صحبت‌های سروش هیچکس در مورد جاکش‌های رژیم آخوندی اسلامی

از اونجایی که جمهوری اسلامی و یک سری جاکش که باهاش دست به یکی کرده‌ان، دارن سعی می‌کنن منو بزنن، بذارید همین‌جا هر چیزی که هست و نیست در مورد من، که میشه ازش برای تخریبم استفاده کرد، خودم بگم تموم شه بره…/

من دنبال پست و مقام نیستم، و تنها آرزوی زندگیم براندازی و استقرار دموکراسی لیبرال در ایرانه…بعد از پیروزی هم می‌خوام یه گوشه‌ی خلوتی تو ایران بشینم آهنگسازیمو بکنم…

دنبال باند و باندبازی و انحصارطلبی و فرقه‌بازی و این مسخره‌بازیا هم نیستم با اینکه قابلیت و امکاناتشو دارم…/

وگرنه، وقتی دیدم یکی از رسانه‌هایی که فکر می‌کردم کارش درسته، به یک رسانه‌ی تبلیغاتی انحصاری برای گروه موسیقی‌ای که من توش بودم تبدیل شده، به این رفتار انحصارطلبانه که سو استفاده از جنبش و خون مردم می‌دونستمش، واکنش نشون نمی‌دادم، و خواهان حذف پستهایی که در مورد من بود نمی‌شدم./

خلاصه که اگر فعالیتی می‌کنم، برای گرفتن انتقام از ج.ا و رسیدن به آزادیه. کسانی به من این راه رو نشون دادن، که بدون اینکه به فکر رسیدن به قدرت شخصی و سو استفاده از جنبش برای کسب اعتبار باشن، بدون اینکه نام و نشونی ازشون باقی بمونه، برای آزادی و برای ایران، جنگیده‌ان، و می‌جنگن…/

در آخر حتی اگر هیچکس به من اطمینان نداشته باشه، من خودمو میشناسم، و به فعالیت‌هام در راستای براندازی ادامه می‌دم…نهایتش اینه که آهنگهای من رو همه بایکوت کنن، که در این صورت، میرم دنبال یه کار دیگه، اگر هم نتونم برم دنبال یه کار دیگه، که هیچی…/

قبل از پرداختن به موارد مختلف این رو در نظر بگیرید، که من از اول هم ضد جمهوری اسلامی بودم، و زمانی هم که تحت تأثیر فعالین «مبارز» اصلاح‌طلب و چپ به رأی دادن ترغیب شده بودم/بودیم، سقوط نظام با کم‌ترین تلفات آرزوم بود…این اتفاقاً برمون می‌گردونه به وضعیت امروز،/

که بعضاً به من نقد میشه که چرا در مورد مبارزات پارتیزانی میگی و این باعث تلفات بیشتره…

خیر…ما سالیان سال، به فکر جلوگیری از تلفات، از رأی تا فعالیت‌های خشونت‌پرهیز رو امتحان کردیم…و امروز، نتیجه اینه که ج.ا بدون اعمال خشونت، از بین نمیره‌…این راه یک‌شبه طی نشده…/

بریم سراغ موارد…

من اگر دنبال پولدار شدن «به هر قیمتی» بودم، همون ایران می‌موندم و حرفای بازجوهامو که می‌گفتن « «سیاه‌نمایی» نکن و از شرایط بد نگو، کاریت نداریم که هیچ، بهت مجوز هم می‌دیم» گوش می‌کردم و مثل هنرمندای مجوزدار پول پارو می‌کردم و در ایران آزادانه زندگی می‌کردم…/

و یا زمانی که از طرف سایت‌های شرط‌بندی‌ای که از مردم دزدی می‌کردن، بهم پیشنهاد ۱۰۰ هزار پوند شد برای تبلیغ، قبول می‌کردم (البته توجه داشته باشید که شرط‌بندی به خودی خود دزدی نیست، چون فرد با آگاهی بر اینکه ممکنه پولش رو ببازه این کار رو می‌کنه، مشکل وقتی پیش میاد که دزدی میشه)../

اما این‌ها به این معنی نیست که اشتباهاتی نداشتم در زمینه‌ی مالی…

سال ۱۳۸۴ از ستاد انتخاباتی رفسنجانی با من تماس گرفتن که یه آهنگ برا تبلیغات درست کنم…منم حس زرنگی بهم دست داد که می‌تونم سر نظام رو کلاه بذارم و پول ازش «بکّنم»،/

به این شکل که طبق گفتمان «بد و بدتر» که تو جامعه جاری بود، آهنگی که می‌خونم توش بگم «من از بین بد و بدتر، انتخابم بده» و نتونن درست استفاده کنن ازش…برای همین پذیرفتم، و در قبال آهنگ مبلغ ۵۰۰،۰۰۰ تومن، یعنی ۵،۰۰۰،۰۰۰ ریال دریافت کردم.

