بات پلاگ مسلمون‌ها

این بات پلاگ برای با جناق و بی بی زهرا است که در سه نوبت نماز باید بچه مسلمون‌ها شیافش کنند، ظاهرا حضرت علی ابن ابی طالب که نماد بارز بیغیرتی و جاکشی بوده از همون باجناقش حامله‌ بوده و بانوی دو عالم از این‌ها استفاده می‌کرده، به دستور محمد پیامبر پدوفیلی مسلمانان کونی این مدل بات پلات ها را براساس همان زمان ساخته اند. (از این استفاده کنید بهشت بر شما واجب میشه) اسمش هم گذاشتن بات پلاگ حضرت فاطمه که عشوه‌ها و اشارات این زن در یادها بماند. برای مسلمانان و شیعه سانان حشری دائم التحریک. بسم الله میگن و میکن تو کونشون. اسلام و سوراخ. بانوان مسلمان پرده های ملکوتیو که کنار میزنن میندازنش پشت این گل‌میخ‌های عارفانه تا نور خدا به کونشون بتابه. (شنیدی میگن طرفو خدا کرده؟)

کوچکترین بات پلاگ در حکومت امام زمان :)))

حالا بات پلاگ چیه؛ این درپوش مقعد یا بات‌پلاگ (به انگلیسی: Butt plug) یک نوع اسباب‌بازی جنسی است و طوری طراحی شده‌است که در کون فرو برده شده و باعث تحریک جنسی شود. این وسیله از برخی لحاظ مثل آلت مصنوعی است اما از آن کوتاهتر و نوک تیز تر است. این وسیله کاملاً در راست‌روده فرو نمی‌رود و در آن گم نمی‌شود، به همین خاطر استفاده از آن آسان و بی خطر است. بعضی از این درپوش‌ها مثل آلت تناسلی مردان است که برای رابطه‌های جنسی زنانه(لزبینی) فراهم شده.

انتهای گشاد شده در یک «بات‌پلاگ» برای جلوگیری از این وجود دارد. برخی از دیلدوها فاقد انتهای گشاد هستند و بنابراین استفاده از چنین دیلدوهایی به صورت مقعدی توصیه نمی‌شود زیرا ممکن است گیر کنند. اجسام خارجی جامانده در مقعد ممکن است نیاز به استخراج توسط پزشک داشته باشند.

علاوه بر این، روده تحتانی بالای راست روده به راحتی سوراخ می‌شود. به همین دلیل، دوشاخه‌های لب به لب نسبت به دیلدوها کوتاهتر هستند و اندازه مشخص شده آنها معمولاً به جای طول، دور دستگاه را نشان می‌دهد. آنها همچنین باید بسیار صاف باشند تا به راست روده یا روده آسیب نرسانند. برای اینکه آنها را وارد راست روده کنند، معمولاً یک نمای کلی از یک مخروط با انتهای گرد دارند که سپس به یک «کمر» باریک می‌شود که خود را در اسفنکتر مقعدی قرار می‌دهد و با قسمت گشاد شده خارج از بدنه، از لغزیدن یا ورود بیشتر «بات‌پلاگ» یا «درپوش مقعد» به داخل بدن جلوگیری می‌کند. عضله اسفنکتر بات‌پلاگ را از ناحیه کمر در جای خود نگه می‌دارد و از لیز خوردن ناخواسته آن جلوگیری می‌کند.

بات پلاگ مناسبتی شب های ماه مبارک رمضان :)))

درپوش مقعد را می‌توان برای لذت بردن به داخل یا خارج کرد، به طوری که فشار ریتمیک رابطه جنسی نافذ را شبیه‌سازی کرد، اگرچه برخی از آنها به‌طور خاص برای ماساژ پروستات طراحی شده‌اند.

مانند سایر فعالیت‌هایی که شامل دخول مقعدی می‌شوند، مانند رابطه جنسی مقعدی، مقادیر زیادی روان‌کننده جنسی و یک رویکرد ملایم آرام برای قرار دادن یا برداشتن یک «درپوش مقعد» یا «بات‌پلاگ» مورد نیاز است.

وجود این وسیله در زنان باعث تنگ‌شدن واژن شده و دخول برای‌مرد را لذت بخش‌تر می‌نماید. همچین تماس با نقطه جی را افزایش داده و باعث لذت جنسی در زن می‌شود.
در مردان دچار مشکل دیر انزالی و نوع ویبراتور دار آن با تحریک پروستات باعث سرعت بخشیدن در انزال می‌شود.

کاردستی نرگس محمدی از زندان اوین به شکل آلت مصنوعی یا دیلدو.

میدونستید نرگس محمدی کنار کاردستی‌های هنری و کلاس آموزش رقص وسطش گاهی برای تنوع پشتک هم میزده!؟

یکی از کاردستی‌ها برای زمانی که تنهایی تنها بود، دیلدو. دیلدوها اصولاً به دو گونه تخصصی ساخته می‌شوند. نوع اول برای استفاده در فرج و نوع دیگر آن‌ها برای استفاده در مقعد طراحی و به کار برده می‌شوند. البته اکثر دیلدوها استفاده مضاعف دارند. اندازه و شکل مچاچنگ‌ها بنا بر نوع استفاده‌شان از یکدیگر متفاوت است.

به خاطر همین مامورین خیار و بادنجان و موز را برای نرگس ممنوع کرده بودن.

کاردستی نرگس محمدی از زندان اوین به شکل کیر مصنوعی یا دیلدو
تقی رحمانی و بچه‌هاش رفتن یه طرح کبوتر صلح روی چوب رو سفارش دادن و خریداری کردن، بعد همون رو به عنوان اثر هنری دست‌ساز نرگس محمدی به موزه‌ی نوبل قالب کردن! خاک بر سرتون که همه چیزتون فیک و تقلبیه!
خب! با یه دوست صمیمی که نجاره و کارش تولید صندلی لهستانیه صحبت کردم و عکس رو نشونش دادم گفت اولا محال ممکنه کسی تو زندان بتونه همچین صندلی تولید کنه و گفت اون مدل زیر پایه صندلی اصلا تو بازار ایران نیست و اگه بهم نشون بدی من یه وانت میخوام.

اسباب‌بازی جنسی یا کامش‌ابزار یا کمک‌ابزار جنسی یا سکس توی (به انگلیسی: sex toy) اصطلاحی است که معمولاً به اشیا یا دستگاه‌هایی گفته می‌شود که به‌منظور لذت جنسی انسان به‌کار می‌روند. بیشتر این اسباب‌بازی‌های جنسی، شبیه به اندام‌های جنسیِ انسان، همانند کیر مصنوعی یا دیلدو، گوی‌های مقعدی، واژن مصنوعی، مقعد مصنوعی… ساخته شده‌باشند که ممکن است همراه با لرزش (همچون لرزاننده‌های جنسی)و یا بدون آن باشند. این وسایل می‌توانند شامل وسایلی برای بی‌دی‌اس‌ام ابزارهایی برای ارضای جنسی همچون تاب آمیزش جنسی باشند. هرچند سکس‌توی‌ها شامل وسایلی برای کنترل جمعیت همچون کاندوم یا فیلم‌های پورنو نمی‌شوند.

آلت مصنوعی یا دیلدو (به انگلیسی: Dildo) (که ممکن است به نام‌های کیر کاشی، مچاچنگ، چرمینه، چرمه یا سابوره نیز خوانده شود) یک آلت تناسلی مردانهٔ مصنوعی از نوعی لاستیک سیلیکونی یا به عبارتی مواد آلی است و یا می تواند از جنس دیگری مانند چرم و نظایر آن باشد و از آن برای کامجویی و لذت جنسی استفاده می‌شود. برخی انواع پیشرفتهٔ آن توانایی لرزیدن دارند و با باتری کار می‌کنند.

برخی مدل‌ها بابیضه اند و برخی دیگر بی آن، این برای آن است که اندازه بیشتر داخل شود و اندازه دقیق‌تری از محصول شان را اعلام کنند. برای نمونه یک پنیس ۱۵ سانتی‌متری اگر از پایین (با وجود بیضه) اندازه‌گیری شود ممکن است ۱۳ س‌م یا کمتر باشد که کوتاه‌تر است ولی اگر بیضه نباشد هر دو اندازه بالا و پایین یکسان خواهند بود. ولی برخی برای طبیعی‌تر بودن مدل بابیضه را ترجیح می‌دهند ولی با اندازه بزرگ‌تر. همچنین طبق سلیقه و تحریک هر کس اندازه‌ها، رنگ‌ها، طرح‌ها و بافت‌های گوناگونی هستند. این اسباب‌بازی‌های جنسی (سکس‌توی‌ها) در سکس‌شاپ‌ها به فروش می‌رسد.

این‌گونه آلت‌ها بعضاً در میان همجنس‌گرایان و در بسیاری موارد زوج‌های غیر همجنس‌گرا مورد استفاده دارد. نوع خاصی از چنین آلتی در قدیم در ایران با نام « کیر کاشی » معروف بوده‌است.

یک زن با مچاچنگ. طراحی سرخ، ۴۹۰

 

زن منبع بی پایان عشق و سکس

عشق فیلمی بر اساس فانتزی‌های جنسی فردی ‌است و اولین بار قرار بود با بازی مونیکا بلوچی باشد اما بی سابقه بودن صحنه های جنسی در این فیلم مخصوصا سکس سه نفره، با یک ترنس، از پروژه کنار کشید. سکس سه نفره گونه‌ای از آمیزش جنسی است که به‌طور همزمان در بین سه نفر انجام می‌شود.

مورفی: «فکر می‌کنم رازها باعث میشن قوی‌تر بشی، اینطور نیست؟»

الکترا: «نه… رازها باعث میشن تاریک‌تر بشی…»

عشق فیلمی سه‌بعدی در سبک درام به کارگردانی گاسپار نوئه محصول ۲۰۱۵ فرانسه است. این فیلم بر اساس فانتزی‌های جنسی فرد ساخته شده‌است و بیان می‌دارد که یک اشتباه شهوت‌آمیز می‌تواند تا چه اندازه مخرب باشد. گاسپر نوئهی قصد داشته تا فیلم عشق را قبل از فیلم برگشت‌ناپذیر و با بازی مونیکا بلوچی و وینسنت کسل بسازد. اما بی سابقه بودن صحنه های جنسی در این فیلم به رغم آنکه موافقت هر دو بازیگر را پیش از تولید به همراه داشت اما در نهایت هنگامی که آنها فیلمنامه را خواندند، نسبت به سهیم کردن زندگی جنسی شان با مردم جهان، مخصوصا به صورت سه نفری، با یک ترنس، احساس ناراحتی کردند، و از پروژه کنار کشیدند تا نوئه مجبور شود این فیلم را یک دهه بعد بر روی پرده سینما به نمایش درآورد.

