نزدیکی Intimacy

این اثر فیلمی نوگرا و جذاب است که رابطه‌ای لطیف را با جسورانه‌ترین صحنه‌های هماغوشی تصویر می‌کند، به گونه‌ای که گاه با آثار “پورنو” پهلو می‌زند.

“نزدیکی” فیلمی تکان‌دهنده درباره تنهایی در جامعه مدرن است. دو شخصیت اصلی فیلم که با هم “رابطه” برقرار می‌کنند، در کلافی از روابط شلوغ و دست وپاگیر، گیر کرده‌اند، اما هر دو عمیقا تنها هستند. نه به خلوت کسی راه دارند و نه اجازه می‌دهند کسی به خلوت آنها راه یابد.

فیلم داستان ملاقات تصادفی و رابطه صرفا جنسی مردی است که در یک بار کار می‌کند، با بازی مارک رایلنس، و زنی خانه‌دار که گهگاه در تئاتر بازی می‌کند، با هنرنمایی کری فاکس. رابطه‌ای که در آغاز غریب و پرکشش است سرانجام به تجربه‌ای عذب‌آلود برای هردو بدل می‌شود.

مرد که از هر رابطه و پیوندی سرخورده، خانواده خود را ترک کرده، زیرا خود را از ارتباطی حقیقی و بامعنی با زن و فرزند ناتوان دیده است. او با زنی ناشناس ارتباط برقرار می‌کند که جز همخوابی چیزی از او نمی‌خواهد. زن نیز، درمانده و پشیمان از زناشویی، در گریز از “کانون گرم خانواده” به آغوش مرد پناه آورده و از او جز همخوابی چیزی نمی‌خواهد.

زن و مرد، بی آن که چیزی از هم بدانند، هر چهارشنبه با هم خلوت می‌کنند. آنها در آغوش هم فرو می‌روند و از بدن هم کام می‌گیرند، بی آن که به عواطف و احساسات هم کاری داشته باشند.

رابطه آنها بدون هیچ کلام و شناختی از همدیگر، تا روزی ادامه دارد که مرد به خود اجازه کنجکاوی می‌دهد و با ورود به زندگی زن، می‌کوشد را بشناسد. این گام به معنای پایان “نزدیکی” آنهاست. زن که حریم شخصی او بیرحمانه دریده شده، با طغیانی خاموش و اندوهبار مرد را از خود می‌راند.

مرد بار دیگر تنها و نومید به جا می‌ماند، با این آگاهی لرزاننده که اینک با تمام وجود یکسره به زنی وابسته است که از او چیزی جز همخوابی نخواسته و پیوند با او را تنها برای ارضای جنسی دانسته بود.

فیلم به مدد بیان تصویری قوی، فضاسازی سنجیده در بافتی متمرکز و فشرده از تصاویر گویا و حداقل گفتار، احساسات خفته و پنهان انسان مدرن را می‌کاود و از سرگشتگی روحی او پرده برمی‌دارد.

فیلم”نزدیکی” (ساخته ۲۰۰۱) را باید یکی از بهترین آثار سینمای مدرن اروپا دانست. یکی از نادر فیلم‌هایی است که اگر نه بالاتر از متن، دستکم هم‌پایه با پشتوانه ادبی خود قرار می‌گیرد.

Jeden Mittwoch besucht Claire den Barkeeper und heruntergekommenen Musiker Jay, der schon in die Jahre gekommen ist und den sie zufällig kennengelernt hat, um in seiner Wohnung Sex mit ihm zu haben. Die beiden kennen zunächst nicht den Namen ihres Partners. Nach einem ihrer Treffen folgt Jay Claire heimlich in ein Vorstadttheater und entdeckt, dass sie als Schauspielerin in Tennessee Williams’ Stück Die Glasmenagerie auf der Bühne steht. Er findet heraus, dass sie mit dem Taxifahrer Andy verheiratet ist und einen Sohn mit ihm hat. Jay schließt Bekanntschaft mit Andy, den er über Claire, ihre Gewohnheiten, ihre Schauspielerei und ihr Leben ausfragt und erfährt jetzt erst den Namen seiner Sexpartnerin. Dieses Wissen verändert jedoch seine Einstellung zu ihr und zerstört die Basis einer bisher nur auf Sexualität bestehenden Beziehung. Nach und nach wird ihm bewusst, dass Claire sich wohl nicht von ihrem Mann trennen wird. Nachdem ihr heimliches Verhältnis aufgeflogen ist, treffen sie sich ein letztes Mal und haben Sex in einer Intensität und Nähe, die sie in allen ihren vorherigen Treffen niemals erlebt hatten. Damit endet ihre Beziehung.