در آخر از آهنگ نتونستن استفاده‌ی خاصی کنن،/

چون جوری نوشته بودمش که نشه راحت استفاده کرد…ولی در هر صورت این «بد و بدتر» گفتمانی بود که خود نظام جا انداخته بود و من داشتم در اصل همون رو بلغور می‌کردم (که حتی تا ۹۶ هم بلغور کردم)… 

من وقتی این کار رو کردم فکر کردم دارم کلاه سر نظام می‌ذارم در صورتی که اشتباه بود…/

و تا مدت‌ها هم برا همه تعریف می‌کردم و بهش افتخار می‌کردم و در کل چیز پنهانی نبود…



مورد بعدی هم، پول گرفتن از یک سازمان «حقوق بشری» به نام Cultures of Resistance هست…و طریقی که این اورگان برای پشتیبانی مالی از آلبوم «مجاز» پول رو به ما فرستاد…/

سال ۲۰۰۸ این سازمان برای ساخت ویدیوی «یه مشت سرباز» حدود ۱۰۰۰ دلار در اختیار من گذاشت…و سال ۲۰۱۳ برای مجموعه‌ی «مجاز» به طور جداگونه ۱۰۰۰ دلار به من، و ۱۰۰۰ دلار به آهنگساز پرداخت کرد به عنوان پشتیبانی…/

اینکه این خیریه پشتیبان مالی این‌ها بوده، اطلاعات عمومیه، به غیر از مبالغ و اینکه چطور مبلغ پشتیبانی آلبوم رو برای ما فرستادن…

چیزی که ازش می‌تونستن برای تخریبم استفاده کنن اینه که این پول رو Cultures of Resistance مستقیم به ما نفرستاد، و برای فرستادنش از نایاک استفاده کرد…/

اون زمان Cultures of Resistance به نایاک کمک می‌کرده برای فعالیت «ضد جنگ»، و به دلایل مالیاتی و بانکی و اینها، از نایاک استفاده می‌کرده برای فرستادن پول…

در اصل غیر از اینکه من اصلاً اطلاعی نداشتم که نایاک چیه، این سازمان تو این قضییه فقط نقش واسط رو داشت برای رسوندن پول…/ 



قرارداد صوریمون هم که صرفاً برای تکمیل پرداخت پول می‌خواستن امضا کنیم به اسم نایاک بود…ولی نایاک فقط نقش فرستنده‌ی پول رو داشت، و حتی خود Cultures of Resistance که پرداخت کننده‌ و پشتیبان مالی بود (چنانچه زمان بیرون اومدن آلبوم هم قید شد)، هیچ دخل و تصرفی در محتوای آلبوم نداشت/

و فقط می‌دونست آلبوم در مخالفت با نظامه و در مورد مسائل حقوق بشریه…

همونطور که گفتم، اون زمان من اصلاً نمی‌دونستم نایاک چیه، و اصلاً توجهی نکردم…هرچند بعدتر هم که دیدم مواضعشون رو، به دلیل اینکه تجربه و شناختی نداشتم، و جو کلی اون زمان «ضدتحریم» و «ضدجنگ» بود،/

و این‌ها هم ژست مخالفت با ج.ا می‌گرفتن، مشکل خاصی ندیدم…

تا اینکه با تلاش بقیه سد اصلاح‌طلب‌ها شکست، و گفتمان ضد تحریم فرو پاشید و دیدم تغییر پیدا کرد و بعدها، قتل عام آبان ۹۸ به دست ج.ا انجام شد، و وقتی توی توییتر به علت قطعی اینترنت توسط ج.ا، هیچکس از ایران نبود و/

خیلیا سعی داشتیم به همه بفهمونیم چه جنایتی داره تو ایران اتفاق میافته و دنیا عین خیالش نبود، شاهد این بودم که امثال تریتا پارسی پفیوز داشتن می‌گفتن «چیزی نیست، اینا دارن گنده‌اش می‌کنن» و در حال خونشوری بودن…/

چند ماه بعد از آبان، از Cultures of Resistance به من ایمیل زدن که می‌خوایم بهت ۱۰۰۰ دلار جایزه بدیم، که من در مورد خونشوری و همکاری نایاک با ج.ا بهشون گفتم و از ارتباطشون سوال کردم، که گفتن ۲۰۱۲-۲۰۱۳ به عنوان سازمانی که ضد جنگ فعالیت می‌کنه باهاش کار کردن، منم دیگه جواب ندادم…/ 

جایزه رو هم نگرفتم…در کل ایراد و مشکل اصلی در این مورد، خود همکاری با خیریه‌ایه مثل Cultures of Resistance…