La película gira en torno a la vida de un estudiante de la escuela de cine llamado Murphy, y su ex novia Electra, con quien tuvo una relación durante dos años, antes de dormir con otra mujer, Omi, que pasó a quedar embarazada como resultado de la infidelidad de Murphy. Este embarazo no deseado puso fin a la relación entre Murphy y Electra en una nota muy triste. Una mañana lluviosa, la madre de Electra, Nora, llama a Murphy para preguntarle si ha oído de la joven, porque ella no la ha podido contactar desde hace bastante tiempo, y teniendo en cuenta las tendencias suicidas de su hija, estaba realmente preocupada. Durante el resto de ese día, Murphy recuerda su pasado con Electra, lleno de abuso de drogas, sexo duro y momentos tiernos

آمیزش جنسی سه‌نفره یا سکس سه نفره یا تری‌سام (به انگلیسی: Threesome) گونه‌ای از آمیزش جنسی است که به‌طور همزمان در بین سه نفر انجام می‌شود. این سه نفر ممکن است سه مرد، سه زن، دو مرد و یک زن یا دو زن و یک مرد باشند. آمیزش جنسی سه‌نفره نسبت به شیوه‌های دیگر آمیزش جنسی رواج کم‌تری دارد و ممکن است به‌صورت از پیش‌ هماهنگ‌شده در میان دوستان انجام گیرد. این عمل در ژاپن و کشورهای شرق آسیا رواج زیادی بین همجنسگرایان دارد و عملی محبوب بین خواهان در تمام جهان است. بیشتر زنان دوست دارند هنگامی که کیری در کس دارند، یک کیر دیگر در کون باشد تا به ارگاسم برسند و ارضا شوند. ارضا شدن زن از کس به هنگامی که کیری در کون دارد اوج لذت جنسی است. در بیشتر زنان حساس‌ترین عضو به تحریک جنسی کلیتوریس است که لمس آن بسیار برای زنان لذت بخش بوده و بیشترین نقش را در فراهم آوردن لذت جنسی برای زنان دارد. تحریک برخی از نقاط بدن همچون واژن، کلیتوریس، نوک پستانها یا مقعد زن می‌تواند به ارگاسم منتهی شود. بسیاری از زنان به ویژه زنان طبقات پایین در کشورهای جهان سوم تاکنون تجربه رسیدن به ارگاسم را نداشته‌اند و بسیاری از ناراحتی‌های روحی نیز می‌تواند توان ارگاسم را از زنان سلب کند.

Murphy est étudiant en école de cinéma. Il est depuis deux ans avec sa petite amie Electra, quand ils invitent une très jeune voisine, Omi, à partager leurs jeux sexuels. Mais en l’absence d’Electra, Murphy a de nouveau un rapport avec Omi, et celle-ci (qui est contre l’avortement) apprend peu après qu’elle est enceinte. Cette grossesse non désirée met fin à la relation entre Murphy et Electra

Un matin de 1er janvier, la mère d’Electra, Nora, appelle Murphy pour lui demander s’il a des nouvelles de la jeune femme, parce qu’elle n’en a pas depuis plusieurs mois, et commence à être sérieusement inquiète, compte tenu des tendances suicidaires de sa fille. Durant le reste de cette journée, Murphy se rappelle (sous forme de flashbacks disjoints, non linéaires) sa relation passée avec Electra, abondant en drogues, sexe torride et moments de tendresse

تدور أحداث الفيلم حول حياة طالب في مدرسة للسينما يدعى (ميرفي)، وصديقته السابقة (الكترا)، قبل النوم مع امرأة اخرى تدعى أومي الذي حدث للحصول على الحوامل نتيجة خيانة (مورفي) لصديقتها (الكترا). انتهى هذا الحمل غير المرغوب فيه العلاقة بين ميرفي والكترا على نغمة حزينة جدا. على خلفية ذلك اختفت (الكترا )عن انظارهم، أم إلكترا تدعى (نورا) تدعو ميرفي لأسأله عما إذا كان قد سمع من امرأة شابة ابنتها، لأن لديها ليس لبعض الوقت الآن، ونظرا الميول الانتحارية ابنتها، وقالت انها قلقة حقا. لبقية هذا اليوم، تذكر ميرفي ماضيه مع الكترا، مليئة بتعاطي المخدرات والجنس الخشن، ولحظات العطاء.

اولیس | جیمز جویس


اولیس
 یا یولسیز (به انگلیسی: Ulysses) نام رمان معروف جیمز جویس نویسندهٔ ایرلندی است که از شاهکارهای ادبیات مدرن به‌شمار می‌رود. تمام وقایع رمان اولیس در یک روز رخ می‌دهند. این کتاب که سومین اثر جیمز جویس است در سال ۱۹۲۲ در پاریس منتشر شد.

جویس در ابتدا این کتاب را به صورت داستانی کوتاه منتشر کرد که بخشی از مجموعهٔ دوبلینی‌ها بود و آن را یک روز از عمر آقای بلوم در وین نام نهاده بود؛ ولی مدتی بعد با آمیختن یکی از شخصیت‌های کتاب سیمای مرد هنرمند در جوانی به نام استیون ددالوس با آقای بلوم کتاب اولیس را نوشت. داستان اولیس ریشه در اساطیر یونانی و به خصوص اودیسهٔ هومر، شکسپیر، عهد عتیق و عهد جدید دارد. اشارات تلمیحی و بینامتنیتی، نزدیکی فرم و محتوا و ساختار پیچیدهٔ روایی از مشخصه‌های بارز ارزشِ ادبی این اثر می‌باشد. اولیس در صدر صد رمان برتر به انتخاب کتابخانه مدرن قرار دارد.

سانسور و ممنوعیت

اولیس به خاطر توصیف بی‌پروای روابط شخصیت‌های داستان با شکایات، احکام قضایی و در نهایت ممنوعیت مواجه شد. اولین نمونه از برخورد مراجع قضایی با اولیس، محاکمه مارگارت اندرسون و جین هیپ سردبیران مجله ادبی «لیتل رویو» در سال ۱۹۲۱ در شهر نیویورک بود. آن دو به خاطر چاپ بخشی از کتاب جیمز جویس که هنوز در دست تحریر بود، و به جرم نقض قانون «ممنوعیت نشر آثار قبیح» با مجازات یک سال زندان روبرو شدند که بعداً به جزای نقدی تغییر کرد.

در فرازی از کتاب اولیس با عنوان «ناوسیکا» که در این مجله چاپ شده بود، زن جوانی به نام گرتی مک‌داول هنگام نشستن روی صخره‌ای در کنار ساحل متوجه می‌شود که لئوپلد بلوم دارد به او خیره شده. هم‌زمان با انفجار آتش‌بازی در دوردست‌ها، گرتی به عقب خم می‌شود و لباس زیر خود را عریان می‌کند و لئوپلد قهرمان داستان، مشغول خودارضایی می‌شود. صدور این حکم به این معنا بود که چاپ کتاب اولیس، حتی قبل از آنکه جیمز جویس نوشتن آن را به پایان ببرد، در ایالت نیویورک و احتمالاً سراسر آمریکا ممنوع شد. دولت و مراجع قضایی بریتانیا نیز برخورد مشابهی با این کتاب داشتند. سیلویا بیچ کتاب اولیس را سال ۱۹۲۲ در پاریس منتشر کرد و اولین نسخه‌ای که مأموران آن را در فرودگاه لندن ضبط کردند راهی دفتر دادستان کل شد.

فرم ادبی

فرم و محتوایِ اولیس به خوبی در هم تنیده‌اند. جیمز جویس با آرایشِ منحصربه‌فردی که به کلمات می‌دهد، علاوه بر آهنگین کردن نثرِ کتاب، محتوا را نیز با فرمِ واژه‌ها انتقال می‌دهد. در فصلِ سیزدهم کتاب، نویسنده با چیدمانِ کلمات به شکلی خاص، تلویحاً به ارگاسمِ بلوم اشاره می‌کند.

ترجمه‌پذیری و واکنش‌ها

به علت تکنیک‌های ادبی خاص از جمله استفاده مکرر و بی اخطار قبلی از تکنیک جریان سیال ذهن یا تک گویی درونی، فرمِ پیچیده و بازیگوشی‌های مکرر زبانی، ترجمهٔ اولیس را امری دشوار و چه بسا غیرممکن می‌دانند. با این حال این کتاب توسط منوچهر بدیعی به فارسی ترجمه شده و سال‌هاست که بر سَر علّت عدم انتشار آن بحث است که آیا مجوز چاپ دریافت نکرده یا اصولاً اقدامی برای اخذ مجوز نشده‌است. تنها فصل هفدهم کتاب از این مترجم به عنوان ضمیمهٔ کتاب جیمز جویس نوشتهٔ «جی.آی.ام. استیوارت» ترجمهٔ منوچهر بدیعی، توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده‌است. انتشار این فصل انتقاداتی را به شیوهٔ ترجمهٔ مترجم دربرداشت.

ترجمه به اسپانیایی

بورخس نیز در جوانی صفحهٔ آخر اولیس را به اسپانیایی برگرداند. کاری که بعدها در مصاحبه‌ای از آن ابراز پشیمانی کرد. این کتاب با شرحی و تفسیری مبسوط از پروژه جویس دانشگاه مونتانا به کوشش جان هانت در حال ترجمه به زبان فارسی است و متن کامل سه فصل نخست آن به همراه پاورقی‌ها انتشار یافته‌است.

شخصیت‌ها

لئوپلد بلوم – مردی سی و هشت ساله و مسئول تبلیغات در دوبلین. بلوم در دوبلین با رودلف، پدر یهودیِ مجارستانی‌اش و الن، مادر کاتولیکِ ایرلندی‌اش بزرگ شده‌است. او از مطالعه و تفکر دربارهٔ علوم و اختراعات و شرح معلوماتش به دیگران لذت می‌برد. بلوم عاطفی و کنجکاو است و عاشق موسیقی. ذهن بلوم درگیر روابط سردش با زنش مالی است.

