برچسبناما جعفری

تن‌ات آزادی بیان بود

من‌ بهترین‌ مخ‌های‌ نسل‌ام‌ را دیدم‌ که‌ گشنه‌، لخت‌، و هیستریک،‌ از دیوانگی‌ ویران‌ شدند. همان‌ها که‌ در وست‌کست‌ دوباره‌ پدیدار شدند، در حالی‌ که‌ اف‌‌بی‌آی‌ را در ریش‌ و شورت‌های‎اش‌ می‌پاییدند، با چشمانی‌ گنده‌ و صلح‌جو، و چه‌ سکسی‌ در پوست‌ گندمی‌شان‌، وقتی‌ اعلامیه‌های‌ نامفهوم‌ را توزیع‌ می‌کردند. [...]

الف لام میم، سلام بر اقلیتِ تن‌هایى

من اقلیتم، وقتى بادهاى مدیترانه اى روى صورتم، زخم می‌ریزند، اقلیت از ته گورستان تنم، سرد می‌شود، آدم هاى تنها، آدم هاى اقلیت‌اند. گاهى فکر مى کنم مگر می‌شود، با زندگى در دنیاى مجازى کسى را اقلیت نامید، در دنیاى مجازى که می‌شود از یک اقلیت به یک گروه رسید و جامعه شد، هر چند جامعهٔ بى سر و ته. [...]

اسب‌هایی که مرا به دنیا آورده‌اند، سیانوری برای مرگ در دهانم گذاشته‌اند

ما می‌میریم و به مرگ که نگاه می‌کنیم از درون می‌پوسیم. گاهی مرگها، مرگ می‌شوند و به سراغمان می‌آیند، گاهی برای مرگ، کشته می‌شویم، مثل روزی که هوشنگ گلشیری به وقت خاکسپاری محمد مختاری در گورستان امامزاده طاهر کرج، مرگ را فریاد می‌زد. [...]

در آغوش پیراهنم بودی

لذتی که در عشقهای پنهانی هست، در عشقهای دیگر نیست. وقتی عاشق می‌شوی جهان را کوچکتر از همیشه می‌بینی.ادبیات عاشقی است. عشق، ادبیات را می‌سازد و نفس می‌دهد به نوشتن. از بیداری می‌پراندمان به بودن. نبض بی‌پایانِ کلمه است. خواب را به پرسیدن از تن می‌برد و بعد بی‌صدا ما را میان مچاله کردن‌‌ رها می‌کند. از عاشق شدن بیژن الهی به غزاله علیزاده بنویسم یا از احمد شاملو به آیدا؟ عشق جلال را چه کنم به سیمین؟ [...]

ما در خطر بی تفاوتی هستیم / ناما جعفری

ادبیات برای ما وحی منزل شده است.باور ما براین اسطوره ی مدرنیسم چنان عمیق و ریشه ای است که سایر اعتقادات خود را با آن هماهنگ می کنیم.ما پذیرفته ایم که ادبیات حقیقت است.جامعه است.زندان و شکنجه و تجاوز است.ادبیات اوین است.رجایی شهر و کودکان خیابانی ست.ادبیات درد و اعدام است.ادبیات وطن است.باری،ادبیات جای حقیقت نشسته است.بی تفاوتی اما کابوس هولناکی ست. [...]

من یک ادوارد دست قیچی هستم ای تیم برتون لعنتی

ناما جعفری:(من یک ادوارد دست قیچی هستم/لباس هایم را به شکل تیم برتون در می آورم/سرزمینم یک گورستان ابدی ست/هر شب میان آرامگاهم سوئینی تاد آواز می خواند/عاشقانه‌تر از اسلیپی هالو)تیم برتون، یکی از عجیب‌ترین فیلمسازان زمانه ماست. [...]

چشمان کاملاً باز استنلی کوبریک

ناما جعفری:نوابغ سینمای جهان،نوابغ سینمای جهان،نوابغ سینمای جهان،نوابغ سینمای جهان،نوابغ سینمای جهان،این نام را کسی یدک می کشد که غلاف تمام فلزیش را گذاشت روی بدنه ی سینما و تمام کشیشان لولیتا وار را به گلوله بست.«استنلی کوبریک»، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کننده صاحب‌نام سینمای جهان روز ۲۶ جولای ۱۹۲۸ در منهتن آمریکا متولد شد و روز هفتم مارس ۱۹۹۹ در سن ۷۱ سالگی درگذشت. [...]