برچسب: برلین
-
غروب برلین | داستان اروتیک
دو ماهی شده بود که برای دکتری اومده بودم برلین. ماه اول خیلی گیج و منگ بودم. محیط متفاوت، فرهنگ متفاوت، زبانی که نمیدونستم و خیلی چیزای دیگه باعث شده بود تا اصلا متوجه نباشم ماه اول حضورم در آلمان چطور سپری شد. اما از ماه دوم کم کم به خودم اومدم. نامزدم مستانه به
-

آنکه حقیقت را نمیداند، نادان است اما آنکه حقیقت را میداند و آن را انکار میکند تبهکار است. | برتولت برشت
بدترین بیسواد، بیسواد سیاسیست. وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید: “از سیاست بیزار است!” چنین آدم سبکمغزی، نمیفهمد که بیتوجهی به…