مریان (مالی) بلوم – همسر لئوپلد بلوم. مالی بلوم سی‌ساله است، کمی تپل و سبزه، خوش بر و رو و اهل لاس زدن است. تحصیلات زیادی ندارد ولی به هر تقدیر باهوش و صاحب‌نظر است. او خواننده‌ای حرفه‌ای است که توسط پدر ایرلندی‌اش سرگرد برایان توییدی در جبل طارق بزرگ شده‌است. مالی حوصلهٔ بلوم را ندارد، مخصوصاً به این دلیل که از مرگ یازده سال پیشِ پسرشان رودی به این طرف، بلوم دیگر با او صمیمی (در رابطهٔ جنسی) نیست.

استیوِن ددالوس – شواهد گوناگون دال بر آن است که این شخصیت در واقع خود جویس است. همین شخصیت در رمان چهره مرد هنرمند در جوانی هم ظاهر می‌شود و آن رمان در حقیقت داستان کودکی و نوجوانی نویسنده است. ددالوس اشاره به اسطوره معروف ددالوس و ایکاروس در یونان باستان دارد. استیون در رمان اولیس شاعری است پرالهام و بیست و چند ساله. استیون باهوش و فوق‌العاده کتابخوان و علاقه‌مند به موسیقی است. به نظر می‌رسد که بیشتر در دنیای ذهنی خودش زندگی می‌کند تا اینکه عضو انجمنی یا حتی گروه دانشجویان پزشکی که هم قطارانش هستند باشد. استیون در کودکی بسیار مذهبی بوده‌است ولی بر اثر مرگ مادرش که کمتر از یک سال پیش رخ داده، اکنون با مسائل مربوط به شک و ایمان دست و پنجه نرم می‌کند.

مالاکای (باک) مالیگان – دانشجوی پزشکی و دوست استیون. باک مالیگان کمی چاق و اهل مطالعه است و تقریباً همه چیز را دست می‌اندازد. او به خاطر لطیفه‌های بی‌تربیتی و بامزه‌ای که تعریف می‌کند تقریباً مورد علاقه همه به جز استیون، سایمون و بلوم است.

هینز – دانشجوی فولکلور که به خصوص علاقه‌مند به مطالعهٔ قوم و فرهنگ ایرلندی است. هینز اغلب اوقات ناخواسته مغرور و خودبین است. او در قلعه مارتلو اقامت دارد، جایی که استیون و باک هم در آنجا زندگی می‌کنند.

هیو (بلیزس) بویلان – مدیر کنسرت قریب‌الوقوع مالی در بلفاست. بلیزس بویلان در شهر مشهور و محبوب است علی‌رغم اینکه کمی هرزه به نظر می‌رسد، مخصوصاً نسبت به زنان. بویلان به مالی علاقه‌مند شده‌است و آن‌ها در بعد از ظهرِ داستان رابطه‌ای با هم برقرار می‌کنند.

میلیسنت (میلی) بلوم – دختر پانزده سالهٔ مالی و لئوپلد بلوم که فی‌الواقع در اولیس ظاهر نمی‌شود. خانوادهٔ بلوم اخیراً میلی را برای زندگی و یادگیری عکاسی به مالینگار فرستاده‌اند. میلی، بلوند و زیبا و علاقه‌مند به پسرها است – او با الک بانون در مالینگار قرار و مدار می‌گذارد.

سایمون ددالوس – پدرِ استیون ددالوس. سایمون ددالوس در کورک بزرگ شده و بعداً به دوبلین آمده و تاکنون مرد نسبتاً موفقی بوده‌است. مردان دیگر او را سرلوحه خود قرار می‌دهند، هرچند که بعد از مرگ زنش، خانه و زندگی‌اش بی‌نظم و نامرتب شده‌است. سایمون دارای صدایی خوب و استعداد لطیفه‌گویی است و اگر عادت مشروب‌خوری نداشت می‌توانست از این همه استعداد سود ببرد. سایمون به شدت منتقد استیون است.

اِی. ای (جرج راسل) – اِی. ای نام مستعار جرج راسل، شاعر معروفِ احیای ادبیات ایرلندی است که در کانونِ حلقه‌های ادبی ایرلند است – حلقه‌های ادبی که استیون را به خود راه نمی‌دهند. او عمیقاً به عِرفان اسرارآمیز علاقه‌مند است. بقیه مردها چنان با او مشورت می‌کنند که انگار حرفش وحی مُنزَل است.

ریچارد بِست – کتابداری در کتابخانهٔ ملی. بِست شخص مشتاق و علاقه‌مندی است، با این حال بخش عمده‌ای از مشارکتش در بحثِ هملت در اپیزود نهم، نشانه‌هایی از باورهای غلطی دارد که به خیال خودش درست‌اند.

ادی بوردمن – یکی از دوستان گرتی مک‌داول. رفتار مغرورانهٔ گرتی ادی را که می‌خواهد او را با گوشه و کنایه ضایع کند می‌رنجاند.

جوسی (نام خانهٔ پدری: پاول) و دنیس برین – جوسی پاول و بلوم وقتی جوان‌تر بودند به هم علاقه داشتند. جوسی زیبا و اهل لاس زدن بود. بعد از اینکه بلوم با مالی ازدواج کرد، جوسی هم با دنیس ازدواج کرد. دنیس برین کمی خُل است و پارانوئید به نظر می‌رسد. مراقبت از چنین شوهر ابلهی اثر خود را روی جوسی گذاشته‌است و اکنون نحیف و خسته به نظر می‌رسد.

سیسی، جکی و تامی کافری – سیسی کافری یکی از بهترین دوستان گرتی مک‌داول است. او دختری با رفتار پسرانه و کمی رُک است. او مراقب برادران نوپای کوچکش جکی و تامی است.

شهروند – یک میهن‌پرست ایرلندی مسن که از نهضت ناسیونالیست دفاع می‌کند. با این که به نظر نمی‌رسد شهروند هیچ ارتباط رسمی با نهضت داشته باشد ولی بقیه افراد اخبار و اطلاعات را از او می‌پرسند. او سابقاً یکی از ورزشکاران و پهلوانان ایرلند بوده‌است. ماجراجو و بیگانه هراس است.

مارتا کلیفورد – زنی که بلوم با او تحت نام مستعار هنری فلاور مکاتبه می‌کند. نامه‌های مارتا پر از غلط‌های نگارشی است و تمایلات جنسی‌اش غیرخلاقانه و ملال آورند.

بلا کوهن – زن فاحشه‌ای خلافکار. بلا کوهن گنده، سبزه و دارای رفتاری مردانه است. او تا حدی طالب احترام از جانب بقیه است و پسری در آکسفورد دارد که شهریه‌اش را یکی از مشتریانش می‌پردازد.

مارتین کانینگهام – یکی از اعضای اصلی حلقهٔ دوستان بلوم. مارتین کانینگهام نسبت به دیگران مهربان و باشفقت است و در لحظات مختلفی از روز (کل داستان در یک روز اتفاق می‌افتد) از بلوم دفاع می‌کند، با این حال با بلوم مثل یک بیگانه رفتار می‌کند. قیافه اش شکسپیر را تداعی می‌کند.

گرت دیزی – مدیر مدرسهٔ پسرانه‌ای که استیون در آنجا تدریس می‌کند. دیزی پروتستانی از شمال ایرلند و به دولت انگلیس پایبند است. دیزی نسبت به استیون با تکبر برخورد می‌کند و شنوندهٔ خوبی نیست. نامه پُر و پیمان او به ویراستار دربارهٔ تب برفکیِ احشام دست مایه استهزای مردان دوبلینی در طی روز است.

دیلی، کیتی، بودی و مگی ددالوس – خواهران جوان‌تر استیون. آن‌ها بعد از مرگ مادرشان سعی در رتق و فتق امور منزلِ ددالوس دارند. به نظر می‌رسد که دیلی علائق و آرزوهایی مثل یادگیری زبان فرانسه دارد.

پاتریک دیگنام، خانم دیگنام و پاتریک دیگنام جونیور – پاتریک دیگنام یکی از آشنایان بلوم بود که خیلی زود بر اثر شراب خواری درگذشت. مراسم خاکسپاری او امروز است و بلوم و بقیه جمع می‌شوند تا برای بیوهٔ دیگنام و بچه‌هایش مقادیری پول جمع کنند، چرا که پدی همه بیمهٔ عمرش را صرف پرداخت دیونش کرده بود و برای بچه‌هایش چیزی باقی نگذاشته‌است.

بن دالرد – مردی که در دوبلین به خاطر صدای بمِ عالی‌اش شهره است. کسب و کار بن دالرد مدتی پیش از رونق افتاده‌است. آدم خوش‌طینتی به نظر می‌رسد ولی احتمالاً به خاطر عادت شراب خواری گذشته‌اش عصبی و پریشان است.

جان اگلینتون – مقاله‌نویسی که وقتش را در کتابخانهٔ ملی می‌گذراند. جان اگلینتون اعتماد به نفس و غرور جوانیِ استیون را تحقیر می‌کند و نسبت به تئوری هملت استیون با دیده تردید می‌نگرد.

ریچی، سارا (سالی) و والتر گولدینگ – ریچی گولدینگ، دایی استیون ددالوس است؛ او برادرِ ماری، مادرِ استیون بوده‌است. ریچی کارمند دادگستری است که اخیراً به خاطر مشکل کمرش کمتر توانسته کار کند – مسئله‌ای که به خاطر آن، موضوعِ خندهٔ سایمون ددالوس شده‌است. والتر، پسر ریچی و سارا، لوچ است و لکنت زبان دارد.

زو هیگینز – فاحشه‌ای در فاحشه خانهٔ بلا کوهن. زو بی‌پروا و در زخم زبان زدن استاد است.

جو هاینز – گزارشگری از روزنامهٔ دوبلین که اغلب اوقات بی‌پول است – او از بلوم، سه پوند قرض گرفته‌است و تاکنون آن را پس نداده. هاینز، بلوم را درست نمی‌شناسد و در اپیزود دوازدهم به نظر می‌رسد که دوست خوبی برای شهروند است.

کورنی کله‌هر – مسئول کفن و دفن که روابط خوبی با پلیس دارد.

مینا کندی و لیدیا دوس – دختران پیشخدمت هتل اورموند. مینا و لیدیا اهل لاس زنی هستند و با مردانی که به نوشگاه می‌آیند گرم می‌گیرند، با این حال در خلوت خود از جنس مخالف به بدی یاد می‌کنند. دوشیزه دوس که موهای برنز رنگی دارد، بی پرواتر از آن یکی به نظر می‌رسد و با بلیزس بویلان درگیری داشته‌است. دوشیزه کندی که موهایی طلایی دارد، خوددارتر است.

