برچسب: ناما جعفری
-

خاوران، تابستان از خون چکید | ناما جعفری
آنان که پس از دادگاههایی چند دقیقهای، حکم مرگ گرفتند و تیرها که تمام شد، در شوفاژخانههای زندان اوین بردار شدند.
-
رضا براهنی چگونه چپول دستمال به دست خمینی شد.
ناما جعفری | نویسنده | اسلو، ۱۹ دی ۹۲ ______________________________ چه چیزی باعث میشود انسان به این درجه از فرومایگی برسد! رضا براهنی در سال 1357، در اوج تب شورش آن سال، با نامهای ذوقزده به خمینی پلشت، او را «چراغ راه مبارزه شورش» خواند و در مقالهای در روزنامه اطلاعات، از «نجسان اسلامی» بهعنوان منجیان گیتی تمجید
-
به عصرها و ظهرهای گرم سه ماهِ تیر، مرداد و شهریور در تهران
ناما جعفری | نویسنده ــــــــــــــــــــــ من یعنی ناما جعفری، وقتی به نوجوانیام در سال ۲۰۱۰ نگاه میکنم، به عصرها و ظهرهای گرم تابستانی در تهران، وقتی از دست نیروهای پلشت رژیم اسلامی فرار میکردم تا دیواری پیدا کنم برای یک طرح که رژیم پلشت و جاکشان سپاه را به جنگ میکشید، هنوز هیجان آن لحظات
-

الف لام میم، سلام بر اقلیتِ تنهایى | ناما جعفری
ناما جعفری|مجله تابلو من اقلیتم، وقتى بادهاى مدیترانه اى روى صورتم، زخم میریزند، اقلیت از ته گورستان تنم، سرد میشود، آدم هاى تنها، آدم هاى اقلیتاند. گاهى فکر مى کنم مگر میشود، با زندگى در دنیاى مجازى کسى را اقلیت نامید، در دنیاى مجازى که میشود از یک اقلیت به یک گروه رسید و جامعه
-
زن صیغه ای خمینی
ناما جعفری | نویسنده ___________________ اوج خودفروشی سیمین دانشور در نقلقولی از غلامحسین ساعدی دیده میشود. او میگوید که دانشور، تحت تأثیر خمینی پلشت، گفته است: «ای کاش آقا مرا صیغه کند» و سپس عبای او را بوسیده است. دانشور، مانند بسیاری از روشنفکران دهه ۵۰، با حکومت پهلوی مخالف بود. او و همسرش، جلال
-
رژیم اسلامی پلشت، کریه و پلید
ناما جعفری | نویسنده ___________________ رژیم پلشت اسلامی، این رژیم کریه و پلید، سی و پنج سال است که قلب ایران را به چنگ گرفته و خون ملت را در شیشه کرده! این رژیم کثیف، این لکه ننگ تاریخ، با دروغ و ریا، با وعدههای پوچ و فریب، ملتی را به سوی جهل، فقر و
-

خسرو گلسرخی دلقک سیاسی و مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!
ناما جعفری | نویسنده ____________________ خسرو گلسرخی، این بهاصطلاح شاعر، روزنامهنگار و «قهرمان» انقلابی، در حقیقت یکی از مضحکترین و بیفایدهترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است که با نادانی بیحد، خودنمایی بیمارگونه و ژستهای توخالی، نه تنها هیچ دستاوردی برای جامعه نداشت، بلکه به یک نمونه عبرتانگیز از حماقت سیاسی تبدیل شد. آنها که او
-

اسبهایی که مرا به دنیا آوردهاند، سیانوری برای مرگ در دهانم گذاشتهاند
ما میمیریم و به مرگ که نگاه میکنیم از درون میپوسیم. گاهی مرگها، مرگ میشوند و به سراغمان میآیند، گاهی برای مرگ، کشته میشویم، مثل روزی که
-

آواز تو از زبان خاموشیی جهان به گوش میرسد
ناما جعفری رفیقان من پرندگانی هستند که اعضای دردمندشان، مناسباتِ جادویی جهان است. این نامه را در پاسخ به نامهی پرندهیی از رفیقانم نوشتم، کسی که رفیق است و میماند تا عطرهای سرخ از سینهام رسیدن شوند. سه نقطه میگذارم جای نامش اما. ۱۲ مه ۲۰۱۳ | تهران | ساعت چهار و پنجاه دقیقه صبح
-

در آغوش پیراهنم بودی | ناما جعفری
ناما جعفری|مجله تابلو ادبیات عاشقی است. عشق، ادبیات را میسازد و نفس میدهد به نوشتن. از بیداری میپراندمان به بودن. نبض بیپایانِ کلمه است. خواب را به پرسیدن از تن میبرد و بعد بیصدا ما را میان مچاله کردن رها میکند. از عاشق شدن بیژن الهی به غزاله علیزاده بنویسم یا از احمد شاملو به