پنجاه سایه خاکستری

نمی‌توان محبوبیت کتاب «پنجاه سایه خاکستری» را انکار کرد. با فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از کتاب و بیش از ۴۸۶ میلیون دلار فروش جهانی از زمان اکران فیلم در ۱۵ فوریه، «پنجاه سایه» به گفتمان عمومی راه یافته است.

و بنابراین، به حوزه سلامت عمومی. من سال‌ها با جوانان، دانشجویان دانشگاه، مدیران مدارس، کارکنان برنامه‌های جوانان و والدین در مورد سلامت جنسی در این کشور صحبت کرده‌ام. پس چه معنایی دارد که «پنجاه سایه» اکنون در فروشگاه تارگت روغن حمام، حلقه‌های عشق ارتعاشی، روان‌کننده و چشم‌بند می‌فروشد؟ آیا این طلوع گفتمان جنسی بهبود یافته در ایالات متحده است؟ اگر ما پذیرش عمومی از اسارت، قراردادهای جنسی و موارد مشابه داشته باشیم، آیا شاهد بهبود کلی در سلامت جنسی و رضایت آمریکایی‌ها خواهیم بود؟ یا «پنجاه سایه» فقط منعکس کننده وضعیت فعلی نابرابری در اتاق خواب بین زن و مرد است؟ آیا این اوج نهایی سوءاستفاده در قرارهای عاشقانه، خشونت جنسی و سایر واقعیت‌های غم‌انگیز در مورد رفتار (دگرجنسی)جنسی انسان است؟ متأسفانه، فکر می‌کنم بیشتر به مورد دوم مربوط می‌شود.

اولین چیزی که هنگام خواندن «پنجاه طیف» به ذهنم رسید این بود: وای، مردم واقعاً در مورد نوشته‌های وحشتناک شوخی نمی‌کنند. این سه‌گانه چقدر بد نوشته شده است؟ این باعث می‌شود مجموعه «گرگ و میش» – که منشأ «پنجاه طیف» است، همانطور که برای اولین بار به عنوان یک فن فیکشن خلق شد – مانند مطالب پولیتزر به نظر برسد. همانطور که سلمان رشدی در سال ۲۰۱۲ گفت، «من هرگز چیزی به این بدی نخوانده‌ام که منتشر شده باشد. این باعث شد «گرگ و میش» مانند جنگ و صلح به نظر برسد.»

همچنین چیز جدید زیادی در مورد «پنجاه طیف»، به خصوص از نظر جنسی، وجود ندارد. آیا واقعاً چیزی جسورانه یا شجاعانه در مورد یک مرد مسلط و یک دختر ساده‌لوح با چشمان بزرگ وجود دارد؟ این فقط یک نسخه با درجه R از یک فیلم دیزنی است.

این فوق‌العاده افسرده‌کننده است که اروتیسم بد نوشته شده که از فیلمنامه‌های جنسی بسیار قدیمی برای زنان و مردان استفاده می‌کند، بسیار محبوب شده است. مردم می‌توانند در مورد معانی، نمادگرایی و تأثیر آن بحث کنند، و این کار را کرده‌اند (با تشکر از آیدا ماندولی، مربی فوق‌العاده‌ی مسائل جنسی، برای لینک – و توییت زنده‌ی خنده‌دار او در مورد خواندن کتاب پنجاه سایه را از دست ندهید)، اما نکته‌ی اصلی این است که محبوبیت این سه‌گانه، بینشی عمیقاً دلسردکننده از وضعیت فعلی سلامت جنسی ماست. و صادقانه بگویم، جای تعجب نیست.