ند لمبرت – یکی از دوستان سایمون ددالوس و بقیه مردان در دوبلین. ند لمبرت اغلب در حال لطیفه‌گویی و خنده است. او در انبار غله و حبوبات در مرکز شهر کار می‌کند، در جایی که زمانی صومعهٔ مریم مقدس بوده‌است.

لنه‌هان – ویراستار مسابقات در روزنامهٔ دوبلین؛ با این حال اسب مورد نظر او، سپتر در مسابقات گُلدکاپ می‌بازد. لنه‌هان آدم بذله‌گویی است و با زنان لاس می‌زند. او بلوم را مسخره می‌کند ولی به سایمون و استیون ددالوس احترام می‌گذارد.

لینچ – دانشجوی پزشکی و دوست قدیمی استیون (او در «چهرهٔ هنرمند در جوانی» هم حضور دارد). لینچ به شنیدن نظریات پرمدعا و فوقِ زیباشناسانهٔ استیون عادت دارد و با سرسختی و لجاجتِ استیون آشناست. او با کیتی ریکتس قرار می‌گذارد.

تامس دابلیو لیستر – کتابداری در کتابخانهٔ ملی دوبلین و عضو فرقهٔ کویکر. لیستر بیشترین علاقه را به صحبت‌های استیون در اپیزود نهم نشان می‌دهد.

گرتی مک‌داول – زنی در اوان بیست سالگی و از خانواده‌ای از طبقهٔ متوسطِ رو به پایین. گرتی از لنگی دائمی پایش رنج می‌برد که احتمالاً بر اثر تصادف با دوچرخه بوده‌است. او با دقت بسیاری به لباس پوشیدن و رژیمش اهمیت می‌دهد و آرزوی عاشق شدن و ازدواج دارد. او به ندرت به خودش اجازه می‌دهد راجع به معلولیتش فکر کند.

جان هنری منتون – مشاور حقوقی در دوبلین که توسط پدی دیگنام استخدام شده‌است. وقتی بلوم و مالی عاشق هم بودند، منتون تحت تأثیر علاقه به مالی، رقیبی عشقی برای بلوم بود. او نسبت به بلوم با بی‌احترامی رفتار می‌کند.

راوی بی‌نام اپیزود دوازدهم – راویِ بی‌نام اپیزود دوازدهم، در حال حاضر کارگزار وصول طلب است و این جدیدترین شغلش از بین شغل‌های بسیاری است که داشته. او از اینکه «بااطلاع» به نظر برسد لذت می‌برد و بخش عمدهٔ شایعاتی که دربارهٔ خانواده بلوم می‌داند را از دوستش «پیسر» بورک شنیده که آن‌ها را وقتی در هتل سیتی آرمز زندگی می‌کردند می‌شناخته‌است.

عضو شورای شهر، نانتی – مسئول ارشد چاپ در روزنامه دوبلین و عضو پارلمان. نانتی یک دورگهٔ ایتالیایی-ایرلندی است.

جی. جی اُمالوی – وکیلی که اکنون بیکار و بی‌پول است. اُمالوی، امروز در قرض گرفتن پول از دوستانش ناکام است. او در اپیزود دوازدهم در میخانهٔ بارنی کیرنان، از بلوم دفاع می‌کند.

جک پاور – یکی از دوستان سایمون ددالوس و مارتین کانینگهام و دیگر مردان شهر. پاور احتمالاً در اجرای احکام کار می‌کند. او زیاد با بلوم خوب نیست.

کیتی ریکتس – یکی از فاحشه‌هایی که در فاحشه‌خانهٔ بلا کوهن کار می‌کنند. به نظر می‌رسد که کیتی با لینچ رابطه دارد و بخشی از روز را با او گذرانده‌است. او لاغر است و طرز لباس پوشیدنش، تمایلاتش به طبقهٔ بالای جامعه را نشان می‌دهد.

فلوری تالبوت – یکی از فاحشه‌های فاحشه‌خانهٔ بلا کوهن. فلوری چاق است و کودن به نظر می‌رسد ولی به راحتی خوشحال می‌شود.

طرح کلی داستان

استیون ددالوس در حال گذراندن ساعات اولیهٔ صبح ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴ است و از دوست مسخره‌کننده‌اش، باک مالیگان و هینز، آشنای انگلیسی باک دوری می‌جوید. وقتی استیون می‌خواهد سر کار برود، باک به او می‌گوید که کلید خانه را با خود نبرد و آن‌ها را در ساعت ۱۲:۳۰ در میخانه ببیند. استیون از باک می‌رنجد.

حدود ساعت ۱۰ صبح، استیون در کلاس درسش در مدرسهٔ پسرانهٔ گرت دیزی دارد تاریخ درس می‌دهد. بعد از کلاس، استیون با دیزی ملاقات می‌کند تا حقوقش را بگیرد. دیزیِ کوته‌فکر و متعصب، راجع به زندگی برای استیون موعظه می‌کند. استیون قبول می‌کند که نوشتهٔ دیزی دربارهٔ بیماری احشام را به آشنایانش در روزنامه بدهد.

استیون بقیهٔ صبحش را به تنها قدم زدن در ساحل سندی‌مونت می‌گذراند و منتقدانه به خودِ جوان‌ترش و به ادراک و الهام فکر می‌کند. او در ذهنش شعری می‌گوید و آن را روی تکه کاغذی که از نوشتهٔ دیزی پاره کرده‌است می‌نویسد.

در ساعت ۸ صبح همان روز، لئوپلد بلوم مشغول درست کردن صبحانه‌است و نامه و صبحانهٔ زنش را برای او به رختخواب می‌برد. یکی از نامه‌های زنش از طرف مدیر تور کنسرتِ مالی، بلیزس بویلان است (بلوم به این مظنون است که او عاشق زنش نیز هست) – بویلان ساعت ۴ بعدازظهر امروز قرار ملاقات دارد. بلوم به طبقهٔ پایین می‌رود و نامهٔ دخترش میلی را می‌خواند و سپس از خانه خارج می‌شود.

در ساعت ۱۰ صبح، بلوم نامه‌ای عاشقانه از ادارهٔ پست دریافت می‌کند – او با زنی به نام مارتا کلیفورد تحت نام مستعار هنری فلاور نامه‌نگاری می‌کند. او نامه را می‌خواند، مختصری در کلیسایی می‌ماند و سپس لوسیونِ مالی را به داروخانه‌چی سفارش می‌دهد. او با بانتام لاینز برخورد می‌کند که اشتباهاً فکر می‌کند بلوم دارد به او راجع به اسب ثرواوی در مسابقهٔ بعدازظهر گلدکاپ راهنمایی می‌کند.

حوالی ساعت ۱۱ صبح، بلوم همراه با سایمون ددالوس (پدر استیون)، مارتین کانینگهام و جک پاور به مراسم خاکسپاری پدی دیگنام می‌رود. مردها با بلوم مثل یک غریبه برخورد می‌کنند. در مراسم خاکسپاری، بلوم به مرگ پسرش و پدرش فکر می‌کند.

ظهر، بلوم را در دفتر روزنامهٔ فریمن می‌بینیم که دارد دربارهٔ یک آگهی برای کیزِ مشروب‌فروش مذاکره می‌کند. چندین مردِ علاف من‌جمله مایلس کرافوردِ ویراستار، در دفتر می‌چرخند و بحث‌های سیاسی می‌کنند. بلوم برای حتمی‌کردن آگهی خارج می‌شود. استیون با نامهٔ دیزی وارد دفتر روزنامه می‌شود. استیون و بقیهٔ مردها هم‌زمان با بازگشت بلوم دارند به سمت میخانه می‌روند. مذاکرات آگهی بلوم توسط کرافورد که دارد بیرون می‌رود، رد می‌شود.

در ساعت ۱ بعدازظهر، بلوم با جوسی برین، عشق قدیمی‌اش برخورد می‌کند و راجع به مینا پیورفوی که در زایشگاه بستری است، صحبت می‌کنند. بلوم وارد رستوران برتون می‌شود ولی تصمیم می‌گیرد به سمت دیوی برن برود تا نهاری سبک بخورد. بلوم به یاد بعدازظهری عاشقانه با مالی در هاوث می‌افتد. بلوم خارج شده و دارد به سمت کتابخانهٔ ملی می‌رود که بویلان را در خیابان می‌بیند و به داخل موزهٔ ملی پناه می‌برد.

در ساعت ۲ بعدازظهر، استیون دارد «تئوری هملت» خود را به‌طور غیررسمی برای اِی. ای شاعر و جان اگلینتون، بست و لیستر کتابدار توضیح می‌دهد. اِی. ای، تئوری استیون را سبک می‌شمارد و خارج می‌شود. باک وارد می‌شود و با تمسخر، استیون را به خاطر قال گذاشتن او و هینز در میخانه سرزنش می‌کند. در راه خروجی، باک و استیون از کنار بلوم می‌گذرند که آمده تا رونوشتی از آگهی کیز بردارد.

در ساعت ۴ بعدازظهر، سایمون ددالوس، بن دالرد، لنه‌هان و بلیزس بویلان در نوشگاه هتل اورموند گرد هم می‌آیند. بلوم متوجه ماشین بویلان در بیرون هتل می‌شود و تصمیم می‌گیرد او را زیر نظر بگیرد. بویلان خیلی زود برای قرارش با مالی خارج می‌شود و بلوم با عصبانیت در رستوران اورموند می‌نشیند – او موقتاً با آوازخوانی ددالوس و دالرد آرام می‌شود. بلوم جواب نامهٔ مارتا را می‌نویسد و می‌رود که نامه را پست کند.

در ساعت ۵ بعدازظهر، بلوم به میخانهٔ بارنی کیرنان می‌رود تا با مارتین کانینگهام دربارهٔ مسائل مالی خانوادهٔ دیگنام صحبت کند، ولی کانینگهام هنوز نرسیده‌است. شهروند، یک میهن‌پرست خشونت‌گرای ایرلندی، سیاه‌مست می‌شود و به یهودی بودنِ بلوم می‌تازد. بلوم جلوی شهروند می‌ایستد و از صلح و عشق دربرابر خشونت بیگانه‌هراسانه دفاع می‌کند. بلوم و شهروند، قبل از اینکه کالسکهٔ کانینگهام، بلوم را از صحنه دور کند، با هم در خیابان مشاجره می‌کنند.

حوالی غروب آفتاب، بلوم بعد از رفتن به خانهٔ خانم دیگنام، در ساحل سندی‌مونت استراحت می‌کند. زنی جوان که گرتی مک‌داول نام دارد متوجه می‌شود که بلوم دارد از ساحل به او نگاه می‌کند. گرتی عمداً پایش را بیشتر و بیشتر نشان بلوم می‌دهد در حالیکه بلوم دارد یواشکی استمناء می‌کند. گرتی می‌رود و بلوم چرت می‌زند.

