دسته: هنر نوگرا

  • ریسمان تو پاره می‌شود. تو معلق می‌شوی: تو، معلق، می‌روی. | عباس نعلبندیان |

    ریسمان تو پاره می‌شود. تو معلق می‌شوی: تو، معلق، می‌روی. | عباس نعلبندیان |

    بوی دلپذیر سکوت ابدی می آید.من تو را انتظار می کشم..ای فرجام خوب

    Continue reading

  • ونوس خفته (جورجونه)

    ونوس خفته (جورجونه)

    جورجونه (زاده ۱۴۷۰ درگذشته ۲۵ اکتبر ۱۵۱۰) نقاش اهل ایتالیا و از پایه‌گذاران مکتب ونیز در دورهٔ رنسانس متعالی بود. ونوس خفته (انگلیسی: Sleeping Venus‎) یک نقاشی از استاد رنسانس ایتالیایی جورجونه است، این نقاشی پس از مرگ جورجونه در ۱۵۱۰، با یک چشم‌انداز و آسمان توسط تیسین تکمیل گردید، این اثر هنری امروزه در گمیلده گالریدرسدن قرار دارد نقاشی یکی از واپسین کارهای جورجونه است که نشانگر یک زن برهنه

    Continue reading

  • ساندرو بوتیچلی | پرتره مردی با مدال کوزیموی کبیر

    ساندرو بوتیچلی | پرتره مردی با مدال کوزیموی کبیر

    آلساندرو دی ماریانو دی وانی فیلیپپی (ایتالیایی: Alessandro di Mariano di Vanni Filipepi‎)، مشهور به ساندرو بوتیچلی (ایتالیایی: Sandro Botticelli‎) (زاده ۱ مارس ۱۴۴۵ – درگذشته ۱۷ مه ۱۵۱۰) نقاش مشهور فلورانسی دوران رنسانس ایتالیایی بود. او متعلق به مکتب فلورانس تحت حمایت لورنزو د مدیچی بود، حرکتی که جورجو وازاری کمتر از صد سال بعد در شرح زندگی بوتیچلی، از آن به عنوان «عصر طلایی» یاد کرده‌است. از نقاشی‌های

    Continue reading

  • به خاطر همین ترس بی‌معنی است که ما داریم هلاک میشیم | ماکسیم گورکی

    به خاطر همین ترس بی‌معنی است که ما داریم هلاک میشیم | ماکسیم گورکی

    حیف که نمی توانم به درون خود بروم و ببینم چه چیز من کم است. مدام عذاب می کشم بی آنکه بدانم دردم چیست. من فکر می کنم ما آدم هایی هستیم غیر از همه ی مردم. عده مان خیلی زیاد نیست و در هیچ طبقه ای جا نمی گیریم.سخت است که متعلق به هیچ…

    Continue reading

  • عزیزم، عمرم، شکنجه جانم

    عزیزم، عمرم، شکنجه جانم

    رابطه ی بین ولادیمیر مایاکوفسکی و لی لی بریک یکی از درام های بزرگ عاشقانه ی ادبیات جهانی به شمار می رود.برای عده ای این رابطه نمونه‌ی برجسته ای رابطه سکسی بورژوازی است و عده ای دیگر از آن به عنوان تجربه ی جدیدی از هم زیستی یاد می کنند، سکس یک زن با دو…

    Continue reading

  • سونات اشباح | آوگوست استریندبری

    سونات اشباح | آوگوست استریندبری

    وقتی ساختمانی فرسوده شود، ویران می‌شود اما وقتی آدم‌ها زمان زیادی را در کنار هم روزگار بگذرانند، دیوانه می‌شوند و همدیگر را آزار می‌دهند. | سونات اشباح | آوگوست استریندبری | یوهان آوگوست استریندبری (اوگاست استریندبری) (به سوئدی: Johan August Strindberg) (زادهٔ ۲۲ ژانویهٔ ۱۸۴۹ در استکهلم – درگذشتهٔ ۱۴ مهٔ ۱۹۱۲ در استکهلم) نویسندهٔ

    Continue reading

  • آن‌که حقیقت را نمی‌داند، نادان است اما آن‌که حقیقت را می‌داند و آن را انکار می‌کند تبهکار است. | برتولت برشت

    آن‌که حقیقت را نمی‌داند، نادان است اما آن‌که حقیقت را می‌داند و آن را انکار می‌کند تبهکار است. | برتولت برشت

    بدترین بی‌سواد، بی‌سواد سیاسی‌ست. وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌گوید: “از سیاست بیزار است!” چنین آدم سبک‌مغزی، نمی‌فهمد که بی‌توجهی به…

    Continue reading

  • تكليف ما كاملاً روشنه، ما همه بلاتكليفيم.

    تكليف ما كاملاً روشنه، ما همه بلاتكليفيم.

    غروب، در کنار راهی در خارج شهر با درخت بدون برگ. دو انسان به ظاهر ولگرد و فقیر به نام‌های استراگون (گوگو) و ولادیمیر (دی‌دی) با کسی به نام گودو که نمی‌دانند کیست، قرار ملاقات دارند، و چشم‌به‌راه نشسته‌اند. انتظار آن‌ها امیدی برای زیستن است.

    Continue reading

  • هیچ چیز افتضاح تر، توهین کننده تر، و افسرده کننده تر از ابتذال وجود ندارد

    هیچ چیز افتضاح تر، توهین کننده تر، و افسرده کننده تر از ابتذال وجود ندارد

    آنتون پاولوویچ چِخوف (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов)‏ (زادهٔ ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در تاگانروگ – درگذشتهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴) پزشک، داستان‌نویس، طنزنویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و

    Continue reading

  • ماجرای آلما یا آفتاب‌پرست چوپان

    ماجرای آلما یا آفتاب‌پرست چوپان

    به ناگهان اعتراض می‌کند: «انسانیت تموم شده، همتون یه مشت احساساتی مسخره هستین». در پایان همه به جز برنژه، دودار و دیزی به کرگدن تبدیل شده‌اند. دودارد تبدیل را بی‌اهمیت می‌داند و به کرگدن تغییر شکل می‌دهد. برنژه و دیزی توافق می‌کنند که تبدیل نشوند، ازدواج کنند و نسل بشر را حفظ کنند. اما خیلی…

    Continue reading