دستهکافه سه‌پنج

اسب‌هایی که مرا به دنیا آورده‌اند، سیانوری برای مرگ در دهانم گذاشته‌اند

ما می‌میریم و به مرگ که نگاه می‌کنیم از درون می‌پوسیم. گاهی مرگها، مرگ می‌شوند و به سراغمان می‌آیند، گاهی برای مرگ، کشته می‌شویم، مثل روزی که هوشنگ گلشیری به وقت خاکسپاری محمد مختاری در گورستان امامزاده طاهر کرج، مرگ را فریاد می‌زد. .

در آغوش پیراهنم بودی

لذتی که در عشقهای پنهانی هست، در عشقهای دیگر نیست. وقتی عاشق می‌شوی جهان را کوچکتر از همیشه می‌بینی.ادبیات عاشقی است. عشق، ادبیات را می‌سازد و نفس می‌دهد به نوشتن. از بیداری می‌پراندمان به بودن. نبض بی‌پایانِ کلمه است. خواب را به پرسیدن از تن می‌برد و بعد بی‌صدا ما را میان مچاله کردن‌‌ رها می‌کند. از عاشق شدن بیژن الهی به غزاله علیزاده بنویسم یا از احمد شاملو به آیدا؟ عشق جلال را چه کنم به سیمین؟ .

شعر دانمارک

شاعرانی چون نیلس هاو، ایبن کلاسس، اورسولا آندکرآندرسن، مارینا سیسیل رونه، کریستینا استولتز، نایاماری آیت، پاله سیگزگارد، و مورتن سوندرگارد شعر دانمارک را متحول می کنند. نام این جریان می شود شعر پست مدرن دانمارک، که از اوایل دهه ی هشتاد میلادی شروع می شود و تا به امروز ادامه دارد .

ویژه‌نامه شعر نروژ | Spesialnummer om norsk poesi

نسل جدیدی از شاعران جوان نروژ؛ ظهور می کنند .شعر مستند، که از اوایل دهه ی نود مسئله ی مورد بحث منتقدین و موضوع شعر شاعران جوان نروژ بود، محل برخورد والتقاط زبان جدید شعری می شود؛جایی که فرم های مختلفِ زبان آتشین شاعرانه، با انواع زبان های غیرمتحرک و خشک، و شعرهای روزمره ی رسمی و محاوره ای و غیر احساسی؛ هنماهنگی پیدا می کند. شعری جدید، جایی که حقیقت و زندگی نامه ، سیاسی نویسی و تاریخ نگاری؛ در زبانی شاعرانه به هم بافته می شوند و خلق می شوند. .