هدف این فراخوان: بیانیه شجاعت، حقیقت و رهایی


۱. چرایی تمرکز بر «ضد دین پلشت اسلام، به‌ویژه شیعه‌گری»

فراخوان جایزه سه‌پنج، بر نقد و واکاوی دین اسلام، خصوصاً شیعه‌گری، تمرکز دارد؛ نه از سر ستیز شخصی با باورهای فردی، بلکه به دلایل عمیق تاریخی، اجتماعی و سیاسی که اسلام و تشیع به عنوان ابزار سلطه در ایران پدید آورده‌اند و ریشه و بنیاد رژیم خونریز اسلامی امروز را تشکیل می‌دهند.

الف) نقش تاریخی و ایدئولوژیک اسلام و تشیع در استبداد و انقیاد:

از زمان صفویه، تشیع به ابزاری پلشت و خونین برای مشروعیت‌بخشی به حکومت‌های استبدادی و سلب آزادی از مردم ایران تبدیل شد. نهاد دین و نهاد قدرت، چنان شیطانی و ویرانگر در هم تنیده‌اند که تفکیک آن‌ها ناممکن است. تشیع، با آموزه‌های مسمومی چون «ولایت فقیه» (که اوج این هم‌تایی خبیثانه است)، «تقلید کورکورانه» و «اطاعت بی‌چون و چرا از مرجعیت»، بستر را برای سلب اختیار کامل از فرد و تحمیل ایدئولوژی متحجر و سرکوبگر فراهم آورده است. این آموزه‌ها، نه تنها اجازه نقد و پرسشگری را نمی‌دهند، بلکه هرگونه مخالفت را به مثابه «کفر»، «ارتداد» و «محاربه» سرکوب می‌کنند و با فتوای قتل پاسخ می‌دهند. ریشه‌های استبداد دینی و خشونت بی‌حدوحصر امروز، عمیقاً در این بستر تاریخی پوسیده و ایدئولوژیک نهفته است. این دین فاسد، با وعده بهشت و جهنم و تهدید به شکنجه و قتل، توانسته است میلیون‌ها انسان را به پذیرش سکوت، انقیاد و بندگی مطلق وادار کند. ما به دنبال افشای این دروغ و تزویر هستیم.

ب) سانسور خفقان‌آور و سرکوب آزادی‌های فکری:

یکی از مهم‌ترین دلایل این فراخوان، این است که دین پلشت اسلام و به‌ویژه قرائت شیعی آن، همواره مانعی خفقان‌آور بر سر راه آزادی اندیشه و بیان در ایران بوده و هست. این دین، با طرح خطوط قرمز نامرئی و نامشخص اما خونین، فضای هرگونه تفکر انتقادی، علمی و فلسفی را تنگ کرده است. کلام، فلسفه و حتی هنر، در طول قرن‌ها، مجبور بوده‌اند خود را با معیارهای عقب‌مانده و خشن شرعی انطباق دهند تا از تیغ تکفیر، سانسور و قتل عام در امان بمانند. «توهین به مقدسات»، «بدعت»، «ارتداد» و «کفر»، واژگانی هستند که در طول تاریخ و امروز، برای خاموش کردن صدای منتقدان، نوآوران و آزادی‌خواهان استفاده شده‌اند. این جایزه به دنبال آثاری است که این خطوط قرمز را پاره کنند، قفس‌های فکری را بشکنند و به ما نشان دهند که چگونه می‌توان از این حصار جهل و خون عبور کرد.

ج) بنیادگرایی، ترور و خشونت سیستماتیک دینی:

اسلام، همانند بسیاری از ادیان ابراهیمی، حاوی متونی است که مستمسک بنیادگرایی، ترور و خشونت بی‌حد و حصر قرار می‌گیرد. در ایران امروز، شاهد اوج‌گیری قرائت‌های افراطی و بنیادگرایانه از دین هستیم که نه تنها به بهانه حفظ «شریعت»، حقوق اساسی انسان‌ها را بی‌رحمانه نقض می‌کنند، بلکه به دستاویزی برای ترور، کشتار و خشونت در سطح ملی و بین‌المللی تبدیل شده‌اند. این رژیم دینی، تنها بر پایه خشونت و ارعاب زنده است. این جایزه می‌خواهد نگاهی بی‌پرده به ریشه‌های این خشونت در آموزه‌های دینی و نقش آن در ایجاد فضایی از ترس، سرکوب و نکبت داشته باشد. هدف، به چالش کشیدن این قرائت‌های خشن، دریدن پرده‌های تزویر و نشان دادن راهی برای رهایی کامل از چنگال آن‌هاست.