Barman dans un pub londonien, Jay, la quarantaine, vit seul depuis qu’il a quitté son épouse, et abandonné leurs deux enfants. Une fois par semaine, le mercredi après-midi, il reçoit la visite d’une femme avec laquelle il fait l’amour passionnément et dont il ignore tout, jusqu’au prénom. À son travail, il se lie d’amitié avec Ian, un jeune homosexuel nouvellement embauché, qui devient peu à peu son confident. Le temps passe et Jay éprouve le besoin d’en savoir davantage sur sa mystérieuse partenaire. Il se met à la suivre après leurs rendez-vous et découvre qu’elle est comédienne de théâtre, mariée et mère d’un petit garçon…

Jay (Rylance) is a bartender who abandoned his family, because his wife lost interest in him and their relationship. Now living alone in a decrepit house, he has casual weekly sex with an anonymous woman (Fox), whose name he does not know. At first, their relationship is purely physical, but he eventually falls in love with her.

Wanting to know more about her, Jay follows her across the streets of London to the grey suburbs where she lives. He then follows her to a pub theatre where she is working as an actress in the evenings. Jay learns that her name is Claire, and she has a husband (Timothy Spall) and a son. Subsequently it is made clear to Jay that Claire will not leave her family. They meet for a final time, and have sex with an intimacy that has been missing during the illicit sex sessions of their previous encounters.

زن منبع بی پایان عشق و سکس

عشق فیلمی بر اساس فانتزی‌های جنسی فردی ‌است و اولین بار قرار بود با بازی مونیکا بلوچی باشد اما بی سابقه بودن صحنه های جنسی در این فیلم مخصوصا سکس سه نفره، با یک ترنس، از پروژه کنار کشید. سکس سه نفره گونه‌ای از آمیزش جنسی است که به‌طور همزمان در بین سه نفر انجام می‌شود.

مورفی: «فکر می‌کنم رازها باعث میشن قوی‌تر بشی، اینطور نیست؟»

الکترا: «نه… رازها باعث میشن تاریک‌تر بشی…»

عشق فیلمی سه‌بعدی در سبک درام به کارگردانی گاسپار نوئه محصول ۲۰۱۵ فرانسه است. این فیلم بر اساس فانتزی‌های جنسی فرد ساخته شده‌است و بیان می‌دارد که یک اشتباه شهوت‌آمیز می‌تواند تا چه اندازه مخرب باشد. گاسپر نوئهی قصد داشته تا فیلم عشق را قبل از فیلم برگشت‌ناپذیر و با بازی مونیکا بلوچی و وینسنت کسل بسازد. اما بی سابقه بودن صحنه های جنسی در این فیلم به رغم آنکه موافقت هر دو بازیگر را پیش از تولید به همراه داشت اما در نهایت هنگامی که آنها فیلمنامه را خواندند، نسبت به سهیم کردن زندگی جنسی شان با مردم جهان، مخصوصا به صورت سه نفری، با یک ترنس، احساس ناراحتی کردند، و از پروژه کنار کشیدند تا نوئه مجبور شود این فیلم را یک دهه بعد بر روی پرده سینما به نمایش درآورد.