ساعت ۱۰ شب، بلوم به زایشگاه می‌رود تا به مینا پیورفوی سر بزند. استیون و چند نفر از دوستانش که دانشجوی پزشکی‌اند نیز در بیمارستان هستند و مشغول نوشیدن و وراجی با صدای بلند راجع به مسائل مرتبط با تولد هستند. بلوم قبول می‌کند که به آن‌ها ملحق شود، هر چند که درنهان به خاطر تقلای خانم پیورفوی در طبقهٔ بالا، با عیاشی آن‌ها مخالف است. باک از راه می‌رسد و مردها به میخانهٔ بورک می‌روند. موقع تعطیل شدن میخانه، استیون، دوستش لینچ را راضی می‌کند که به فاحشه‌خانه بروند و بلوم آن‌ها را تعقیب می‌کند تا مراقبشان باشد.

بلوم بالاخره، استیون و لینچ را در فاحشه‌خانهٔ بلا کوهن می‌یابد. استیون مست است و فکر می‌کند که دارد روح مادرش را می‌بیند – مملو از خشم و دیوانگی، چراغی را با چوبدستی‌اش خرد می‌کند. بلوم دنبال استیون می‌رود و او را در بحث با یک سرباز انگلیسی که استیون را کتک می‌زند، می‌یابد.

بلوم، استیون را به هوش می‌آورد و او را به استراحتگاه رانندگان تاکسی می‌برد تا قهوه‌ای بخورد و سر حال بیاید. بلوم، استیون را به خانه‌اش دعوت می‌کند.

بعد از نیمه‌شب، استیون و بلوم به خانهٔ بلوم می‌روند. آن‌ها کاکائوی داغ می‌خورند و دربارهٔ گذشته‌شان صحبت می‌کنند. بلوم از استیون می‌خواهد که شب را بماند. استیون مودبانه تقاضای او را رد می‌کند. بلوم او را بدرقه می‌کند و به داخل برمی‌گردد تا شواهد حضور بویلان را پیدا کند. بلوم هنوز حالش خوب است و به رختخواب می‌رود، و داستان روزش را برای مالی تعریف کرده و از او می‌خواهد صبحانه‌اش را به رختخواب بیاورد. بعد از اینکه بلوم خوابش می‌برد، مالی بیدار می‌ماند و از تقاضای بلوم برای آوردن صبحانه به رختخواب در تعجب است. ذهن او به دوران کودکی‌اش در جیبرالتر، سکس بعدازظهرش با بویلان، حرفهٔ خوانندگی‌اش و استیون ددالوس مشغول است. تفکراتش راجع به بلوم در طی مونولوگی که با خود دارد به تندی تغییر می‌کند ولی در انتها با یادآوری لحظات عاشقانه‌ای که در هاوث داشتند و با دیدی مثبت به پایان می‌رسد.

جیمز آگوستین آلویسیوس جویس ‏(۲ فوریه ۱۸۸۲ دوبلین – ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ زوریخ) نویسنده ایرلندی که گروهی رمان اولیس وی را بزرگ‌ترین رمان سده بیستم خوانده‌اند. (این کتاب که سومین اثر جیمز جویس است در سال ۱۹۲۲ در پاریس منتشر شد) تمام آثارش را نه به زبان مادری که به زبان انگلیسی می‌نوشت. اولین اثرش دوبلینی‌ها مجموعه داستان‌های کوتاهی است دربارهٔ دوبلین و مردمش که گاهی آن را داستانی بلند و با درون‌مایه‌ای یگانه تلقی می‌کنند. او همراه ویرجینیا وولف از اولین کسانی بودند که به شیوهٔ جریان سیال ذهن می‌نوشتند. وی به ۱۳ زبان آشنایی داشت و دست کم به ایتالیایی و فرانسه مسلط بود.

زندگی‌نامه

جویس در خانواده‌ای متوسط در دوبلین به دنیا آمد. در مدرسه و دانشگاه، دانش‌آموزی با استعداد بود. در اوایل دههٔ سوم زندگی به اروپای قاره‌ای مهاجرت کرد و در شهرهای تریسته، پاریس و زوریخ اقامت گزید. گرچه بخش بزرگی از زندگی او در بزرگسالی، بیرون از ایرلند گذشت، جهانِ پنداری او معطوف به دوبلین و ایرلند است و شخصیت‌های کتاب‌هایش از اعضای خانواده، دوستان و دشمنان او در زمان اقامتش در دوبلین الهام گرفته شده بود. در زمان کوتاهی پس از انتشار اولیس، خود او این مسئله را این گونه شفاف ساخت: 

«در مورد خودم، من همیشه دربارهٔ دوبلین می‌نویسم. چرا که اگر بتوانم قلب دوبلین را تسخیر کنم، می‌توانم وارد قلب تمام شهرهای جهان شوم.»

او از ابتدای جوانی مخالف بی‌فرهنگی و دون مایگی دوبلین بود. در جوانی بسیار فرد مذهبی بود اما در ۲۰ سالگی با گذشت زمان از عقاید مذهبی خود فاصله گرفت تا بتواند ب اهداف ادبی که برای خود تعیین کرده بود نزدیکتر شود و دانسته خودرا به دام تبعید انداخت، و بالجبار زادگاه خود را به مقصد پاریس ترک کرد. وی بعد از پایان تحصیلات در سال ۱۹۰۲ دیگر به عنوان یک شخصیت تبعیدی بود به همین دلیل از کشور خارج شد و در پاریس مستقر گشت. بیماری مرگبار مادرش بار دیگر او را به دوبلین فراخواند سپس وی به تریسته و زوریخ سفر کرد. وی در سال ۱۹۴۰ چشم از دنیا بست.

کتاب‌شناسی

مجسمه جیمز جویس در خیابان دوبلین

اشعار

  • موسیقی مجلسی – (۱۹۰۷) – (شامل ۳۶ سرود)

رمان

  • پرتره‌ای از مرد هنرمند در جوانی – (۱۹۱۶)

این داستان گرچه به‌طور کامل زندگی‌نامهٔ نویسنده نمی‌باشد اما مطالب شخصی بسیاری از زندگی نویسنده را با خود به همراه دارد. شخصیت اول داستان «استفان ددالوس» خود نویسنده را برای خواننده تداعی می‌کند و همراهان این شخصیت اطرافیان نویسنده را در ذهن مجسم می‌کنند. این داستان شرح زندگی استفان از دوران ابتدایی در مدرسه تا اوج جوانی است. همچنین خط سیر زندگی خانوادهٔ ددالوس و سیر نزولی آن‌ها در زندگی را نشان می‌دهد. استفان که از ابتدا فردی مذهبی بوده با شروع تحصیلات و گذر زمان این مذهب را در راستای مأموریتی ادبی و هنری مورد شک و تحلیل قرار می‌دهد.

  • اولیس – (۱۹۲۲)

این کتاب که به عنوان بزرگترین رمان انگلیسی قرن بیستم شناخته شده از مهم‌ترین آثار نوشته شده با تکنیک جریان سیال ذهن می‌باشد که شرح یک روز از زندگی شخصیت داستان به نام «لئوپولد بلوم» است.[۱]همچون دیگر آثار جویس «اولیس» هم در مورد دوبلین، افراد دوبلین است. علی‌رغم محدودیت داستان به دوبلین و افراد آن جویس علاقه‌مند به تعمیم این داستان به تمام دنیا و زندگی داشت به همین دلیل وقایع داستان به صورت تک بعدی جلوه داده نشده‌اند بلکه به گونه‌ای بیان می‌شوند که امکان برداشت‌های مختلف از وقایع مختلف در یک زمان را به خواننده می‌دهند که بیانگر نمادین فعالیت تمامی انسان‌ها در عرصهٔ زندگی است. بارزترین وسیله‌ای که جویس برای نشان دادن نمادین وقایع در اولیس استفاده می‌کند برابر کردن حوادث ضمنی و بخش‌های داستان با داستان «اودیسه» اثر هومر است. هر بخش از اولیس به گونه‌ای با بخش‌های اودیسه تشابه دارد. این داستان در سطح رئالیست به تشریح زندگی دوبلینی، در سطح روانی به تحلیل ذهنیت لئوپلدبلوم، در سطح زبانی به تحلیل فنون زبانشناختی می‌پردازد.

  • رستاخیز فینیگان یا بیداری فینیگان‌ها – (۱۹۳۹)

در رمان «اولیسیس» جویس تلاش می‌کرد سطح رئالیسم را با سیح نمادین یکسان کند اما در «رستاخیز فینگان‌ها» به کلی رئالیسم را رها کرده و داستان را در سطح نمادین پیش می‌برد. این اثر به عنوان آخرین اثر جویس و نام آن برگرفته از یک بالاد آمریکایی بنام تام فینگان است که به دلیل افتان از نربان جان می‌سپارد اما هنگامی که شخصی ویسکی به روی جسد می‌ریزد زنده می‌شود. تم مرگ و زندگی و دوره‌های تغیر در زندگی از ویژگی‌های بارز این رمان است که در برگیرندهٔ تاریخ بشریت می‌شود.

مجموعه داستان

  • دوبلینی‌ها -۱۹۱۴

این مجموعه که آغازگر آثار جویس نیز می‌باشد به صورت داستان‌های کوتاهی است که به صورت رئالیسم زندگی دوبلین را به تصویر می‌کشد اما این داستان‌ها در واقعیت امر به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بیشتر از زندگی رئالیسم در دوبلین را به تصویر بکشند. در هر داستان جزئیات به گونه‌ای انتخاب و تدوین شده‌اند که مفاهیم نمادین تولید می‌کنند به همین دلیل کتاب «دوبلینی‌ها» در برگیرندهٔ سرنوشت و زندگی تمامی بشریت هم می‌باشد. آخرین داستان دوبلینی‌ها بنام «مرده» جزو دست‌نوشت اول نبود و بعدها توسط جویس به کتاب اضافه شد.