۲. چرایی تمرکز بر «ضد رژیم نادان، کثیف، هرزه، فاسد آخوندها و جاکشان اسلامی در ایران»

جمهوری اسلامی ایران، نمونه‌ای بی‌بدیل و منزجرکننده از یک حکومت تئوکراتیک است که از زمان تأسیس، به دلیل ساختار و عملکرد خود، مایه فساد، نادانی، سرکوب، هرزگی و نکبت مطلق شده است. این فراخوان می‌خواهد به نقد و افشای عمیق و کوبنده ابعاد مختلف این رژیم پلشت بپردازد:

الف) فساد سیستماتیک و غارت ملی بی‌سابقه:

جمهوری اسلامی، رژیمی است که فساد در تار و پود آن تنیده شده است. از کوچک‌ترین نهادها تا بالاترین سطوح قدرت، شاهد اختلاس‌های نجومی، رانت‌خواری‌های بی‌شرمانه، قاچاق سازمان‌یافته و سوءاستفاده‌های بی‌پایان از موقعیت هستیم. این فساد نه تنها سرمایه‌های ملی را به جیب اقلیتی از حاکمان، آخوندهای فاسد و جاکشان اسلامی‌شان می‌ریزد، بلکه اعتماد عمومی را کاملاً از بین برده و کشور را به ورطه فقر، نکبت و ویرانی کشانده است. این فساد، تنها مالی نیست، بلکه فساد اخلاقی و فکری نیز هست؛ آنجا که دروغ، ریا و تزویر، ابزار بقای قدرت می‌شوند و شایسته‌سالاری جای خود را به وفاداری کورکورانه و وابستگی به ایدئولوژی فاسد حاکم می‌دهد.

ب) نادانی، بی‌کفایتی مفرط و سوءمدیریت فاجعه‌بار:

ادعای «حکومت الله» و «ولایت فقیه» در جمهوری اسلامی، به معنای حکومت نخبگان و متخصصان نیست، بلکه غالباً به معنای سپردن امور به دست افرادی است که تنها معیارشان، وفاداری کورکورانه به ایدئولوژی عقب‌مانده حاکم است. نتیجه این رویکرد، بی‌کفایتی مفرط در اداره کشور، تصمیم‌گیری‌های فاجعه‌بار اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است. این حکومت نادان، نه تنها نتوانسته است مشکلات جامعه را حل کند، بلکه با تصمیمات غلط و ناآگاهانه، بر بحران‌ها افزوده است و کشور را به تباهی کشانده. این نادانی، تنها محدود به مسائل حکمرانی نیست، بلکه در سطح فرهنگی و اجتماعی نیز، با ترویج خرافات و واپس‌گرایی قرون وسطایی، جامعه را به قهقرا برده است.

ج) هرزگی، ریاکاری و تجاوز شرم‌آور به حریم خصوصی:

در حالی که جمهوری اسلامی خود را پرچم‌دار اخلاق و فضیلت می‌داند و داعیه حکومت الهی دارد، اما در عمل، شاهد ریاکاری گسترده و هرزگی پنهان و آشکار در میان مسئولان، آخوندها و وابستگان به قدرت هستیم. این ریاکاری نه تنها در فساد مالی آن‌ها بروز می‌کند، بلکه در زندگی شخصی و عمومی‌شان نیز مشهود است. بسیاری از کسانی که داعیه پاکدامنی و زهد دارند، خود متهم به فساد اخلاقی، تجاوز، سوءاستفاده جنسی و بهره‌کشی از زنان و کودکان هستند. این حکومت با ترویج فضای سرکوبگرانه، به حریم خصوصی افراد تجاوز می‌کند و مردم را به پذیرش ظاهری از ارزش‌های تحمیلی خود وادار می‌کند، در حالی که خود از رعایت آن‌ها عاجز و غرق در فسادند. این «هرزگی» در واقع پوششی برای فساد عمیق‌تر و تهوع‌آور درونی این رژیم است.

د) سرکوب خونین، شکنجه و نقض فاحش حقوق بشر:

از روز اول، رژیم جمهوری اسلامی بر پایه سرکوب، زندان، شکنجه وحشیانه، اعدام و کشتار استوار بوده است. این رژیم برای حفظ بقای خود، هیچ ابایی از استفاده از خشونت عریان، گلوله، دار و تجاوز و نقض فاحش و بی‌شرمانه حقوق بشر ندارد. اعتراضات مردمی به شدیدترین شکل ممکن سرکوب می‌شوند، مخالفان به زندان افکنده می‌شوند و بسیاری در خفا و آشکارا کشته می‌شوند. نهادهای امنیتی و قضایی این رژیم پلشت، ابزارهایی برای ایجاد رعب و وحشت مطلق در جامعه هستند. این فراخوان به دنبال داستان‌هایی است که این سرکوب وحشیانه و سیستماتیک را بی‌پرده به تصویر بکشند، از شکنجه‌ها و اعدام‌ها پرده بردارند و صدای قربانیان بی‌شمار این رژیم خونریز باشند.