La película gira en torno a la vida de un estudiante de la escuela de cine llamado Murphy, y su ex novia Electra, con quien tuvo una relación durante dos años, antes de dormir con otra mujer, Omi, que pasó a quedar embarazada como resultado de la infidelidad de Murphy. Este embarazo no deseado puso fin a la relación entre Murphy y Electra en una nota muy triste. Una mañana lluviosa, la madre de Electra, Nora, llama a Murphy para preguntarle si ha oído de la joven, porque ella no la ha podido contactar desde hace bastante tiempo, y teniendo en cuenta las tendencias suicidas de su hija, estaba realmente preocupada. Durante el resto de ese día, Murphy recuerda su pasado con Electra, lleno de abuso de drogas, sexo duro y momentos tiernos

آمیزش جنسی سه‌نفره یا سکس سه نفره یا تری‌سام (به انگلیسی: Threesome) گونه‌ای از آمیزش جنسی است که به‌طور همزمان در بین سه نفر انجام می‌شود. این سه نفر ممکن است سه مرد، سه زن، دو مرد و یک زن یا دو زن و یک مرد باشند. آمیزش جنسی سه‌نفره نسبت به شیوه‌های دیگر آمیزش جنسی رواج کم‌تری دارد و ممکن است به‌صورت از پیش‌ هماهنگ‌شده در میان دوستان انجام گیرد. این عمل در ژاپن و کشورهای شرق آسیا رواج زیادی بین همجنسگرایان دارد و عملی محبوب بین خواهان در تمام جهان است. بیشتر زنان دوست دارند هنگامی که کیری در کس دارند، یک کیر دیگر در کون باشد تا به ارگاسم برسند و ارضا شوند. ارضا شدن زن از کس به هنگامی که کیری در کون دارد اوج لذت جنسی است. در بیشتر زنان حساس‌ترین عضو به تحریک جنسی کلیتوریس است که لمس آن بسیار برای زنان لذت بخش بوده و بیشترین نقش را در فراهم آوردن لذت جنسی برای زنان دارد. تحریک برخی از نقاط بدن همچون واژن، کلیتوریس، نوک پستانها یا مقعد زن می‌تواند به ارگاسم منتهی شود. بسیاری از زنان به ویژه زنان طبقات پایین در کشورهای جهان سوم تاکنون تجربه رسیدن به ارگاسم را نداشته‌اند و بسیاری از ناراحتی‌های روحی نیز می‌تواند توان ارگاسم را از زنان سلب کند.

Murphy est étudiant en école de cinéma. Il est depuis deux ans avec sa petite amie Electra, quand ils invitent une très jeune voisine, Omi, à partager leurs jeux sexuels. Mais en l’absence d’Electra, Murphy a de nouveau un rapport avec Omi, et celle-ci (qui est contre l’avortement) apprend peu après qu’elle est enceinte. Cette grossesse non désirée met fin à la relation entre Murphy et Electra

Un matin de 1er janvier, la mère d’Electra, Nora, appelle Murphy pour lui demander s’il a des nouvelles de la jeune femme, parce qu’elle n’en a pas depuis plusieurs mois, et commence à être sérieusement inquiète, compte tenu des tendances suicidaires de sa fille. Durant le reste de cette journée, Murphy se rappelle (sous forme de flashbacks disjoints, non linéaires) sa relation passée avec Electra, abondant en drogues, sexe torride et moments de tendresse

تدور أحداث الفيلم حول حياة طالب في مدرسة للسينما يدعى (ميرفي)، وصديقته السابقة (الكترا)، قبل النوم مع امرأة اخرى تدعى أومي الذي حدث للحصول على الحوامل نتيجة خيانة (مورفي) لصديقتها (الكترا). انتهى هذا الحمل غير المرغوب فيه العلاقة بين ميرفي والكترا على نغمة حزينة جدا. على خلفية ذلك اختفت (الكترا )عن انظارهم، أم إلكترا تدعى (نورا) تدعو ميرفي لأسأله عما إذا كان قد سمع من امرأة شابة ابنتها، لأن لديها ليس لبعض الوقت الآن، ونظرا الميول الانتحارية ابنتها، وقالت انها قلقة حقا. لبقية هذا اليوم، تذكر ميرفي ماضيه مع الكترا، مليئة بتعاطي المخدرات والجنس الخشن، ولحظات العطاء.

wild orchid

یک وکیل زن به نام «امیلی» است که در ریو، برزیل توسط یک مرد میلیونر خود ساخته، فریب می خورد…

فیلم ارکیده وحشی یکی از محبوب ترین فیلم های حال حاضر در آمریکا فیلم Wild Orchid 1989 هست با بازی Mickey Rourke و Jacqueline Bisset و بسیار بازیگر خوب دیگر در فیلم Wild Orchid 1989 نقش آفرینی کرده اند. امیلی یک وکیل زن است که در طی ملاقات در ریو مسحور یک میلیونر خودساخته می شود که مجموعه ای از برخوردهای شهوانی را به راه می اندازد.