نمایشنامه

  • تبعیدی‌ها – (۱۹۱۴)

کاما سوترا | لذت بُردن از هوس‌های تن و لذت بخشیدن با هیجان تنانه

 

کاما سوترا (به سانسکریت: कामसूत्र) قدیمی‌ترین کتاب مصور هندی و مشهورترین درس‌نامه‌ی کام‌رانی شهوانی به زبان سانسکریت است که به دست واتسیایانا نگارش شده‌است. کاما سوترا از پرآوازه‌ترین کتاب راهنمایی در تاریخ جهان در ارتباط با لذت جسمی و جنسی و عشق اروتیک، ازدواج عاشقانه و سکس عاطفی است. کتابی که دیدگاه‌های طوفانی آن مرتبط با طبیعت بشر، امروزه نیز مصداق دارد. مرد نمی‌تواند بدون لذت بخشیدن به زن به اوج لذت خود دست یابد، لذت زن شرط لازم لذت مرد بوده، عشق‌بازی و اوج لذت جنسی هم برای زن و هم مرد. اُرگاسم (به انگلیسی: orgasm)، حالت فرح‌بخش روانی و جسمانی است که بر اثر تحریک جنسی به دست می‌آید که در مردان با انزال همراه است. به هنگام ارگاسم ماهیچه‌های لگنی منقبض شده و رعشه‌های خفیفی در بدن زن و مرد روی می‌دهد. در زنان، هنگام ارگاسم نوک پستان‌ها سیخ و برانگیخته و سفت می‌شود، سوراخ مقعد زنان سریعاً باز و بسته و کلیتوریس آن‌ها بزرگ و پرخون می‌شود. در بعضی از زن‌ها با فوران مایع انزال از واژن مرحله ارگاسم پایان می‌یابد. پس از ارگاسم مرحلهٔ آرامش آغاز می‌شود که طی آن بدن سست می‌شود و به حالت عادی بازمی‌گردد.

تاریخچه

بین سدهٔ چهارم تا ششم میلادی در شمال هند و درآغاز امپراتوری گوپتا و اوج تمدن کلاسیک هند نگاشته شده‌است. معبد خاجوراهو و معبد کونارک در هند، دربردارندهٔ مجسمه‌هایی با موضوع کاما سوترا است.

درونمایه

کاما سوترا، یک فلسفهٔ باستانی دربارهٔ تئوری و تمرینات عشق‌ورزی است. کاما در سنسکریت به‌معنای لذت و یکی از چهار هدف انسان بر کرهٔ خاکی است. (کاما = لذت، آرتا = ثروت، دارما = قدرت، موکشا = رهایی از هر سه مقصود). در واقع کاما سوترا را می‌توان “کام‌نامه” خواند. تنها یک‌پنجم از کاماسوترا دربارهٔ وضعیت‌ها یا حالات آمیزش جنسی است .این کتاب به‌طور مفصل به اصول عشق‌بازی و آمیزش جنسی می‌پردازد.

در کاما سوترا انواع گوناگونی از در آغوش گرفتن، نوازش، بوسیدن، نیشگون و گاز گرفتن و … توصیف شده‌است. در این کتاب از کارهایی مانند سیلی زدن و نالیدن نیز به عنوان بازی یاد شده‌است.

کتابچه‌ای راهنما برای مردان، فاحشگان و زنان مرتبط با طبقات بالا (ثروتمند) بوده و با ترسیم تصویری واضح از زندگی در هند، مفاهیم آن فرهنگ کلاسیک (طبقات مرفه هندو) را ترویج می‌کند. این اثر تلفیقی از چندین رسالهٔ قدیمی است که گفته شده در نوع خود بی‌نظیر و به سرپرستی خدای شیوا (اشاره به اصل الهی ما) نگاشته شده‌است.

فصل سوم از دفتر اول: مرد باید این کتاب را بخواند و همچنین فنون وابسته به آن را بیاموزد، مادام که این مطالعه مانعی برای اشتغالات او به امور مذهبی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد نکند.

نویسنده بارها بر این نکته تأکید می‌ورزد که کام‌یابانه‌ترین شکل آمیزش جنسی به شرط ارتباط عاطفی و عاشقانه بین دو همخوابه به‌وجود می‌آید.

در دفترهای دیگرِ این اثر، نویسنده شور و شهوت را در مسیرهای گسترده‌تری آزموده و از زندگی زناشویی تا دستیابی به زنانِ دیگر مردان و نرد عشق باختن با روسپیان می‌پردازد. دربرداشت رایج، مخاطب اصلی این رساله «مرد مرفه» است. یعنی مردی که متعلق به کاست‌های بالای جامعه (دارندگان قدرت آئینی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) است.

کاما سوترای کامل شامل ۳۶ فصل و ۱۲۵۰ بند، ۷ دفتر و ۶۴ بخش مجزا است که البته بیشتر ترجمه‌ها از ششمین فصلِ دفتر دوم صورت گرفته‌است. فصلی که به ۶۴ شیوهٔ آمیزشی می‌پردازد.

نویسنده

دربارهٔ نویسنده کتاب «واتسیایانا» اطلاعات زیادی در دست نیست. او خود را به‌عنوان نویسندهٔ اصلی معرفی نمی‌کند. بلکه خود را در جایگاه فردی می‌داند که به ویرایش و سازماندهی مجدد کارهای دیگران پرداخته‌است. او همچنین استدلال‌ها و دیدگاه‌های خویش را در کتاب ارائه داده و موقعیت خود را به‌عنوان نویسندهٔ نهایی شماری از این مطالب تثبیت می‌کند. واتسیایانا به‌طرز شگفت‌انگیزی عمل‌گرا بوده و عمدتاً فراتر از اخلاق به پیش می‌رود. وی با دفاع از شهوت‌گساریِ محتاطانه، زهّاد و تارکین دنیا را دست می‌اندازد.

دیگر نمونه‌ها

ریچارد فرانسیس برتون خاور دور‌شناس انگلیسی، این کتاب به زبان انگلیسی برگردانند که اولین ترجمهٔ این کتاب به زبان انگلیسی است. در سال ۱۸۸۳ او کتاب دیگری به نام باغ معطر را نیز در مورد آمیزش جنسی از زبان عربی به انگلیسی برگرداند.

 

कामसूत्र महर्षि वात्स्यायन द्वारा रचित[1] भारत का एक प्राचीन कामशास्त्र (en:Sexology) ग्रंथ है। यह विश्व की प्रथम यौन संहिता है जिसमें यौन प्रेम के मनोशारीरिक सिद्धान्तों तथा प्रयोग की विस्तृत व्याख्या एवं विवेचना की गई है। अर्थ के क्षेत्र में जो स्थान कौटिल्य के अर्थशास्त्र का है, काम के क्षेत्र में वही स्थान कामसूत्र का है।

अधिकृत प्रमाण के अभाव में महर्षि वात्स्यायन का काल निर्धारण नहीं हो पाया है। परन्तु अनेक विद्वानों तथा शोधकर्ताओं के अनुसार महर्षि ने अपने विश्वविख्यात ग्रन्थ कामसूत्र की रचना ईसा की तृतीय शताब्दी के मध्य में की होगी। तदनुसार विगत सत्रह शताब्दियों से कामसूत्र का वर्चस्व समस्त संसार में छाया रहा है और आज भी कायम है। संसार की हर भाषा में इस ग्रन्थ का अनुवाद हो चुका है[तथ्य वांछित]। इसके अनेक भाष्य एवं संस्करण भी प्रकाशित हो चुके हैं, वैसे इस ग्रन्थ के जयमंगला भाष्य को ही प्रामाणिक माना गया है। कोई दो सौ वर्ष पूर्व प्रसिद्ध भाषाविद सर रिचर्ड एफ़ बर्टन (Sir Richard F. Burton) ने जब ब्रिटेन में इसका अंग्रेज़ी अनुवाद करवाया तो चारों ओर तहलका मच गया[तथ्य वांछित] और इसकी एक-एक प्रति 100 से 150 पौंड तक में बिकी[तथ्य वांछित]। अरब के विख्यात कामशास्त्र ‘सुगन्धित बाग’ (Perfumed Garden) पर भी इस ग्रन्थ की अमिट छाप है[तथ्य वांछित]।

महर्षि के कामसूत्र ने न केवल दाम्पत्य जीवन का शृंगार किया है वरन कला, शिल्पकला एवं साहित्य को भी सम्पदित किया है। राजस्थान की दुर्लभ यौन चित्रकारी तथा खजुराहो, कोणार्क आदि की जीवन्त शिल्पकला भी कामसूत्र से अनुप्राणित है। रीतिकालीन कवियों ने कामसूत्र की मनोहारी झांकियां प्रस्तुत की हैं तो गीत गोविन्द के गायक जयदेव ने अपनी लघु पुस्तिका ‘रतिमंजरी’ में कामसूत्र का सार संक्षेप प्रस्तुत कर अपने काव्य कौशल का अद्भुत परिचय दिया है[तथ्य वांछित]।

रचना की दृष्टि से कामसूत्र कौटिल्य के ‘अर्थशास्त्र’ के समान है—चुस्त, गम्भीर, अल्पकाय होने पर भी विपुल अर्थ से मण्डित। दोनों की शैली समान ही है— सूत्रात्मक। रचना के काल में भले ही अन्तर है, अर्थशास्त्र मौर्यकाल का और कामूसूत्र गुप्तकाल का है।

कामसूत्र-प्रणयन का प्रयोजन[]

वात्स्यायन ने कामसूत्र में मुख्यतया धर्म, अर्थ और काम की व्याख्या की है। उन्होने धर्म-अर्थ-काम को नमस्कार करते हुए ग्रन्थारम्भ किया है। धर्म, अर्थ और काम को ‘त्रयी’ कहा जाता है। वात्स्यायन का कहना है कि धर्म परमार्थ का सम्पादन करता है, इसलिए धर्म का बोध कराने वाले शास्त्र का होना आवश्यक है। अर्थसिद्धि के लिए तरह-तरह के उपाय करने पड़ते हैं इसलिए उन उपायों को बतानेवाले अर्थशास्त्र की आवश्यकता पड़ती है और सम्भोग के पराधीन होने के कारण स्त्री और पुरुष को उस पराधीनता से बचने के लिए कामशास्त्र के अध्ययन की आवश्यकता पड़ती है।

वात्स्यायन का दावा है कि यह शास्त्र पति-पत्नी के धार्मिक, सामाजिक नियमों का शिक्षक है। जो दम्पति इस शास्त्र के अनुसार दाम्पत्य जीवन व्यतीत करेंगे उनका जीवन काम-दृष्टि से सदा-सर्वदा सुखी रहेगा। पतिपत्नी आजीवन एक दूसरे से सन्तुष्ट रहेंगे। उनके जीवन में एकपत्नीव्रत या पातिव्रत को भंग करने की चेष्टा या भावना कभी पैदा नहीं हो सकती। आचार्य का कहना है कि जिस प्रकार धर्म और अर्थ के लिए शास्त्र की आवश्यकता होती है उसी प्रकार काम के लिए भी शास्त्र की आवश्यकता होने से कामसूत्र की रचना की गई है।