۳. چرایی تمرکز بر «تنانگی» (با توجه به رشد و ظهور این پدیده در جامعه و اجتماع پس از شورش ۵۷ تا امروز)

موضوع تنانگی، به‌ویژه در جامعه ایران که در چهل و چند سال گذشته تحت شدیدترین سرکوب‌ها و محدودیت‌های دینی و حکومتی قرار گرفته، اهمیت حیاتی و انقلابی پیدا کرده است. «تنانگی» فراتر از صرفاً مسائل جنسی است؛ این به معنای بازپس‌گیری حق انسان بر بدن خود، بیان آزادانه هویت جسمانی و لذت‌های حسی، و مقابله بی‌رحمانه با تابوهایی است که رژیم جمهوری اسلامی بر جامعه تحمیل کرده است.

الف) واکنش انفجاری به سرکوب و مهار بدن:

جمهوری اسلامی از زمان تأسیس، تلاش کرده است تا بدن انسان را، به‌ویژه بدن زن را، تحت کنترل کامل و توحش‌بار خود درآورد. حجاب اجباری، محدودیت در پوشش، تفکیک جنسیتی در فضاهای عمومی، و ممنوعیت روابط آزاد، همه ابزارهایی برای مهار بدن و سرکوب امیال طبیعی انسان بوده‌اند. این کنترل نه تنها به فضای عمومی محدود نمی‌شود، بلکه به حریم خصوصی افراد نیز سرایت کرده و زندگی روزمره را به جهنم تبدیل کرده است. با این حال، واکنش جامعه به این سرکوب، یک «انفجار تنانگی» و مقاومت بی‌سابقه بوده است. از پوشش‌های نیمه‌کاره و سرپیچی زنان در خیابان‌ها گرفته تا رشد پنهانی روابط و بیان‌های جنسیتی خارج از چهارچوب‌های رسمی و تحمیلی، جامعه ایران به اشکال مختلف در برابر این کنترل مقاومت کرده و بر حق مطلق خود بر بدن تأکید کرده است. این جایزه به دنبال داستان‌هایی است که این مقاومت بی‌باکانه و بیان آزادانه تنانگی را به تصویر بکشند و پرده از ریاکاری رژیم بردارند.

ب) عبور از تابوهای جنسی و اخلاقی تحمیلی و پوسیده:

رژیم جمهوری اسلامی، با ترویج اخلاقیات خشک، فاسد و سنتی، تلاش کرده است تا هرگونه بحث و ابراز تنانگی و مسائل جنسی را به تابو تبدیل کند. این سرکوب نه تنها منجر به عدم آگاهی جنسی و مشکلات فراوان اجتماعی شده، بلکه به ریاکاری گسترده و زندگی دوگانه در جامعه انجامیده است. در برابر این سرکوب، جامعه ایرانی به سمتی حرکت کرده که آشکارتر و بدون سانسور بیشتری به این موضوعات بپردازد. رشد آگاهی در مورد تنوع جنسی، هویت‌های جنسیتی، و حقوق افراد در انتخاب سبک زندگی خود، نشانه‌هایی از این تغییر بنیادین است. این جایزه می‌خواهد فضایی برای شکستن بی‌رحمانه این تابوها و بیان حقیقت پنهان تنانگی در جامعه ایران فراهم کند، حقیقتی که سال‌هاست سرکوب شده است.

ج) بدن به مثابه میدان مبارزه و آزادی بنیادین:

در شرایطی که فضای سیاسی و اجتماعی به شدت بسته و سرکوبگر است، بدن به میدانی برای مبارزه، ابراز آزادی و انقلاب تبدیل شده است. از جنگیدن زنان با حجاب اجباری که بعداز شورش ۵۷ آغاز شد گرفته تا ظهور هنرهای بدنی، خالکوبی و تغییرات رادیکال در سبک پوشش، همگی نشانه‌هایی از این مبارزه بی‌وقفه هستند. بدن، دیگر صرفاً یک وسیله برای زندگی نیست، بلکه به بیانی رادیکال از مقاومت، هویت و آزادی تبدیل شده است. این جایزه می‌خواهد به این داستان‌ها بپردازد؛ داستان‌هایی که نشان می‌دهند چگونه افراد با بدن‌هایشان، مرزهای تحمیلی را جابه‌جا می‌کنند و به آزادی خود دست می‌یابند، حتی در سخت‌ترین شرایط.


۴. فراخوان: صدای شجاعت، حقیقت عریان و انقلاب

این فراخوان جایزه داستان سه‌پنج، بیش از آنکه یک مسابقه ادبی باشد، دعوتی است به شجاعت بی‌حد و حصر، به صدا درآوردن حقیقت عریان و شکستن تابوهایی که سال‌هاست جامعه ایران را به بند کشیده‌اند. ما به دنبال آثاری هستیم که با نگاهی بی‌پرده، هوشمندانه، عمیق و رادیکال، به ریشه‌های مشکلات امروز ایران بپردازند و از طریق قدرت داستان، روشنایی بر زوایای تاریک استبداد دینی، فساد حاکم و سرکوب اجتماعی بتابانند. این فرصتی است برای نویسندگان فارسی‌زبان تا نقش خود را در بیداری جامعه، تحریک به خیزش و شکل‌دهی به آینده‌ای کاملاً آزاد ایفا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید