی جز خودش. [...]

برای زند‌گی‌های بیژن الهی

پرهام شهرجردي:در سرزمینِ زند‌گی‌‌کشِ پارسی، الهی چقدر خودِ شعبده‌کارش را، خرجِ کلمه کرد. چقدر به کالبدِ این ادبیات رفت، رمبو را چنان نگارش کرد که انگار سکوت‌اش را هم بازنویسی کرد. ادموند ژابس در کتاب جای مرگ را دیده بود. هرکس با کتاب‌اش، در کتاب‌اش می‌میرد. چقدر کتاب‌های نایاب، در باد و بر باد، مرگ را سخت‌تر از مرگ‌ می‌کنند [...]

خبر بد! غروب ديروز نهم آذر 1389

رضا قاسمي:الهی اولين کتابش را در 17 سالگی چاپ کرد(ترجمه لورکا اگر اشتباه نکنم). پس علت را در جای ديگری بايد جست. من يادم نمی رود که بهرام اردبيلی با چه شور و شوقی دفترهای «شعر ديگر» را که با هزار بدبختی چاپ کرده بودند وقتی از چاپ خانه می آورد تازه بدبختی آغاز می شد. [...]

یک جستجوگر شعر

او شاعر نوآوری بود. یک جستجوگر شعر بود و با آنچه داشت هرگز راضی نمی شد. هر راهی که می رفت و هر کاری که می کرد، برای این بود که گونه های شعر خودش را نوتر کند [...]