कामसूत्र के बारे में भ्रांतियाँ[]

[2]

(1) कामसूत्र में केवल विभिन्न प्रकार के यौन-आसन (सेक्स पोजिशन्स) का वर्णन है।
कामसूत्र ७ भागों में विभक्त है जिसमें से यौन-मिलन से सम्बन्धित भाग ‘संप्रयोगिकम्’ एक है। यह सम्पूर्ण ग्रन्थ का केवल २० प्रतिशत ही है जिसमें ६९ यौन आसनों का वर्णन है।[3] इस ग्रन्थ का अधिकांश भाग काम के दर्शन के बारे में है, काम की उत्पत्ति कैसे होती है, कामेच्छा कैसे जागृत रहती है, काम क्यों और कैसे अच्छा या बुरा हो सकता है।[4]

(2) कामसूत्र एक सेक्स-मैनुअल है।
‘काम’ एक विस्तृत अवधारणा है, न केवल यौन-आनन्द। काम के अन्तर्गत सभी इन्द्रियों और भावनाओं से अनुभव किया जाने वाला आनन्द निहित है। गुलाब का इत्र, अच्छी तरह से बनाया गया खाना, त्वचा पर रेशम का स्पर्श, संगीत, किसी महान गायक की वाणी, वसन्त का आनन्द – सभी काम के अन्तर्गत आते हैं। वात्स्यायन का उद्देश्य स्त्री और पुरुष के बीच के ‘सम्पूर्ण’ सम्बन्ध की व्याख्या करना था। ऐसा करते हुए वे हमारे सामने गुप्तकाल की दैनन्दिन जीवन के मन्त्रमुग्ध करने वाले प्रसंग, संस्कृति एवं सभ्यता का दर्शन कराते हैं। कामसूत्र के सात भागों में से केवल एक में, और उसके भी दस अध्यायों में से केवल एक अध्याय में, यौन-सम्बन्ध बनाने से सम्बन्धित वर्नन है। (अर्थात ३६ अध्यायों में से केवल १ अध्याय में)[5]

(3) कामसूत्र प्रचलन से बाहर (outdated) हो चुका है।
यद्यपि कामसूत्र दो-धाई हजार वर्ष पहले रचा गया था, किन्तु इसमें निहित ज्ञान आज भी उतना ही उपयोगी है। इसका कारण यह है कि भले ही प्रौद्योगिकि ने बहुत उन्नति कर ली है किन्तु मनुष्य अब भी एक दूसरे से मिलते-जुलते हैं, विवाह करते हैं, तथा मनुष्य के यौन व्यहार अब भी वही हैं जो हजारों वर्ष पहले थे।[6]

संरचना[]

यह ग्रंथ सूत्रात्मक है। यह सात अधिकरणों, ३६ अध्यायों तथा ६४ प्रकरणों में विभक्त है। इसमें चित्रित भारतीय सभ्यता के ऊपर गुप्त युग की गहरी छाप है, उस युग का शिष्टसभ्य व्यक्ति ‘नागरिक’ के नाम से यहाँ दिया गया है। ग्रंथ के प्रणयन का उद्देश्य लोकयात्रा का निर्वाह है, न कि राग की अभिवद्धि।[7] इस तात्पर्य की सिद्धि के लिए वात्स्यायन ने उग्र समाधि तथा ब्रह्मचर्य का पालन कर इस ग्रंथ की रचना की—तदेतद् ब्रह्मचर्येण परेण च समाधिना।विहितं लोकयावर्थं न रागार्थोंऽस्य संविधि:।। (कामसूत्र, सप्तम अधिकरण, श्लोक ५७)

ग्रंथ सात अधिकरणों में विभक्त है जिनमें कुल ३६ अध्याय तथा १२५० श्लोक हैं। इसके सात अधिकरणों के नाम हैं-

१. साधारणम् (भूमिका)
२. संप्रयोगिकम् (यौन मिलन)
३. कन्यासम्प्रयुक्तकम् (पत्नीलाभ)
४. भार्याधिकारिकम् (पत्नी से सम्पर्क)
५. पारदारिकम् (अन्यान्य पत्नी संक्रान्त)
६. वैशिकम् (रक्षिता)
७. औपनिषदिकम् (वशीकरण)
प्रथम अधिकरण (साधारण) में शास्त्र का समुद्देश तथा नागरिक की जीवनयात्रा का रोचक वर्णन है।

द्वितीय अधिकरण (सांप्रयोगिक) रतिशास्त्र का विस्तृत विवरण प्रस्तुत करता है। पूरे ग्रंथ में यह सर्वाधिक महत्वशाली खंड है जिसके दस अध्यायों में रतिक्रीड़ा, आलिंगन, चुंबन आदि कामक्रियाओं का व्यापक और विस्तृत प्रतिपादन हे।

तृतीय अधिकरण (कान्यासंप्रयुक्तक) में कन्या का वरण प्रधान विषय है जिससे संबद्ध विवाह का भी उपादेय वर्णन यहाँ किया गया है।

चतुर्थ अधिकरण (भार्याधिकारिक) में भार्या का कर्तव्य, सपत्नी के साथ उसका व्यवहार तथा राजाओं के अंत:पुर के विशिष्ट व्यवहार क्रमश: वर्णित हैं।

पंचम अधिकरण (पारदारिक) परदारा को वश में लाने का विशद वर्णन करता है जिसमें दूती के कार्यों का एक सर्वांगपूर्ण चित्र हमें यहाँ उपलब्ध होता है।

षष्ठ अधिकतरण (वैशिक) में वेश्याओं, के आचरण, क्रियाकलाप, धनिकों को वश में करने के हथकंडे आदि वर्णित हैं।

सप्तम अधिकरण (औपनिषदिक) का विषय वैद्यक शास्त्र से संबद्ध है। यहाँ उन औषधों का वर्णन है जिनका प्रयोग और सेवन करने से शरीर के दोनों वस्तुओं की, शोभा और शक्ति की, विशेष अभिवृद्धि होती है। इस उपायों के वैद्यक शास्त्र में ‘बृष्ययोग’ कहा गया है।

(१) साधारणम्
१.१ शास्त्रसंग्रहः
१.२ त्रिवर्गप्रतिपत्तिः
१.३ विद्यासमुद्देशः
१.४ नागरकवृत्तम्
१.५ नायकसहायदूतीकर्मविमर्शः
(२) सांप्रयोगिकम्
२.१ प्रमाणकालभावेभ्यो रतअवस्थापनम्
२.२ आलिंगनविचार
२.३ चुम्बनविकल्पाः
२.४ नखरदनजातयः
२.५ दशनच्छेद्यविहयो
२.६ संवेशनप्रकाराश्चित्ररतानि
२.७ प्रहणनप्रयोगास् तद्युक्ताश् च सीत्कृतक्रमाः
२.८ पुरुषोपसृप्तानि पुरुषायितं
२.९ औपरिष्टकं नवमो
२.१० रतअरम्भअवसानिकं रतविशेषाः प्रणयकलहश् च
(३) कन्यासंप्रयुक्तकम्
३.१ वरणसंविधानम् संबन्धनिश्चयः च
३.२ कन्याविस्रम्भणम्
३.३ बालायाम् उपक्रमाः इंगिताकारसूचनम् च
३.४ एकपुरुषाभियोगाः
३.५ विवाहयोग
(४) भार्याधिकारिकम्
४.१ एकचारिणीवृत्तं प्रवासचर्या च
४.२ ज्येष्ठादिवृत्त
(५) पारदारिकम्
५.१ स्त्रीपुरुषशीलवस्थापनं व्यावर्तनकारणाणि स्त्रीषु सिद्धाः पुरुषा अयत्नसाध्या योषितः
५.२ परिचयकारणान्य् अभियोगा छेच्केद्
५.३ भावपरीक्षा
५.४ दूतीकर्माणि
५.५ ईश्वरकामितं
५.६ आन्तःपुरिकं दाररक्षितकं
(६) वैशिकम्
६.१ सहायगम्यागम्यचिन्ता गमनकारणं गम्योपावर्तनं
६.२ कान्तानुवृत्तं
६.३ अर्थागमोपाया विरक्तलिंगानि विरक्तप्रतिपत्तिर् निष्कासनक्रमास्
६.४ विशीर्णप्रतिसंधानं
६.५ लाभविशेषाः
६.६ अर्थानर्थनुबन्धसंशयविचारा वेश्याविशेषाश् च
(७) औपनिषदिकम्
७.१ सुभगंकरणं वशीकरणं वृष्याश् च योगाः
७.२ नष्टरागप्रत्यानयनं वृद्धिविधयश् चित्राश् च योगा
संक्षिप्त परिचय[]

कामसूत्र का प्रणयन अधिकरण, अध्याय और प्रकरणबद्ध किया गया है। इसमें ७ अधिकरण, ३६ अध्याय, ६४ प्रकरण और १२५० सूत्र ( श्लोक ) हैं। ग्रन्थकार ने ग्रंथ लिखने से पूर्व जो विषयसूची तैयार की थी उसका नाम उसने ‘शास्त्रसंग्रह’ रखा है अर्थात् वह संग्रह जिससे यह विषय (कामसूत्र ) शासित हुआ है।[8]

कामसूत्र के प्रथम अधिकरण का नाम साधारण है। शास्त्रसंग्रह, प्रथम अधिकरण के प्रथम अध्याय का प्रथम प्रकरण है। इस अघिकरण में ग्रन्थगत सामान्य विषयों का परिचय है। इस अधिकरण में पाँच अध्याय और प्रकरण हैं। विषय-विवेचन के आधार पर अध्यायों और प्रकरणों के नामकरण किए गए हैं। प्रथम अधिकरण का मुख्य प्रतिपाद्य विषय यही है कि धर्म, अर्थ और काम की प्राप्ति कैसे की जा सकती है। मनुष्य को श्रुति, स्मृति, अर्थविद्या आदि के अध्ययन के साथ कामशास्त्र का अध्ययन अवश्य करना चाहिए। कामसूत्रकार ने सुझाव दिया है कि व्यक्ति को पहले विद्या पढ़नी चाहिए, फिर अर्थोपार्जन करना चाहिए। इसके बाद विवाह करके गार्हस्थ्य जीवन में प्रवेश कर नागरकवृत्त का आचरण करना चाहिए। विवाह से पूर्व किसी दूती या दूत की सहायता से किसी योग्य नायिका से परिचय प्राप्त कर प्रेम सम्बन्ध बढ़ाना चाहिए और फिर उसी से विवाह करना चाहिए। ऐसा करने पर गार्हस्थ्य जीवन, नागरिक जीवन सदैव सुखी और शान्त बना रहता है।

द्वितीय अधिकरण का नाम साम्प्रयोगिक है। ‘सम्प्रयोग’ को अर्थ सम्भोग होता है। इस अधिकरण में स्त्री-पुरुष के सम्भोग विषय की ही व्याख्या विभिन्न रूप से की गई है, इसलिए इसका नाम ‘साम्प्रयोगिक’ रखा गया है। इस अधिकरण में दस अध्याय और सत्रह प्रकरण हैं। कामसूत्रकार ने बताया है कि पुरुष अर्थ, धर्म और काम इन तीनों वर्गों को प्राप्त करने के लिए स्त्री को अवश्य प्राप्त करे किन्तु जब तक सम्भोग कला का सम्यक् ज्ञान नहीं होता है तब तक त्रिवर्ग की प्राप्ति समुचित रूप से नहीं हो सकती है और न आनन्द का उपभोग ही किया जा सकता है।

तीसरे अधिकरण का नाम कन्यासम्प्रयुक्तक है । इसमें बताया गया है कि नायक को कैसी कन्या से विवाह करना चाहिए। उससे प्रथम किस प्रकार परिचय प्राप्त कर प्रेम-सम्बन्ध स्थापित किया जाए? किन उपायों से उसे आकृष्ट कर अपनी विश्वासपात्री प्रेमिका बनाया जाए और फिर उससे विवाह किया जाए। इस अधिकरण में पाँच अध्याय और नौ प्रकरण हैं। उल्लिखित नौ प्रकरणों को सुखी दाम्पत्य जीवन की कुञ्जी ही समझना चाहिए। कामसूत्रकार विवाह को धार्मिक बन्धन मानते हुए दो हृदयों का मिलन स्वीकार करते हैं। पहले दो हृदय परस्पर प्रेम और विश्वास प्राप्त कर एकाकार हो जाएँ तब विवाह बन्धन में बँधना चाहिए, यही इस अधिकरण का सारांश है। यह अधिकरण सभी प्रकार की सामाजिक, धार्मिक मर्यादाओं के अन्तर्गत रहते हुए व्यक्ति की स्वतन्त्रता का समर्थन करता है।

चतुर्थ अधिकरण का नाम भार्याधिकारिक है। इसमें दो अध्याय और आठ प्रकरण है। विवाह हो जाने के बाद कन्या ‘भार्या’ कहलाती है। एकचारिणी और सपत्नी (सौत ) दो प्रकार की भार्या होती है। इन दोनों प्रकार की भार्याओं के प्रति पति के तथा पति के प्रति पत्नी के कर्त्तव्य इस अधिकरण में बताए गए हैं। इस अधिकरण में स्त्रीमनोविज्ञान और समाजविज्ञान को सूक्ष्म अध्ययन निहित है।

पाँचवें अधिकरण का नाम पारदारिक है। इसमें छह अध्याय और दस प्रकरण हैं। परस्त्री और परपुरुष का परस्पर प्रेम किन परिस्थितियों में उत्पन्न होता है, बढ़ता है और विच्छिन्न होता है, किस प्रकार परदारेच्छा पूरी की जा सकती है, और व्यभिचारी से स्त्रियों की रक्षा कैसे हो सकती है, यही इस अधिकरण का मुख्य प्रतिपाद्य विषय है।

छठे अधिकरण का नाम वैशिक है। इसमें छह अध्याय और बारह प्रकरण है। इस अधिकरण में वेश्याओं के चरित्र और उनके समागम उपायों आदि का वर्णन किया गया है। कामसूत्रकार ने वेश्यागमन को एक दुर्व्यसन मानते हुए बताया है कि वेश्यागमन से शरीर और अर्थ दोनों की क्षति होती है।

सातवें अधिकरण को नाम औपनिषदिक है। इसमें दो अध्याय और छह प्रकरण हैं। इस अधिकरण में, नायक-नायिका एक दूसरे को मन्त्र, यन्त्र, तन्त्र, औषधि आदि प्रयोगों से किस प्रकार वशीभूत करें, नष्टरोग को पुनः किस प्रकार उत्पन्न किया जाए, रूप-लावण्य को किस प्रकार बढ़ाया जाए, तथा बाजीकरण प्रयोग आदि मुख्य प्रतिपाद्य विषय है। औपनिषदिक का अर्थ ‘टोटका’ है।

पाठानुशीलन से प्रतीत होता है कि वर्तमान पुस्तकों में मूल प्रति से भिन्न सूत्रानुक्रम है। अनुमान है कि सबसे पहले नन्दी ने ही ब्रह्मा के प्रवचन से कामशास्त्र को अलग कर उसकी प्रवचन किया। कामशास्त्र के बाद मनुस्मृति और अर्थशास्त्र प्रतिपादित होने का भी अनुमान होता है, क्योंकि मनु और बृहस्पति ने ग्रन्थ का प्रवचन न कर पृथक्करण किया है। इसमें सन्देह नहीं कि इस प्रकार की पृथक्करण-प्रणाली का सूत्रपात प्रवचन काल के बहुत बाद से प्रारम्भ हुआ है। नन्दी द्वारा कहे गए एक हजार अध्यायों के कामशास्त्र को श्वेतकेतु ने संक्षिप्त कर पाँच सौ अध्यायों का संस्करण प्रस्तुत किया। स्पष्ट है कि ब्रह्मा के द्वारा प्रवचन किए गए शास्त्र में से नन्दी ने कामविषयक शास्त्र को एक हजार अध्यायों में विभक्त किया था। उसने अपनी ओर से किसी प्रकार का घटाव-बढ़ाव नहीं किया क्योंकि वह प्रवचन-काल था । प्रवचन-काल की परम्परा थी कि गुरुओं, आचार्यों से जो कुछ पढ़ा या सुना जाता था उसे ज्यों को त्यों शिष्यों

और जिज्ञासुओं के समक्ष प्रस्तुत कर दिया जाता था, अपनी ओर से कोई जोड़-तोड़ नहीं किया जाता था। प्रवचन-काल के अनन्तर शास्त्रों के सम्पादन, संशोधन और संक्षिप्तीकरण का प्रारम्भ होता है। श्वेतकेतु प्रवचन-काल के बाद का प्रतीत होता है क्योंकि उसने नन्दी के कामशास्त्र के एक हजार अध्यायों

को संक्षिप्तीकरण और संपादन किया था। बल्कि यह कहना अधिक तर्कसंगत होगा कि श्वेतकेतु के काल से शास्त्र के सम्पादन और संक्षिप्तीकरण की पद्धति प्रचलित हो गई थी और बाभ्रव्य के समय में वह पूर्ण रूप से विकसित हो चुकी थी।
टीकाएँ[]

कामसूत्र के ऊपर तीन टीकाएँ प्रसिद्ध हैं-

(१) जयमंगला – प्रणेता का नाम यथार्थत: यशोधर है जिन्होंने वीसलदेव (१२४३-६१) के राज्यकाल में इसका निर्माण किया।
(२) कंदर्पचूडामणि – बघेलवंशी राजा रामचंद्र के पुत्र वीरसिंहदेव रचित पद्यबद्ध टीका (रचनाकाल सं. १६३३; १५७७ ई.)।
(३) कामसूत्रव्याख्या — भास्कर नरसिंह नामक काशीस्थ विद्वान् द्वारा १७८८ ई. में निर्मित टीका।
काम-विषयक अन्य प्राचीन ग्रन्थ[]

ज्योतिरीश्वर कृत पंचसायक :- मिथिला नरेश हरिसिंहदेव के सभापण्डित कविशेखर ज्योतिरीश्वर ने प्राचीन कामशास्त्रीय ग्रंथों के आधार ग्रहण कर इस ग्रंथ का प्रणयन किया। ३९६ श्लोकों एवं ७ सायकरूप अध्यायों में निबद्ध यह ग्रन्थ आलोचकों में पर्याप्त लोकप्रिय रहा है।
पद्मश्रीज्ञान कृत नागरसर्वस्व :- कलामर्मज्ञ ब्राह्मण विद्वान वासुदेव से संप्रेरित होकर बौद्धभिक्षु पद्मश्रीज्ञान इस ग्रन्थ का प्रणयन किया था। यह ग्रन्थ ३१३ श्लोकों एवं ३८ परिच्छेदों में निबद्ध है। यह ग्रन्थ दामोदर गुप्त के “कुट्टनीमत” का निर्देश करता है और “नाटकलक्षणरत्नकोश” एवं “शार्ंगधरपद्धति” में स्वयंनिर्दिष्ट है। इसलिए इसका समय दशम शती का अंत में स्वीकृत है।
जयदेव कृत रतिमंजरी :- ६० श्लोकों में निबद्ध अपने लघुकाय रूप में निर्मित यह ग्रंथ आलोचकों में पर्याप्त लोकप्रिय रहा है। यह ग्रन्थ डॉ॰ संकर्षण त्रिपाठी द्वारा हिन्दी भाष्य सहित चौखंबा विद्याभवन, वाराणसी से प्रकाशित है।
कोक्कोक कृत रतिरहस्य :- यह ग्रन्थ कामसूत्र के पश्चात दूसरा ख्यातिलब्ध ग्रन्थ है। परम्परा कोक्कोक को कश्मीरी स्वीकारती है। कामसूत्र के सांप्रयोगिक, कन्यासंप्ररुक्तक, भार्याधिकारिक, पारदारिक एवं औपनिषदिक अधिकरणों के आधार पर पारिभद्र के पौत्र तथा तेजोक के पुत्र कोक्कोक द्वारा रचित इस ग्रन्थ ५५५ श्लोकों एवं १५ परिच्छेदों में निबद्ध है। इनके समय के बारे में इतना ही कहा जा सकता है कि कोक्कोक सप्तम से दशम शतक के मध्य हुए थे। यह कृति जनमानस में इतनी प्रसिद्ध हुई सर्वसाधारण कामशास्त्र के पर्याय के रूप में “कोकशास्त्र” नाम प्रख्यात हो गया।
कल्याणमल्ल कृत अनंगरंग:- मुस्लिम शासक लोदीवंशावतंश अहमदखान के पुत्र लाडखान के कुतूहलार्थ भूपमुनि के रूप में प्रसिद्ध कलाविदग्ध कल्याणमल्ल ने इस ग्रन्थ का प्रणयन किया था। यह ग्रन्थ ४२० श्लोकों एवं १० स्थलरूप अध्यायों में निबद्ध है।