«میکی» رورک (به انگلیسی: Philip Andre “Mickey” Rourke, Jr.) (متولد ۱۶ سپتامبر ۱۹۵۲) بازیگر، فیلمنامه‌نویس و بوکسور پیشین آمریکایی است. او برای بازی در فیلم کشتی‌گیر جوایر جشنواره جایزه بافتا و جایزه گلدن گلوب را به خود اختصاص داد و نامزد دریافت جایزه اسکار نیز شد.

میکی در فیلم شهر گناه به کارگردانی فرانک میلر و رابرت رودریگز محصول سال ۲۰۰۵ در نقش مارو بسیار خوب ایفای نقش کرد. رورک در روزگار جوانی یکی از خوش چهره ترین بازیگران هالیوود بود. رورک پس از آنکه در مسابقات بوکس حسابی صورتش با مشت های فراوان از فرم اولیه خارج شد، با جراحی های متعدد پلاستیک توانست تا حدود صورت خود را بازیابد اما این میکی رورک، هرگز آن جوان خوش چهره ای نشد که روزگاری در سینما رقیبی خوش تیپ تر از خودش پیدا نمی شد!

در واقع واژهٔ زن یک نام همگانی برای اشاره به انسان ماده است مانند «حقوق زنان».
به‌طور معمول یک زن بالغ، توانایی بارداری و زادن دارد. زن جوان ازدواج نکرده را دوشیزه و زن ازدواج کرده را زن متأهل یا بانو می‌خوانند. به زنی که دارای فرزند شده‌است، مادر گفته می‌شود.

Young lawyer Emily Reed (Otis) travels to New York City for an interview with an international law firm, which immediately offers her a job on the condition that she can fly to Rio de Janeiro the following morning. Emily agrees and is introduced to Claudia Dennis (Bisset), one of the firm’s top executives. They arrive in Rio to finalize the purchase of a hotel, but angry Claudia must fly to Buenos Aires, Argentina, to meet the hotel’s owner. Claudia instructs Emily to cover her date for the night. While viewing the hotel, Emily sees two locals having animalistic sex, which unnerves her and she returns to her own hotel. She meets Claudia’s date; a wealthy man named James Wheeler (Rourke). They have dinner, accompanied by James’ bodyguards

James intrigues Emily; he is quiet and asks personal questions without being demanding or rude. After dinner, they attend a street carnival; Emily leaves after a masked man who looks like James tries to seduce her. The next morning, Emily wakes to find James watching her. He gives her a bouquet of orchids and denies making advances to her the previous evening, and as an apology, he offers to show her the city. She is initially reluctant but consents; they attend a party with a married couple that they noticed in the restaurant the night before. Some navy sailors at the party try to make advances on the wife; James fights them and he, Emily, and the couple leave quickly in his limousine. The married couple is having marital problems because of the wife’s infidelity. She wants to reconcile with her husband. James encourages the couple to have sex in the limo, which they do. Emily finds their actions disturbing. Emily and James then visit the hotel that her firm wants to buy, and she tells James that she fears he would disappear if she touched him. When Emily hugs James, he pulls away from her, telling her that he does not like to be touched

The married couple gives James a necklace; he gives it to Emily. That night, Emily dresses up for the carnival festivities and is propositioned by a man in a mask, who offers her the key to his room. She initially refuses the offer but James encourages her to accept. She realizes James is incapable of acting upon his own emotions and tries to experience passion through others. Emily agrees to the stranger’s proposal and has sex with him 

The next day, Claudia returns to Rio with the hotel’s owner and arranges a meeting at the airport. Emily is humiliated when she discovers that Jerome (Greenwood), the owner’s attorney, is the stranger she slept with; Jerome uses their encounter to intimidate Emily to get a better deal for his client. Claudia discovers the truth and uses the information to threaten Jerome; if he does not complete the deal, she will tell his wife about the affair. Claudia and Emily get a very good deal. After the meeting, Claudia asks Emily about her impressions of James. She tells Emily that James was an only child who stuttered, and is a completely self-made man. Emily says that she has become obsessed with James, but that he would never touch her. Claudia’s assistants tell her that a man bought the deed to the old hotel before the deal was finalized; both women realize it was James, who confirms it was him. Claudia is angry and decides to proceed with the hotel’s sale even though she does not own it, hoping that she will be able to circumvent James’ actions

Claudia arranges a huge party to commemorate the sale of the hotel. The next morning, Claudia invites a young surfer to her room, and asks Emily—who can speak Portuguese—to translate what the surfer says. Claudia, Emily and the surfer are about to have sex when James interrupts them. Emily accuses James of setting people up to disappoint him and then throwing them aside when they do. He responds that he never sets anybody up and that they disappoint him of their own accord. James leaves and Emily shouts after him. Later that day, a package is delivered to Emily’s room; James has signed over the old hotel’s deed to her, saving the deal. Emily goes to the hotel, finds James and tells him she loves him, but leaves when he does not respond

Later that night, Emily returns to her room, where James is waiting for her. He tells Emily that he hardly spoke for years after his father abandoned him as a child, and that because of this his teachers thought he was intellectually disabled. He left school at a young age and worked hard, and while still a teenager, he bought a run-down house and repaired it. After he began to accumulate wealth, women became attracted to him and he started playing games to keep things interesting. The games became a way of life and he cannot stop playing them. Emily encourages James to reach out to her, offering him her love if he makes an effort to touch her. At first he resists, but reaches out and holds her when he thinks she will leave him. The two embrace and have sex. They ride away happily on a motorcycle together

Emily Reed (Carré Otis), une jeune femme arrivée depuis peu à New-York pour un entretien d’embauche dans un cabinet d’avocats international, est immédiatement engagée et envoyée à Rio de Janeiro, accompagnée d’une cadre dirigeante, Claudia Dennis (Jacqueline Bisset) pour aider à l’avancement des travaux d’un luxueux hôtel de plage

Mais Claudia doit partir en Argentine pour affaires. Emily se retrouve seule à diriger les travaux. Elle est présentée à un énigmatique ami de Claudia, Wheeler, un millionnaire marginal. Emily est intriguée par Wheeler et succombe à son charme. Mais ce que Wheeler désire vraiment, c’est la soumettre à une série de tests psychologiques et sexuels dans le but de la désinhiber et de l’introduire à une vie sexuelle sans règles

نگهداران بچه | ساشا گری

نگهداران بچه (در انگلیسی: Babysitters، تلفظ: بیبیسیترز) نام یک فیلم پورنوی آمریکایی است که در سال ۲۰۰۷ میلادی تولید، ساخته و پخش شد. بازیگران بسیار مشهور فیلم‌های پورنو در این فیلم بازی کردند. بودجه فیلم نگهداران بچه در حدود سی هزار دلار آمریکا بود. بازیگران مشهور فیلم‌های بزرگسالان همچون جِسی جِین، سوفیا سانتی، تیگان پرسلی، شای جردن، ساشا گری، سامی رودز در این فیلم ایفای نقش کردند.

  • بهترین صحنه سکس همه دختران
  • بهترین سکس دهانی – ساشا گری
  • بهترین پخش بدون حاشیه

ساشا گری (به انگلیسی: Sasha Grey) با نام اصلی مارینا آن هانتزیس، بازیگر، مدل، موسیقی دان و نویسنده آمریکایی است. گری، با ورود به صنعت فیلم‌های بزرگسالان، از سال ٢٠٠٧ تا ٢٠١٠، توانست برنده ١٥ جایزه (از جمله، جایزه ای‌وی‌ان در سال ٢٠٠٨) در این حرفه شود. در سال ٢٠١١، او یک کتاب مصوّر با نام نوی سکس، درباره کار خود در صنعت فیلم های بزرگسال به چاپ رساند.

گری در بسیاری موزیک ویدیو ها، مستند ها ، کمپین های تبلیغاتی ،آثار هنری و مجله ها حضور داشته. پس از اولین فیلم سینمایی خود، (با نام: The Girlfriend Experience) در سال ٢٠٠٩ به کارگردانی استیون سودربرگ، در چند فیلم دیگر از جمله پنجره‌های باز، و چند فیلم کمدی ترسناک دیگر بازی کرد.

گری یکی از بنیانگذاران، خواننده، و نویسنده‌ی بند موسیقی اینداستریال اِتله‌ساین بود. او نویسنده رمان‌های سه‌گانه انجمن ژولیت است.

زندگینامه

گری – با نام اصلی مارینا آن هانتزیس – زاده شهرستان ساکرامنتو، کالیفرنیا در یک خانواده از طبقه کارگر به دنیا آمد. پدرش یک مکانیک یونانی-آمریکایی بود، و در ژوئن سال ٢٠١٥ چشم از جهان فرو بست.مادرش از نژاد انگلیسی، ایرلندی و لهستانی است. والدین گری قبل از شروع دبیرستان وی طلاق گرفتند و او توسط مادرش ، که در سال ٢٠٠٠ ازدواج مجدد کرد ، بزرگ شد. او به عنوان یک کاتولیک بزرگ شد.

هرچند گری یک سال زودتر، در سن ١٧ سالگی فارغ‌التحصیل شد، او در چهار دبیرستان مختلف تحصیل کرد و از همه آنها ناراضی بود. در اواخر سال ٢٠٠٥ او به تحصیل در کلاس های فیلم، رقص و بازیگری در دانشگاه ساکرامنتو پرداخت. او تا مارس ۲۰۰۶ به عنوان پیشخدمت در یک رستوران فروش استیک مشغول به کار شد و توانست ۷۰۰۰ دلار پول برای مهاجرت به لس‌آنجلس پس‌انداز کند.

حرفه

دیو ناوارو و گری در سال ۲۰۰۷

در می ۲۰۰۶، ساشا گری به لس‌آنجلس، کالیفرنیا مهاجرت کرد و در فیلم های پورنوگرافی هاردکور بازی کرد.[۲۱] قبل از اینکه او نام‌هنری خود را ساشا گری بگذارد، در این زمان نام خود را از روی بازیگر فرانسوی، آنا کارینا گذاشت. نام “ساشا” برگرفته از نام ساشا کونیکو، موزیسین آلمانی است. و “گری” برگرفته از نام کتاب “تصویر دوریان گری“ نوشته‌ی اسکار وایلد است.

اولین فیلم گری، با نام : “مُدِ شیک : چالش” یک ارجی همراه با روکو سیفردی به کارگردانی جان استاگلیانو بود. پس از آنکه در این فیلم از سیفردی خواست که یک مشت به شکمش بزند، به سرعت در بین کاربران محبوبیت پیدا کرد، او بعداً اظهار داشت که آن ضربه واقعی نبوده. در ژانویه ۲۰۰۷، او نامزد دریافت جایزه بهترین سکس سه نفره برای فیلم فاک اسلیوز و نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم گروهی برای فیلم مُدِ شیک : چالش در بیست و چهارمین دوره جشنواره ای‌وی‌انشد. در سال ۲۰۰۸ او به جوان‌ترین برنده جایزه برترین بازیگر زن سال جشنواره ای‌وی‌ان تبدیل شد.او همچنین در بیست و پنجمین دوره جشنواره ای‌وی‌ان، برنده جایزه برترین فیلم سکس دهانی برای فیلم پرستارهای بچه شد. او همچنین برای فیلمی به کارگردانی دیو ناوارو با نام شکسته، برنده جایزه بهترین پایان عالی فیلم در جشنواره ای‌وی‌ان شد. گری همچنین در فیلم دزدان دریایی ۲: انتقام استاگنتی بازی کرد که فیلم برنده ۱۵ جایزه مختلف در شانزدهمین دوره جشنواره ای‌وی‌ان شد.

ای.او. اسکات، منتقد از روزنامه نیویورک تایمز حرفه‌ی پورنوگرافی گری را اینگونه توصیف میکند: “تمایز او، در کارهاییست که میخواهد انجام دهد، و جدیّتی که در انجام آن کارها دارد.” در سال ۲۰۰۹ او مقام اول “۱۰۰ بازیگر پورن” از دیدگاه سالنامه شماره ۱۱ مجله جنسیس بر اساس تعداد رای را کسب کرد. در ویرایش ۱۰ این مجله در سال ۲۰۰۸ او صاحب مقام ششم بود.

به گفته‌ی میامی نیوتایمز او در حدود ۱۹۰ فیلم بزرگسالان نقش‌آفرینی کرده، و همچنین دو فیلم جشن تولد و فتنه (۲۰۰۹) را کارگردانی کرده. به گفته روزنامه گاردین او در ۲۷۰ فیلم بزرگسالان بازی کرده است. گری آخرین فیلم پورنوگرافی خود را در سن ۲۱ سالگی در سال ۲۰۰۹ بازی کرده است. گری، بازنشستگی خود را در صنعت فیلم‌های پورن، در صفحه فیس‌بوک خود در آوریل سال ۲۰۱۱ خبر داد. در سال ۲۰۱۰ گری در مصاحبه‌ای با مجله ماکسیم گفت که پدر و مادرش از مشارکت و کار او در صنعت فیلم های بزرگسالان راضی نیستند اما با این حال شرایط را مهیا کردند.

پوشش رسانه ای

کمتر از شش ماه از ورود به صنعت فیلم‌های بزرگسالان، نام گری در مجله لس‌آنجلس به عنوان یک ستاره بالقوه بزرگ نوشته شد (بعد از جنا جیمسون). در دسامبر ۲۰۰۶ گری یک مصاحبه با شبکه‌ی “The Insider” که مربوط به سرگرمی های بزرگسالان است، داشت. در فوریه ۲۰۰۷ گری در شوی تایرا بنکس حضور پیدا کرد و درباره نوجوانان و رابطه جنسی صحبت کرد. گمانه زنی هایی وجود دارد که این نمایش به شدت از طریق ویرایش و سانسور دستکاری شده است و دفاع گری از انتخاب فیلم‌های بزرگسالان به عنوان یک حرفه حذف شده است، که این کار شبکه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

گری در ژوئیه سال ۲۰۰۷ توانست عنوان “حیوان خانگی سال“ را در مجله پنت‌هاوس به دست آورد، و عکس او توسط عکاس مد، تری ریچاردسون گرفته و چاپ شد. نام گری در نسخه دسامبر ۲۰۰۸ مجله رولینگ استون در لیست دختران جذاب چاپ شد. گری همچنین در سال ۲۰۰۹ مجری مستندی درباره سکسپو استرالیا برای برنامه‌ی تلویزیونی اتک آو د شو! در شبکهٔ جی۴ بود. گری دوبار در شبکه پلی‌بوی ظاهر شده، در دسامبر سال ۲۰۰۹ به عنوان مدل عکس و در اکتبر سال ۲۰۱۰ به عنوان عکس روی جلد مجله. در مه سال ۲۰۱۰ در مجله‌ی بلک‌بوک با ترنس کوه مصاحبه کرد.

در سال ۲۰۱۱ شبکهٔ سی‌ان‌بی‌سی گری را در لیست ۱۲ ستاره برتر فیلم‎های بزرگسالان قرار داد و چند شبکه دیگر این خبر را بازنشر کردند. در نسخه نوامبر ۲۰۱۳ نشریه پنت‌هاوس، گری به عنوان یکی از دوازده دختر کثیف نام برده شد، و مجلهٔ سلامتی مردان، او را به عنوان رتبهٔ ۸۵ از ۱۰۰ دختر جذاب تاریخ نام برد. فیلیپ دفرانکو، در سال ۲۰۱۶ او را به عنوان رتبهٔ ۱۱ از ۲۰ ستارهٔ پورنوگرافی با بیشترین جستجو در یوتیوب، توسط کاربران قرار داد

مدلینگ

گری برای مشتریان مختلفی به کار مدلینگ پرداخته، از جمله، پوشاک مانوکیان متعلق به ماکس عزریه، کفش‌های فورفکس، امریکن اپرل و فلوانت. گری در مجلهٔ وایس به مدلینگ ضد مد برای ریچارد کرن پرداخت.