برچسب: رمان

  • | اول شخص مفرد | علی‌مراد فدایی‌نیا |

    يکم                        خرگوشی سفيد داشتم ؛ با خال های سياه سو غاتی برای خودم . يکی دو روز توی اين اتاق با هم بو ديم.براش غذا خريد ه بو دم .با دستهام بازی می کرد . با چشمهاش بازی می کردم . گو ش هاش که پا ئين می آمد يعنی بازی .با لا که مرفت

    Continue reading

  • الفیه و شلفیه،  قدیمی ترین کتاب پورنوگرافی ایران

    الفیه و شلفیه،  قدیمی ترین کتاب پورنوگرافی ایران

    در این کتاب حالت‌های آمیزش جنسی با تصویر و نگاره در چهارچوب داستان آمیزش زن با مرد آموزش داده شده‌است. ازرقی این کتاب را برای بهبود ضعف نیروی جنسی طغان‌شاه گردآوری نمود. در نام کتاب، الفیه گویا کنایه از آلت تناسلی مرد و شلفیه کنایه از فرج است. گروهی نیز الفیه و شلفیه را نام…

    Continue reading

  • نوشته‌های شاهرخ مسکوب

    نوشته‌های شاهرخ مسکوب

    باران تندی می‌بارد. گاهی صدای چرخ ماشین‌هایی که در مونپارناس از روی آسفالت خیس می‌گذرند می‌آیند. دلم می‌خواست می‌زدم به خیابان و در دل تاریکی خلوت و سرد دم صبح شهر کمی راه می‌رفتم. امّا به عشق آبِ باران دل از نرمای گرم رخت‌خواب کندن آدمِ دریادل می‌خواهد. ماژلان! من عطّار را ترجیح می‌دهم که…

    Continue reading

  • گاوخونی | جعفر مدرس صادقی

    گاوخونی | جعفر مدرس صادقی

    داشت خواب‌ام می‌بُرد و دیدم اگر این خواب باشد و توی خوابْ خوابم ببرد، تازه وقتی از آن خوابِ دوّمی بیدار شوم، توی همین خوابِ اوّلی‌ام و باز باید از این‌یکی هم بیدار شوم و دیدم نباید بگذارم خوابم ببرد و چشم‌هایم را باز کردم.

    Continue reading

  • پاره‌ای از رمان طوطی نوشته زکریا هاشمی

    پاره‌ای از رمان طوطی نوشته زکریا هاشمی

    دستهایمان را زیر بغل هم قفل کردیم که نخوریم زمین. هر طرفی که بهروز تلو تلو می‌خورد مرا هم همراهش می‌کشید، هر طرفی که من تلو تلو می‌خوردم بهروز را می‌کشیدم. هر دو مست و بی‌اراده می‌رفتیم. یک مست دیگر بمن تنه زد و دور شد. ایستادم، بهروز هم ایستاد. مرد مست دور شده بود.…

    Continue reading

  • فیل در تاریکی | قاسم هاشمی‌نژاد

    فیل در تاریکی | قاسم هاشمی‌نژاد

    دیگر هیچ معجزه‌یی کارگر نبود و تو نمی‌دانستی همه‌ی معجزه‌ها فقط یکبار تکرار می‌شوند. تو مگر این چیزها را حالا بدانی. تو مگر این چیزها را حالا بیاد بیاوری.

    Continue reading

  • خلاصه داستان ‘همنوايی شبانه ارکستر چوبها’ | رضا قاسمی

    خلاصه داستان ‘همنوايی شبانه ارکستر چوبها’ | رضا قاسمی

    راوی به قتل رسيده، اما همچنان نقل می گويد و گزارش می دهد که قاتل او يعنی پروفت را دستگير کرده اند. مستاجران ديگر هم هر يک به نحوی از ساختمان پراکنده می شوند، و راه برای نقشه های سيد باز می شود که به چيزی جز تصرف طبقه ششم نمی انديشد. آخرين رويداد رمان…

    Continue reading

  • بخش نخست رمان چاه بابل | رضا قاسمی

    بخش نخست رمان چاه بابل | رضا قاسمی

    متن کامل رمان چاه بابل بخشی‌ از رمان ‘چاه بابل’ که توسط نشر باران در سال ۱۹۹۸ در سوئد چاپ شده است: پاره‌ی يکمشمايل سرگردان فليسيا ۱ از جمله دلايلی که برای اثبات تناسخ می ‌آورند يکی اين است که در زندگی بارها به اشخاصی برمی‌ خوريم که نمی ‌شناسيم و با اين حال چهره‌

    Continue reading

  • چند سانت توی زمین | مهسا محب‌علی

    چند سانت توی زمین | مهسا محب‌علی

    نشستی روبروم و هی پات رو تو هوا تاب می دی و نوك سیگارت رو دور زیر سیگاری می چرخونی. منتظری من حرف بزنم؟ نه؛ من حرف نمی زنم. خودت باید شروع كنی. اصلا من این لحظه ها رو دوست دارم. دل ام می خواهد هی كش پیدا كنند. اصلا چرا اومدی این جا؟ چرا…

    Continue reading

  • | حرف‌های با خودم میان راه | بهمن فرسی |

    | حرف‌های با خودم میان راه | بهمن فرسی |

    دارد حوصله‌ام از این یادداشـت‌نویسی سر می‌رود. اصلاً معتقد نیستم که نویسنده باید هر روز چیزی بنویسد. هر وقت هم که یاوه‌های قلم‌زنان جـاپا قـرض کرده و کاسـب شده را در این زمینه می‌خوانم، آتشی می‌شوم.

    Continue reading