این سازمان‌های حقوق‌بشری اسمشون حقوق‌بشریه و در نهایت فعالیت اصلیشون «ضد جنگه»، فعالیت و گفتمانی که خواسته/ناخواسته به استمرار و بقای جمهوری اسلامی و امثالش کمک کرده./

در مورد مخالفت و ضدیت با فرقه‌ی مجاهدین، هم من، هم آزاده توضیحات مفصلی دادیم…

من اگر ضدیت باهاشون نداشتم تأکید به لزوم تشکیل نیروهای آزادی‌خواه ملی نمی‌کردم، و نمی‌گفتم یکی از دلایل ایجاد چنین نیروهایی، جلوگیری از قدرت گرفتن مجاهدین و جدایی‌طلبان و اینها بعد از براندازیه…/

تنها نکته‌ای که در مورد این فرقه باید اضافه کنم، اینه که یه سری طرفای ۱۰ سال پیش اینطورا چند نفر با لباس خاکی و لچک به سر دیدم که فکر کردم تو گروه سرودی، تئاتری، چیزی‌ هستن، و باهام عکس یادگاری گرفتن…من اصلاً اون زمان نمی‌دونستم اعضای مجاهدین لباس فرم دارن و اصلاً مجاهدین چیه/

رفته بودیم فرانسه، چند تا از کسایی که تو گروه موسیقی‌ای که توش بودم رو ببینیم، یه سر هم رفتیم خانواده آزاده رو که واسه همایش مجاهدین اومده بودن پاریس، نزدیک جایی که همایش بود ببینیم، که اون چنتا مجاهد داشتن اون اطراف رد میشدن منو دیدن عکس انداختن…/

در هر صورت، همونطور که گفتم، در زندگیم یک هدف دارم…اون هم کمک به بازپس‌گیری ایران، و آزادیه…و تا جای ممکن این راه رو ادامه می‌دم…

نکته‌ای در مورد این همایش‌ها: این کاراشون از جمله همین همایشی که پمپئو توش بود و چرند می‌گفت، بیشتر جنبه‌ی نمایشی داره و برای مصرف داخلیه، که به طرفداراشون که همه از همون نسلن و هنوزم نفهمیدن اینا فرقه‌ان، یه چهره‌ی قدرتمند نشون بدن…/

اون سیاستمدارا و چهره‌های خارجی هم که میان حرف می‌زنن، پول می‌گیرن و چیزایی میگن که فرقه خوشش بیاد…

مورد بعدی، اینکه، یه سری هم ایران با یکی که تو جنگ ایران و عراق آسیب شیمیایی دیده بود آشنا شدم و بهم گفت ببرمت چند جا با چند نفر صحبت کنی، /

منم صرفاً از روی کنجکاوی قبول کردم و برد منو با یه سری رانتی و بسیجی صحبت کردیم، که می‌خواستن روم سرمایه‌گذاری کنن و کسب مجوز و غیره، که قبول نکردم…اون بسیجیا هم باهام عکس یادگاری گرفتن و منم به شکل احمقانه فکر می‌کردم که با این کار روشون تأثیر می‌ذارم، /

چون مثل احمق‌ها طرز فکرم این بود که حالا اینا هم ایرانی هستن و اگه باهاشون خوب باشی و اینا، تغییر می‌کنن…کلاً در حدی ابله بودم که با اونایی هم که می‌گرفتنم و ضرب و شتمم می‌کردن اینجوری بودم…

ولی خیر…/

جمهوری اسلامی یک نیروی اسلام‌گرای تمامیت‌خواه وحشی اشغال‌گره و هیچ یک از نیروهاش رو نباید به چشم هم‌وطن دید…اینا همه یک سری اسلامگرای بیگانه‌ی متجاوز هستن، که جان و مال ما رو از ما گرفته‌ان و بهمون تجاوز کرده‌ان…در مورد شیوه‌ی برخورد با این مادون حیوانات زیاد گفته‌ام و می‌گم/

این عکس‌ها رو هم باز من نمی‌دونم اصلاً وجود خارجی داره یا نداره…

خلاصه که این لام تا کام اشتباهات من بود که یادم میاد و به نظرم میرسه و چیزهایی که ممکنه درش شک و شبهه به وجود بیاد و جمهوری اسلامی و هر کس دیگه‌ای بخواد باهاش منو تخریب کنه…/

در هر صورت، همونطور که گفتم، در زندگیم یک هدف دارم…اون هم کمک به بازپس‌گیری ایران، و آزادیه…و تا جای ممکن این راه رو ادامه می‌دم…

و خطاب به ج.ا و متحدینش:

کوچیک‌تر، و حقیرتر از اینید که بخواید اینجوریا جلو منو بگیرید…من دیوونه‌تر ا این حرفام…

#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی