‘دستاشو مشت کرده’؛ ‘هیچکس’

پوریا ماهرویان

سه شنبه ۱۹ آذر، اول شب بود که از همه سو یک توییت فرستاده می‌شد: یک فایل ساوندکلاود با عنوان “دستاشو مشت کرده”؛ اثر از “هیچکس” بود رپری که با آثار اعتراضی‌اش مشهور است.

ابتدا سرعت افزایش تعداد کسانی که این توییت را لایک یا ریتوییت کردند نظر را جلب می‌کرد، چیزی شبیه توییت‌های چهره‌های سرشناس سیاسی و هنری جهانی که با توییتی جنجالی جلب توجه می‌کنند. سرعت بالارفتن این اعداد برای توییتر فارسی کم نظیر بود، آن هم برای یک فایل صوتی. با بیش از ۶ هزار بار ریتوییت و بیش از ۲۰ هزار لایک و بیش از حدود ۱۲۵ هزار پخش روی ساوندکلاود. (تا زمان انتشار این مطلب)

شاید یک دلیل آن این بود که توانست نظر چهره‌های مشهور از طیف‌های گوناگون سیاسی را جلب کند، تقریبا هر کسی هم که توییت کرد، جمله‌ای از ترانه را نقل کرده بود. 

“صدای ترکیدن بغض میاد و میگن این اشرار مسلحن”، “همه معادن استخراج کردن و خوردن، فقط جنازه ها رو زمین که معدن سربن، همه‌ کشوررو قفس کشیدن و می‌گن اینجا هیشکی زندانی نی”

کلام این قطعه گاهی از وزن و قافیه خارج می‌شود و “هیچکس” سعی نمی‌کند که کلام و تاثیر آن را برای آنکه وزن و قافیه بماند، فدای قالب کند. 

تلخی و سیاهی کلام در تمام قطعه موج می‌زند و به پایان که می‌رسد صدای معترضانی که فریاد می‌زنند، تلخی آن را دو چندان می‌کند. موسیقی در حاشیه کلام حرکت می‌کند و مانند ارابه‌ای کلام را به دوش می‌کشد تا آن را تیزتر و خشن‌تر به مخاطب برساند. هدف موسیقی این قطعه رساندن کلام به مقصد است، بدون آنکه بخواهد خودنمایی کند و از قدرت کلام بکاهد.

کلام گسیخته از قالب این قطعه، فقط هدف دارد و آن به تصویر کشیدن آنچه اتفاق افتاده است و هر جمله‌ای مستقلا یک قاب تصویری است با رنگ‌آمیزی‌ای که به زحمت بتوان رنگی جز سیاه و خاکستری در آن دید. 

برخلاف بسیاری از آثار اعتراضی -مشخصا آن دسته که در فاصله بین شورش سیاهکل و انقلاب ۵۷ ساخته شد- اصراری برای امید دادن ندارد، گویی در ترانه “دستاشو مشت کرده” پایانی بر “شب سیه” نیست، با این حال سرخوردگی منفعلانه‌ای ندارد، هرچند امیدوار هم نیست؛ درد دارد و آن را بی محابا فریاد می‌زند. 

عده‌ای آن را”شاهکار” و”سرود” اعتراضات خواندند . عده‌ای گفتند که “ربطی به موسیقی” ندارد. فرم هر چه هست -دست‌کم در این مقطع چندان برای مخاطب اهمیت ندارد- این محتوای اثر است که جلوه می‌کند، هر چند فرم نامتعارف آن خودش فرم تازه‌ای می‌سازد و با توجه به اینکه هنوز کاملا آتش اعتراضات خاموش نشده، آن را به یکی از نخستین و مهمترین آثار مرتبط به اعتراضات آبان ۹۸ تبدیل می‌کند.

موسیقی اعتراضی همگام با اعتراضات

تابلوی سیاهکل اثر بیژن جزنی
تابلوی سیاهکل اثر بیژن جزنی

ترانه‌های اعتراضی معاصر ایران عمری همسان اعتراضات در یک قرن اخیر دارد. از سال‌های نخستین پس از انقلاب مشروطه ایران و سال‌های پس از روی کار آمدن رضا شاه که تصنیف‌های عارف قزوینی و اشعار میرزاده عشقی و نسیم شمال آغازگر عصیان در موسیقی و ادبیات معاصر بودند تا زمانی که در جنبش سیاهکل و انقلاب ۵۷ “هنر اعتراضی” به اوج رسید، شعر و موسیقی بخش جدایی‌ناپذیری از اعتراضات اجتماعی شدند.

در هر شکلی از هنر معاصر ایران از ادبیات و موسیقی گرفته تا هنرهای تجسمی و نمایشی، اعتراض جایگاه ویژه‌‎ای دارد. بخشی از آثار اعتراضی که گاهی به ژانر سیاسی شناخته می‌شود، متاثر از آفرینندگان آثار بوده که بیشترشان سابقه سیاسی و عمدتا تفکری مخالف حاکمیت داشته‌‎اند. بسیاری از پایه‌گذاران و ستون‌های اصلی شعر و ادبیات و تئاتر ایران از اعضای حزب توده بوده‌اند و محتوای فرهنگی و هنری پس از شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۵۷ را افرادی تولید کرده‌اند که متعلق به جریان چپ در ایران بودند.