با توجه به نسل‌های اخیر که با «آموزش» جنسیِ صرفاً پرهیز و مبتنی بر شرم بزرگ شده‌اند، آیا جای تعجب است که اکنون به ما یک فانتزی جنسی ارائه می‌شود که بر شخصیت زنی اصرار دارد که بی‌اطلاع، بی‌تجربه و در واقع هرگز خودارضایی نکرده است؟ انتظار داشتیم پیشرفت طبیعیِ صرفاً پرهیز چه چیزی را برای ما به ارمغان بیاورد؟ فراموش نکنید که منشأ برنامه‌های صرفاً پرهیز از پیشگیری از بارداری نوجوانان – یک هدف ارزشمند و مبتنی بر شواهد در سلامت عمومی – به ترویج ازدواج دگرجنس‌گرایانه به عنوان تنها شکل پذیرفته‌شده‌ی رفتار جنسی انسان، یک رساله‌ی غیرعلمی و اخلاق‌گرایانه که در تغییر نتایج کاملاً بی‌اثر بوده است، تغییر کرده است. اما آموزش صرفاً پرهیز، بدون شک فرهنگ ما را تغییر داده است. این آموزش، شرم جنسی بیشتر، ترس بیشتر از خواسته‌هایمان – به ویژه خواسته‌های زنانه – و دانش کمتر در مورد بدن و فیزیولوژی ما را برای ما به ارمغان آورده است.

حالا ما کریستین و آناستازیا را داریم، پسر بدی که یک آئودی می‌راند و دختر خوبی که یک فولکس واگن بیتل قراضه می‌راند (به جای ولووی ادوارد و وانت شورلت دهه ۱۹۵۰ بلا در مجموعه گرگ و میش). کریستین بد است و می‌داند که بد است، و آناستازیا یک باکره واقعی و مجازی است و باید “گرفته” شود تا به خودش اجازه دهد هرگونه احساس جنسی واقعی داشته باشد. رضایت سست یا وجود ندارد (“بله”، “نه”، “نمی‌دانم”، “اوه، باشه، منو بگیر”)؛ مادی‌گرایی بی‌رحمانه منزجرکننده است (برای تنبیه، یک ماشین جدید می‌گیری!)؛ رابطه جنسی، رک و پوست کنده، کسل‌کننده است (او به معنای واقعی کلمه هنگام رسیدن به ارگاسم فریاد می‌زند “آخ”. آخ. من معمولاً وقتی انگشت پایم به جایی می‌خورد از “آخ” استفاده می‌کنم)؛ و پیام واضح است: زنانی که خواهان رابطه جنسی هستند هنوز باید «گرفته شوند»، بنابراین مسئولیتی در قبال احساسات خود ندارند و مردان می‌خواهند تسلط داشته باشند و لمس نشوند. متاسفم، اما سال ۲۰۱۵ است و این واقعاً رقت‌انگیز است. و متأسفانه، این نتیجه طبیعی بزرگ کردن نسل‌هایی از کودکان بدون آموزش جنسی واقعی و اصیل است. خواسته‌ها و الگوهای جنسی ما به اندازه اشتها، انتخاب لباس، آنچه گوش می‌دهیم و آنچه می‌خوانیم تحت تأثیر فرهنگ ما هستند. چرا انتظار نداشته باشیم که سرکوب، فقدان کامل خودشناسی و یک اتاق مخفی پر از چیزهای شیطنت‌آمیز که در آن حبس شده‌ایم، محبوب و مورد تجلیل قرار گیرند؟ همانطور که تریسی کلارک-فلوری، نویسنده سکس و روابط برای سالن، توییت کرد: «فیلم پنجاه سایه نمی‌توانست در مورد رضایت بی‌اطلاع‌تر باشد، و همین آن را دقیقاً به فیلم جنسی‌ای تبدیل می‌کند که آمریکا شایسته آن است.»

همه ما برای بهبود سلامت جنسی خود باید کارهایی انجام دهیم: افزایش ارتباط با شرکای جنسی‌مان؛ تقویت کنترل بارداری؛ آزمایش و درمان عفونت‌های مقاربتی؛ صحبت کردن زودهنگام و مکرر در مورد اهمیت حیاتی رضایت فعال و متعهدانه؛ و تلاش برای از بین بردن شرم و اطلاعات نادرستی که بسیاری از ما در دوران بزرگ شدن در جامعه‌ای با سرکوب جنسی آموخته‌ایم یا جذب کرده‌ایم.

با این حال، فرهنگ سکس همه چیز را می‌فروشد، زن‌ستیز و همجنس‌گراستیز. کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. بیایید حواسمان را با یک کتاب یا یک فیلم پرت نکنیم و در عوض بر ایجاد خود جنسی واقعی و اصیل خودمان تمرکز کنیم. ما لیاقت چیزی کمتر از این را نداریم.

دیدگاهتان را بنویسید