در این فاصله رخدادهایی مثل کودتای ۲۸ مرداد، قیام سیاهکل و دستگیری‌ها و اعدام‌های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ جرقه‌هایی بودند که هر بار تولید آثار اعتراضی را کلید می‎زد و به همان اندازه حاکمیت را نسبت به آثار تولید شده حساس می‌کرد. از ابتدای دهه ۱۳۵۰ هر محتوای هنری که خارج از دایره فرهنگ عامه بود و در شکلی متفاوت از جریان روز تولید می‌شد، حساسیت ساواک را بر می‌انگیخت. در بهترین حالت تولید کننده اثر مجبور به تغییر یا حذف یکی دو کلمه و جمله و صحنه می‌شد و اثر انتشار می‌یافت، اما در بسیاری از موارد کار به توقیف اثر و حتی گاهی برخورد و بازداشت آفریننده می‎کشید. گاهی آنقدر عنصر اعتراض در چندین لایه پیچیده می‌شد که مفهوم آن برای مخاطب عام کاملا گم می‌شد و فقط شک مامور سانسور را بر می‌انگیخت.

بسیاری از آثاری که به دستور ساواک در سال‌های پیش از انقلاب ایران سانسور یا توقیف شده بود در آستانه انقلاب و چند ماهی پس از آن به‌ صورت کامل منتشر و به بخشی از “هنر انقلاب” تبدیل شدند. اما “بهار آزادی” خیلی زود رنگ پاییزی به خود گرفت و سانسور و سرکوب این بار حتی خشن‌تر و گسترده‌تر هنر و هنرمند را هدف قرار داد.

هر چه از سال‌های پس از انقلاب گذشت هنر اعتراض از نظر کمی و کیفی کاهش یافت. بخش عمده‌ای از آن نبود تولید کننده آثار بود که یا در زندان و در تبعید بودند یا برای حفظ جان سکوت کرده بودند. وگرنه بهانه برای تولید اثر اعتراضی آنقدر بود که هنرمند را برای خلق اثر تحت تاثیر قرار دهد.

بخش مهمی از موسیقی اعتراضی ایران حاصل همکاری ابتهاج، لطفی و شجریان است که در کانون چاووش شکل گرفت
بخش مهمی از موسیقی اعتراضی ایران حاصل همکاری ابتهاج، لطفی و شجریان است که در کانون چاووش شکل گرفت

موج عظیمی از هنرمندان و نویسندگان بلافاصله مجبور به ترک وطن شدند و بسیاری به حبس محکوم شدند و پس از آزادی یا آنها هم تبعید را برگزیدند یا ماندند و به حاشیه رانده و خانه‌نشین شدند. عده‌ای نیز محکوم به اعدام شدند و حتی سال‌های پس از انقلاب ۵۷ در داخل و خارج از ایران کشته شدند و عده‌ای مسیرشان را از اعتراض به موضوعاتی دیگر تغییر دادند.

برای مثال تولید محتوای هنری برای اعدام‌های دهه شصت با وجود گستردگی رخداد، از نظر کمی با آنچه در جریان انقلاب تولید شد قابل مقایسه نبود. در داخل ایران نه کسی جرات تولیدش را داشت و نه اگر تولید می‌شد مجالی برای انتشارش بود. واکنش هنری به هر رخدادی سیاسی در ایران اگر قرار بود مخاطب عمومی پیدا کند، باید در خارج تولید می‌شد.

این روند تقریبا تا دهه جنبش دانشجویی در سال ۱۳۷۸ ادامه داشت، تنها پس از تیرماه ۱۳۷۸ به طور محدود و پس از اعتراض‌های ۱۳۸۸ به صورت گسترده‌تر آثاری اعتراضی و آن هم بیشتر در قالب موسیقی تولید شد، اما کمتر اثری از این دوران توانست وارد خاطره جمعی شود و جایگاهی مانند “سر اومد زمستون” یا “بهاران خجسته باد” پیدا کند. 

باز غالب آثار موسیقایی که بار احساسی اعتراضات را در چند دهه اخیر بر دوش می‎کشیدند، همان آثار تولید شده در سال‌های پس از سیاهکل و تا فاصله انقلاب ۱۳۵۷ (بیشتر تولیدات کانون چاووش) بودند.

سروش لشکری
سروش لشکری خواننده هیچکس قبلا هم با ترانه‌های اعتراضی همچون “یه روز خوب میاد”، اعتراضش را با موسیقی عرضه کرد بود

آثاری معدود مانند تصنیف “تفنگت را زمین بگذار” با صدای محمدرضا شجریان بر روی شعری از فریدون مشیری از معدود آثاری بود که در واکنش به اعتراضات ۱۳۸۸ ساخته شد. اما باز آنچه بر زبان مردم جاری بود تصنیف “رزم مشترک” ساخته پرویز مشکاتیان و با صدای شجریان با مطلع “همراه شو عزیز تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود” با صدای شجریان یا ترانه “یار دبستانی” بود که سال‌های پیش از آن ساخته شده بودند.

در واکنش به اعتراض‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ از نظر عددی تولید آثار اعتراضی به حداقل رسید. شاید یکی از دلایل آن این بود که خاستگاه این اعتراضات که یبشتر معیشتی و اقتصادی بود و با آنچه در سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۸ اتفاق افتاد متفاوت بود. 

اما در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ با آنکه خاستگاهی شبیه به سال اعتراضات دو سال پیش از آن داشت، اما گستردگی اعتراضات و مقابله خونین با آن و رقم قربانیان دایره تاثیرگذاری‌اش را بازتر کرد.

تا اینجا شاید بتوان سروده اخیر هیچکس را مهمترین اثر اعتراضی در واکنش به رخدادهای آبان ۹۸ دانست. هر چند هنوز خیلی زود است (این مطلب کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این اثر نوشته شده) که بتوان از ماندگاری و تاثیرگذاری این اثر و جایگاهی که در خاطر جمعی مردم پیدا خواهد کرد، صحبت کرد، اما واکنش گسترده و کم نظیر به آن در شبکه‌های اجتماعی در همین چند ساعت پس از انتشار نشان می‌دهد اثری نخواهد بود که به زودی از یاد و خاطره مردم برود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *